شمارهٔ ۸۶۳
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق و وفاداری شاعر در عشق اشاره دارد. شاعر بیان میکند که هرگز از محبت دیگران بهرهمند نشده و خانهاش از نور کسی روشن نشده است. او دیگر امیدی به وصال ندارد و از تفریحات دنیوی فاصله گرفته است. اگرچه در عشق درد و رنج کشیده، اما هرگز به حسد و ناراحتی بر سر خوشی دیگران دچار نشده است. او همچنان عاشق و دلبسته محبوبش باقی مانده و یاد او هیچگاه از ذهنش نمیرود. در نهایت، شاعر به دیگران هشدار میدهد که از وفای مردم دنیا ناامید باشند، زیرا محبت واقعی نایاب است.
اشارت تو بجان دادنم بشارت بسمرا به تیغ چه حاجت همین اشارت بس
هوش مصنوعی: نشان تو برای من از جان دادن مژدهای بزرگ است، به تیغ چه نیازی است، همین اشاره برای من کافی است.
چنان بشارت وصل تو شادمانم کردکه گر تو نیز نیایی همین بشارت بس
هوش مصنوعی: خبر وصال تو آنقدر مرا شاد کرد که اگر تو هم نیایی، همین خبر برایم کافی است.
چو کشته تو شوم بر مزار من بخرامکه خونبهای من ایدوست این زیارت بس
هوش مصنوعی: وقتی که من از دنیا بروم، بر سر آرامگاهم بیایید و برقصید، زیرا عشق و محبت من به تو، در این دیدار کافی است و ارزش خونبهای من را دارد.
شهید خانه خراب تو خاک منزل ساختدرین سراچه فانی همین عمارت بس
هوش مصنوعی: شهادت تو باعث شده که خاک خانهات، جایی برای سکونت در این دنیای فانی شود و همین ساختمان برای زندگی کافی است.
بخون دیده کنم سجده بتان اهلینماز همچو منی را همین طهارت بس
هوش مصنوعی: بخون دیده کنم سجدهگاه بتان، یعنی در حالتی که سجده میکنم، بارها به صورت یک مؤمن پاک و طاهر میآیم. من هم برای نزدیکی به خدا همین پاکی را کافی میدانم.