شمارهٔ ۹۳۱
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از حس حسادت و رشک خود نسبت به محبوب سخن میگوید. او به صورت استعاری بیان میکند که از دیدن محبوب با رقیبش رنج میکشد و این احساسات او را به مرز نابودی میرساند. باوجود عشق و شوقی که دارد، نمیتواند سختی دیدن محبوب را تحمل کند و در نتیجه، از آزار رقیب شاد نمیشود. حتی وقتی میبیند که رقیبش از دعای او جان میدهد، باز هم حس غم و رشک او را رنجور میکند. در نهایت، شاعر از تصور این که محبوبش به دست دیگران است، به شدت متاثر و ناراحت میشود.
عیبم مکن اگر (که) من هستم (خراب) عشقکایزد سرشت (آبم و) خاکم بآب عشق
هوش مصنوعی: من را سرزنش نکن اگرکه دچار عشق شدهام، زیرا که خداوند از من آب و خاک ساخته و تمامی وجودم تحت تأثیر عشق است.
ساقی بیار (می) که برنکشد از چه غممسررشته خرد که درو نیست باب عشق
هوش مصنوعی: ای ساقی، شراب بیاور تا غمهای من را از بین ببرد، چون در دل من هیچ نشانهای از عشق وجود ندارد.
چون نحل موم کار خرد گرچه دلرباستموقوف یک نظر بود از آفتاب عشق
هوش مصنوعی: از آنجا که عشق مانند آفتاب است، زیبایی و جذابیتش وابسته به یک نگاه است، همانطور که زنبور عسل به کارکردن مشغول است، ولی همه چیز به یک نظر عاشقانه بستگی دارد.
مستی که خواب عشق ربودش دم نخستکی سر به صبح حشر برآرد ز خواب عشق
هوش مصنوعی: مستی که عشق او را در لحظه اول مجذوب خود کرد، آیا میتواند در روز قیامت از خواب عشقش بیدار شود؟
دنیا و آخرت همه از یاد برده استاهلی که مست دوست بود از شراب عشق
هوش مصنوعی: مردی که به خاطر عشق و محبت به معشوق خود، تمام توجهش را معطوف او کرده و از دنیا و آخرت غافل شده است. او به قدری در این حالت غرق شده که انگار هیچ چیز دیگری برایش اهمیت ندارد.