شمارهٔ ۹۹۱
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی ابراز عشق و اشتیاق عمیق شاعر به محبوبش است. شاعر آرزو دارد که محبوب بازگردد و او بتواند در مقابل قدمهایش تعظیم کند و خاک پای او را ببوسد. او در هر جایی که محبوب قدم میگذارد، با اشک و اندوه به آنجا میرود و جای محبوبش را بوسه میزند. شاعر در حسرت زیبایی و ویژگیهای محبوبش از قبیل قامت و چهرهاش سخن میگوید و همچنین به عشق و سرگردانیاش اشاره میکند. او از ناامیدیاش نسبت به رسیدن به محبوب میگوید و میخواهد که محبوب به خوابش بیاید تا او بتواند زیباییهای او را در خواب ببیند و اگر ممکن باشد، آنها را بوسه زند. در انتها، شاعر درویشی عاشق و فقیر معرفی میشود که تنها آرزویش بوسیدن دستی است که محبوب میخواهد به او بدهد.
چندان بر آستان خرابات سر نهمکآخر قدم بمنزل مقصود بر نهم
هوش مصنوعی: من به اندازهای مقابل دروازهی میخانه سر فرود میآورم که بالاخره بتوانم به مقصد نهاییام برسم.
هرگز نکردم از صف مسجد ترقییکو راه دیر تا قدمی پیشتر نهم
هوش مصنوعی: هرگز از صفوف مسجد جلو نرفتهام؛ حتی یک قدم هم برای اینکه به جلو بروم تلاش نکردهام.
یاد از در دل آمد و من بی خبر از وشب تا بروز گوش بر آواز در نهم
هوش مصنوعی: به یاد تو در دل من جاری شد و من بیخبر از آن، شب را به روز میآورم و گوش به آوازها میسپارم.
هر نیم شب که پای نهادم بکوی دوستهوشم امان نداد که پای دگر نهم
هوش مصنوعی: هر بار که به کوی دوست میروم، خواب و آرامش به من اجازه نمیدهد که قدمی دیگر بردارم.
اهلی ز داغ عشق مرا طعنه گر زنیاین داغ غم ز دست توهم بر جگر نهم
هوش مصنوعی: اگر به خاطر عشق به من طعنهای بزنی، بدان که این درد و غم که دارم، از توست و من آن را به دل خود میزنم.