شمارهٔ ۱۱۵۰
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس عمیق عاشقانه و سردرگمی شاعر است. او از کنترل دل خود خارج میشود و این دل آسوده، به زودی به درد و خونریزی مبتلا خواهد شد. زیبایی چهره معشوق او را غمگین و اندوهگین کرده و چهره او را زرد و اشکهایش را چون لاله میسازد. شاعر سعی دارد خود را از نگاه به محبوب منع کند، زیرا میترسد با دیدن او دلش دچار عذاب شود. او همچنین بیان میکند که اگر عشق به محبوب ادامه یابد، او را از دنیای آرامش به جنون خواهد کشاند. در نهایت، او به کشش عاشقانهاش نسبت به محبوب اعتراف میکند و از پیامدهای این عشق بیپروایانه آگاه است.
گر با تو نیم دولتم ای شوخ بس است اینکز دور مرا بینی و گویی چه کس است این
هوش مصنوعی: اگر با تو هیچ ثروتی نداشته باشم، همین که از دور مرا ببینی و بگویی چه کسی است، برای من کافی است.
گفتی که شبت ناله بسی پست برآیدمارا نفسی نیست مگر هم نفس است این
هوش مصنوعی: گفتی شبها صدای نالههای زیادی به گوش میرسد، اما ما هیچ نفسی نداریم جز اینکه با هم همنفس هستیم.
پروانه تواند به رخ شمع نظر دوختای مردمک دیده نه کار مگس است این
هوش مصنوعی: پروانه میتواند بر شمع بنشیند و به شعله آن خیره شود، اما ای مردمک چشم، این کار مگس نیست.
جز مردن و کشتن سخن از عشق نگویمتا خلق نگویند که صاحب هوس است این
هوش مصنوعی: من فقط درباره عشق صحبت نمیکنم، مگر اینکه به مرگ و کشتن اشاره باشد؛ زیرا نمیخواهم مردم بگویند که من فقط به دنبال هوس هستم.
اهلی به دعا باز چه دارد اجل از خودچون در شب هجران تو فریادرس است این
هوش مصنوعی: در دل شب جدایی تو، چگونه میتواند مرگ خود را به دعا بخشیده باشد، وقتی که تو سرپناه و فریادرس منی؟