شمارهٔ ۹۹۳
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق بیان میکند. او از دور به محبوب نگاه میکند و به شدت تحت تأثیر زیبایی او قرار میگیرد، به حدی که نمیتواند تحمل نزدیک شدن به او را داشته باشد. شاعر اشاره میکند که چه اندازه ناز و زیبایی محبوب او را تحت تأثیر قرار داده و او را دچار درد و زاری کرده است. در نهایت، او نگران فراموش شدن از سوی محبوبش است و این موضوع باعث ناله و غم او میشود.
خوش آنکه تو بازآیی و من پای تو بوسمدر سجده فتم خاک قدمهای تو بوسم
هوش مصنوعی: خوشحال میشوم که دوباره برگردی و من در حالت سجده، پای تو را ببوسم و خاک پای تو را بوسه زنم.
هر جا که تو روزی نفسی جای گرفتیآنجا روم و گریهکنان جای تو بوسم
هوش مصنوعی: هر کجا که تو روزی نفس بکشیدی، من هم به آنجا میروم و با اشک، جای تو را میبوسم.
در باغ روم بیتو و هر سرو که بینمپایش به هوای قد و بالای تو بوسم
هوش مصنوعی: در باغ روم که هستم، هر درخت سروی که میبینم، به خاطر یاد تو و اندازه و زیباییات، پای آن را میبوسم.
روی تو تصور کنم و لاله و گل رااز حسرت رخسار دلآرای تو بوسم
هوش مصنوعی: به یاد تو و زیباییات، گل و لاله را از حسرت زیبایی صورتت میبوسم.
در خاک کشی آن سر زلف و من محرومخاک از هوس زلف سمنسای تو بوسم
هوش مصنوعی: من در آرزویم که سر زلف تو را بر خاک بگذارم و با این کار، وجود خود را همی گدازم و به خاک، بوسهای از زلف زیبا و دلانگیز تو بزنم.
از مهر تو ای یوسف جان، بهره ندارمگر پای حریفان نه به سودای تو بوسم
هوش مصنوعی: من از محبتهای تو بیبهرهام، حتی اگر برای دیگران در آرزوی تو، بوسهای بزنم.
هرجا که غزالیست چو مجنون سر و چشمشاز آرزوی نرگس شهلای تو بوسم
هوش مصنوعی: هر جایی که یک غزال باشد، من مثل مجنون به خاطر آرزوی چشمان زیبای تو، سر و چشمم را میبوسم.
خواهم که شوی مست شکر خواب صبوحیدر خواب مگر لعل شکرخای تو بوسم
هوش مصنوعی: میخواهم که تمام وجودت را پر از شادی و سرمستی کنم، به گونهای که در خواب با طعمی همچون شکر بیدار شوم و بتوانم لبهایت را که به رنگ لعل است، ببوسم.
من اهلی درویش تو ای شاه بتانمدستی که ببوسم به تمنای تو بوسم
هوش مصنوعی: من به عشق تو، ای شاه زیباییها، دستی دارم که با آن خواهم بوسید.