شمارهٔ ۳۹ - در مدح میر سعد الدین اسعد گوید
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و سوز خود به خاطر فراق معشوق میگوید و حالات دلbroken خود را توصیف میکند. او به زیباییها و ویژگیهای معشوق اشاره کرده و حسادتهای موجود را در برابر محبت و کرامت او قرار میدهد. شاعر تاکید میکند که عشق و محبت به معشوق، همچون بهاری سرشار از زندگی و خرمی است و هرگونه حسادت و دشمنی نسبت به او، همچون زردی گل است. همچنین، شاعر از تواناییهای خاص معشوق در القای روح و شگفتیهای عشق یاد میکند و او را در مقام بالایی قرار میدهد که هر گوشهای از هستی به رحمت و نیکیاش محتاج است. در نهایت، شاعر به دعا و تمنای خود در راستای حفظ معشوق از آفات اشاره میکند.
تنم زبانه آتش ز سوز جان داردچه حاجت است بگفتن که خود زبان دارد
هوش مصنوعی: بدن من از شدت درد به مانند شعلههای آتش در میسوزد، دیگر چه نیازی به گفتن است وقتی که خود این درد به خوبی بیانگر حال من است؟
چو تار چنگ دل من ضعیف شد از دردچنان که باد بر او گر وزد فغان دارد
هوش مصنوعی: دل من به شدت به درد آمده و مانند تار چنگ ضعیف شده است. به طوری که اگر بادی به آن بخورد، صدای نالهاش به گوش میرسد.
شب از فراق تو دود دلم بماه رسیدهنوز روی من از آه من نشان دارد
هوش مصنوعی: شب، به خاطر جدایی تو، دلم پر از دود و غم است و هنوز، اثر آتشین آه من بر چهرهام دیده میشود.
هلاک خسته دلم زان لب است و میخواهمکه هر چه دل طلبد خسته رازیان دارد
هوش مصنوعی: دل من از لبهای آن معشوق خسته و ویران شده است و میخواهم که هر آنچه که دل بخواهد، برای این دل خسته، رازی در دل داشته باشد.
هزار بار مرا کشت و زنده کرد آن چشمکه مرگ و زندگی از غمزه تو امان دارد
هوش مصنوعی: آن چشمی که با ناز و غمزهاش مرگ و زندگی را در دست دارد، هزار بار مرا به قتل رسانده و دوباره زنده کرده است.
ستاره ایست عجب آفتاب رخسارتکه کوکب همه خوبان از آن قران دارد
هوش مصنوعی: ستاره ای وجود دارد که زیبایی چهره تو را به نمایش میگذارد و تمام ستارههای خوشچهره از نور آن بهرهمند هستند.
به کنیم از مژه چشمت ای کمان ابروهزار ناوک خونریز در کمان دارد
هوش مصنوعی: چشمانت همچون کمان ابرو میدرخشد و نگاه تو، همچون تیرهای خونین، هزاران احساس و درد را در دل مینشاند.
تو گرچه شاهی و دل بنده آن ستم بیندکه حالی از تو زند داد و جای آن دارد
هوش مصنوعی: اگرچه تو پادشاهی، اما دل من آن ظلم را تحمل میکند که به خاطر حال بد تو به درد آمده و دیگر جایی برایش باقی نمانده است.
دگر ز قبله روی تو یاد نارد بازدلم که روبدر زبده زمان دارد
هوش مصنوعی: دل من دیگر یاد تو را نمیکند، چرا که زیبایی تو به قدری ویژه و منحصر به فرد است که هیچ چیز دیگری نمیتواند توجهام را جلب کند.
جهان فضل و کرم میر سعد دین اسعدکه عالم از نفس او نسیم جان دارد
هوش مصنوعی: جهان پر از نعمت و لطف است و میرخوای دینی به نام اسعد که دانش و حیات از وجود او نشأت میگیرد.
ز علم غیب بعیسی دمی سخن گویدچنان روان که تو گویی مگر روان دارد
هوش مصنوعی: از علم غیب، عیسی (ع) به گونهای صحبت میکند که گویی خود روحی در او وجود دارد و سخنانش به راحتی و روانی بیان میشود.
اگر بهر سر موی از معانیش پرسیهزار نکته بهر صد بیان دارد
هوش مصنوعی: اگر بخواهی درباره ی هر یک از معانی آن موضوع سوال کنی، به اندازه ی هزار نکته برای هر صد توضیح وجود دارد.
در آن مقام که اسب سخن همی تازداگر عنان نکشد خود که همچنان دارد
هوش مصنوعی: در جایی که اسب با سرعت در حال حرکت است، اگر کنترل آن را به دست نگیری، همچنان به سمت خود میرود.
نه آسمان کرم گویمش که دریایی استکه از حباب بهر کف صد آسمان دارد
هوش مصنوعی: حرفی از آسمان نمیزنم، زیرا اینجا دریایی است که به اندازهی صد آسمان حباب دارد.
گهرفشان چو شود دست خرمن افشانشزمین ز نظم گهر شکل کهکشان دارد
هوش مصنوعی: وقتی که دستانت در کار جمعآوری محصول باشد، زمین زیر پای تو به خاطر نظم و ترتیب دانهها، به شکلی مشابه کهکشان میشود.
