شمارهٔ ۱۲۲۱
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عمیقترین احساسات خود نسبت به معشوق صحبت میکند و نشان میدهد که همه چیز را برای او فدای کرده است. او تمنای نگاه و حضور معشوق را دارد و از خواب مرگ و بیحسی میترسد. در توصیف زیبایی و جذابیت معشوق، حیرت و شگفتی خود را ابراز میکند و به عشق و علاقه عمیق خود اشاره میکند. همچنین، احساس میکند که در جمعیتی که به معشوق خدمت میکنند، جایی ندارد و تنها جاذبه معشوق او را تحت تاثیر قرار داده است. این شعر بیانگر خلوص و شدت عشق شاعر به معشوق است.
ای دلم چون پسته از شور نمک بریان توسوخت مغز استخوانم پسته خندان تو
هوش مصنوعی: ای دل من، مثل پستهای که در اثر شور و نمک سوخته، من هم به خاطر عشق و شوق تو، تمام وجودم در آتش اشتیاق می سوزد و تو با خندۀ خود به من زندگی میدی.
من کجا پیدا شوم جاییکه همچون ذره اندصد هزاران آفتاب از مهر سرگردان تو
هوش مصنوعی: من کجا میتوانم پیدا شوم در جایی که مانند ذرهای از هزاران آفتاب، عشق و گرمای وجود تو در حال تابیدن باشد؟
عقل و هوش و دین و دل صرف تو کردم ایپسرگر ترا با جان من کارست آنهم زان تو
هوش مصنوعی: من تمام عقل، هوش، دین و احساساتم را برای تو خرج کردم. اگر کار تو با جان من است، این نیز به خاطر توست.
میکنم یاد دهانت و آتش لب تشنگیکی شود تسکین بیاد چشمه حیوان تو
هوش مصنوعی: به یاد دهان تو فکر میکنم و آتش تشنگی من چه زمانی با یاد چشمه حیوان تو آرام میشود.
گر شود از خاک ما هر ذره چشم روشنیسیر نتوان گشتن از نظاره جولان تو
هوش مصنوعی: اگر هر ذره از خاک ما به حقیقت تبدیل شود، باز هم نمیتوان به اندازه زیبایی و شگفتی تو سیر و تماشا کرد.
بلبل عرشیست اهلی ایگل از وی رو متابچند روزی کاندرین گلشن بود مهمان تو
هوش مصنوعی: بلبل آسمانی، که به راحتی در این دنیا زندگی میکند، از او دور نشو. زیرا برای چند روز در این باغ گل مهمان توست.