شمارهٔ ۱۰۲۶
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات و آلام انسانی است که گرفتار دنیا و مشکلات آن است. شاعر از ناپاکی و آلودگی دنیای بیرونی (به مثابه مگس) سخن میگوید و در عین حال به آرامش و همنشینی با فرشتگان درون خود اشاره میکند. او به صبر و تحمل در مواجهه با مشکلات اشاره میکند و میگوید که اگرچه در باغ دنیا به آرامش نرسیده، باید صبور باشد. او خود را با احساس فراموشی و ناشناخته بودن معرفی میکند و نسبت به آنچه که در نظر دیگران کمارزش است، رنج میبرد. در پایان، او از خضر (نماد دانش و هدایت) درخواست یاری میکند و بر این باور است که تا زمانی که وعده وصال محقق نشود، نمیتواند به آرزوهایش برسد.
چو ماه نوجمال عالم افروزش که می بینمز روز دیگر افزون است هر روزش که میبینم
هوش مصنوعی: گوییا، زیبایی ماهی که تازه به آسمان آمده است، دنیا را روشن میکند و من هر روز که او را میبینم، حس میکنم زیباییاش روز به روز بیشتر میشود.
نهال نورس قدش گذشت از قامت طوبیاز اینهم بگذرد زین بخت فیروزش که میبینم
هوش مصنوعی: درخت جوانی که قدش از درخت طوبی (درخت بهشتی) بلندتر شده، نشان از آیندهای درخشان و خوشبخت دارد. من این خوشبختی را میبینم و از آن شگفتزدهام.
نه تنها درد نادیدن ز منع دشمنم سوزدز نادیدن بتر جور بد آموزش که میبینم
هوش مصنوعی: نه تنها از این که دشمنم مانع دیدنم میشود رنج میبرم، بلکه از نادیده گرفتن و بدآموزیهایی که میبینم نیز درد میکشم.
دل ریش پریشانم یکی کز لطف جمع آردکه خواهد بود غیر تیر دلدوزش که میبینم
هوش مصنوعی: دل شکسته و مضطرب من، کسی را میخواهد که با مهربانیاش مرا آرام کند. اما نمیدانم آیا غیر از تیر دردناک عشق او، چیز دیگری در انتظارم است؟
تن بیمار اهلی کز تب هجران همی سوزدعجب گر جان برد چونشمع ازین سوزش که میبینم
هوش مصنوعی: تن بیمار و رنجور عشق که از دوری معشوق میسوزد، عجیب نیست اگر جانش مثل شمع از این سوختن خارج شود؛ چرا که من این وضعیت را مینگرم.