هر آن گدا که بر او ابر رحمتش باردبدامن از کرمش بحر بیکران دارد
هوش مصنوعی: هر کسی که مورد لطف و رحمت خداوند قرار گیرد، به وسیله کرم و generosity او میتواند بهرههای زیادی ببرد و به بینهایتی از نعمتها دست یابد.
اگر گداست ازاو رو در آسمان بدعاستوگر شه است ازوسر بر آستان دارد
هوش مصنوعی: اگر فقیری باشد، از او دوری کن زیرا در آسمان دعا میکند، و اگر پادشاهی باشد، با سر به آستان فرمانروایی او میرسد.
ایا بلند جنایی که هیچ چیز نماندکز آفتاب ضمیرت فلک نهان دارد
هوش مصنوعی: آیا بلندای جنایتی وجود دارد که هیچ چیزی از آن باقی نماند و آفتابِ درون تو چیزی را پنهان کرده باشد؟
تو آن کسی که خرد عقل اولت خواندیقین تست هر آنچ آدمی گمان دارد
هوش مصنوعی: تو کسی هستی که عقل و خرد از ابتدای آفرینش به تو نگریسته و هر آنچه انسانها به آن گمان میکنند، در وجود تو نمایان است.
اگر بلطف بگویی نسیم انفاستچو باد روح فزا بوی گلستان دارد
هوش مصنوعی: اگر با مهربانی و لطافت صحبت کنی، مانند نسیم ملایمی میمونه که روح انسان را تازه میکند و بوی خوش گلستان را به همراه دارد.
وگر به قهر بر آری نفس چو باد سمومزبانه غضبت تیغ جان ستان دارد
هوش مصنوعی: اگر با خشم به من حملهور شوی، مانند باد سوزان، خشم تو همچون شمشیری خواهد بود که جانم را میگیرد.
ز صولت ار همه رویین تن است همچو جرسکسیکه با تو سخن کرد دل طپان دارد
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است ظاهری قوی و بیاحساس داشته باشد، اما کسی که با تو صحبت میکند، در دلش احساساتی عمیق و پر از تپش دارد.
ز پاس شرع تو دیو رجیم غارت دلنمیکند که فسون خوان ازو ضمان دارد
هوش مصنوعی: با رعایت احکام و قوانین مذهبی تو، شیطان پلید نتوانسته است دل مرا به چنگ آورد، زیرا که جادوگران و فریبکاران از او محافظت شدهاند.
رسید ضبط تو جایی که گرگ قانع شدبه نیم خورده که لطف از سگ شبان دارد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که به جایی رسیدهایم که حتی گرگ هم به اندازهای راضی شده که به کمترین چیزها قانع باشد، زیرا محبت و حمایت را از سگ شبان دریافت کرده است. در واقع، اشاره به این دارد که در شرایطی دشوار و ناامیدکننده، موجودات نیز به چیزهای کوچک و ساده بسنده میکنند.
سکندر کرمت سفره یی کشد هر دمکه هر کناره خوانی هزار نان دارد
هوش مصنوعی: سکندر به خاطر بزرگی و کرامتش، هر روز سفرهای پهن میکند که هر طرف آن پر از نانهای فراوان است.
جهان اگرچه تو را پرورد تو آن نخلیکه منت کرم از سایه ات جهان دارد
هوش مصنوعی: هرچند که این دنیا تو را به وجود آورده و حمایتت کرده است، اما تو مانند درختی هستی که سایهاش برای این جهان نعمت و برکت به حساب میآید.
خزان باغ محبت بهار خرمی استبهار خصم تو خاصیت خزان دارد
هوش مصنوعی: پاییز باغ محبت میتواند آغازگر شادیهایی باشد که در بهار به وجود میآید، در حالی که بهار دشمن تو، ویژگیهای پاییز را دارد.
گل مراد نچیند حسود تو هرچندکه همچو شاخ خزان دست زرفشان دارد
هوش مصنوعی: اگرچه حسودان نمیگذارند که تو به آرزوهایت برسی، اما تو باید مانند شاخههای خزان مقاوم باشی و از زیبایی و شکوه خود دست برنداری.
عدوی جاه تو بیچاره چون گل زرد استکه زهر خنده برنگ چو زعفران دارد
هوش مصنوعی: دشمن تو در مقابل جلال و زیباییات مانند گل زردی است که با وجود زردی و پژمردگیاش، هنوز زهر خندهاش به زیبایی زعفران میافزاید.
چنانکه ز آتش سوزنده در نی افتد تابحسود خسته دلت تب در استخوان دارد
هوش مصنوعی: اگر حسود مانند آتش سوزان باشد، آنگاه دل تو همواره در تپش و درد خواهد بود، چون دچار آن حسد و آسیب شدهای.
بیمن مدح تو مدحش از آن کنند اهلیکه مادح کرمت جای مدح خوان دارد
هوش مصنوعی: بدون وجود تو، کسی نمیتواند خوب از او تمجید کند؛ زیرا کسی که شایستگی و بزرگی تو را ستایش کند، باید جایگاه ویژهای داشته باشد.
همیشه تاکه بحکم قضا درین ایوانهلال عید ز طغرای زر نشان دارد
هوش مصنوعی: همیشه به دست تقدیر در این محل، هلال عید نشانهای از طلا دارد.
مه صیام مبارک ترا و عید سعیدخدایت از همه آفات در امان دارد
هوش مصنوعی: ماه رمضان بر تو مبارک باشد و عید خوشحالیات، خدا تو را از تمام بلاها محفوظ بدارد.