شمارهٔ ۸۳۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به آغاز فصل بهار و نوروز اشاره میکند و از تغییر حال و هوای جهان صحبت میکند. او به می و شراب و زیباییهای بهاری اشاره میکند و میگوید که دلش همیشه به امید و شوق معشوقش زنده است. حتی اگر غم و مشکلاتی بر او حاکم باشد، باز هم امیدش را از دست نمیدهد و به زیباییها و لحظات تازهای که در انتظار اوست، نگاه میکند. در نهایت، او بیان میکند که باوجود مشکلات، عشق و شوق او هرگز از بین نمیرود و همواره به دنبال لحظات جدید و زیباست.
ای همچو گل شکفته و از گل شکفته ترتا کی نهفته باشی و از من نهفته تر
هوش مصنوعی: ای مانند گل که شکفتهای و حتی از گل هم بیشتر شکفته شدهای، تا کی میخواهی پنهان بمانی و از من بیشتر در خفا بزی؟
بیدارتر ز دولت حسن تو چشم منوز بخت من دو نرگس مست تو خفته تر
هوش مصنوعی: چشم من به زیباییهای تو بیدارتر از خوشبختیام است و بخت من مانند دو گل نرگس مست، خوابآلود و غافل است.
چندانکه سعی بیش کنم هست پیش توناگفته بر حدیث من و نا شقته تر
هوش مصنوعی: هرچه تلاش بیشتری کنم، صحبتهایم در مقابل تو ناگفته باقی میماند و احساساتم نیز نادیده گرفته میشود.
فریاد ازین ستم که ز غارتگر غممشد خانه رفته و دلم از خانه رفته تر
هوش مصنوعی: از ظلمی که به من شده فریاد میزنم، زیرا درد و رنجی که به من وارد آمده، دلم را به شدت آزار میدهد و احساس میکنم که خانهام به اندازهی دل من نابود شده است.
اهلی بگوش یار رسان این سخن که هستاز در سفته گوهر نظم تو سفته تر
هوش مصنوعی: به معشوق بگو که این کلام را بشنود: این نکته را بدان که ارزش آثار تو حتی بیشتر از خود جواهرات است.