شمارهٔ ۶۱ - برای سنگ مزار سروده است
هوش مصنوعی: این شعر از شاعری غمگین و اندیشهورز است که در آن به یادگذشت و سرگذشت خود میپردازد. شاعر از همنفسی میخواهد که بر مزار او عبور میکند، او را فراموش نکند و یاد روزگارش را زنده نگهدارد. او که در زندگی غمگساری دیگران بوده، اکنون تنها و ناامید است و حسرت میخورد که هیچ کس به دادش نمیرسد. شاعر به خداوند امید دارد تا بر دل او ترحم کند و او را یاری دهد. در نهایت، او به یادگارهایش اشاره میکند و بیان میکند که بدون نام نیک، هیچ یادگاری با ارزش نیست.
ای همنفس که میگذری بر مزار منزنهار یاد کن ز من و روزگار من
هوش مصنوعی: ای دوستی که از کنار قبرم عبور میکنی، خواهش میکنم به یاد من و روزهای زندگیام باش.
نشکفته بود یک گلم از صد هزار گلناگه بریخت باد اجل نوبهار من
هوش مصنوعی: قبل از اینکه شکوفهام باز شود و زیباییام را نشان دهم، ناگهان بادی از سرنوشت بر من وزید و من هم از بین رفتم.
من غمگسار خلق جهان بوده ام مداموا حسرتا که نیست کسی غمگسار من
هوش مصنوعی: من همیشه در کنار مردم بودهام و تلاش کردهام که غمهایشان را کاهش دهم، اما افسوس که هیچکس نیست که غمهای من را درک کند و به من تسلی بدهد.
خاری که بر دمد ز گل من بر آوردگلهای حسرت از مژه اشکبار من
هوش مصنوعی: خاری که به گل من آسیب میزند، باعث میشود که آرزوها و حسرتهای من از چشمان پر اشکم بریزد.
دارم امید آنکه بگریند دوستانبر نا امیدی دل امیدوار من
هوش مصنوعی: من امید دارم که دوستانم بر ناامیدی قلب امیدوار من اشک بریزند.
من در شکار گور چو بهرام بسته دلغافل که گور میکند آخر شکار من
هوش مصنوعی: من در حالی که در جستجوی شکار هستم و دل به این کار دادهام، غافل از اینام که شکار واقعی (گور) خود من است و در نهایت به سرنوشت بدی دچار خواهم شد.
با آنکه صد کنار پر از سیم کرده امگردون نهاد مزدی ازین در کنار من
هوش مصنوعی: با وجود اینکه در اطرافم پر از زیبایی و ثروت است، اما آسمان به من پاداشی از این زیباییها نداد.
زان خاک خویش کرده ام از آب دیده گلتا بر دل کسی ننشیند غبار من
هوش مصنوعی: از خاک وطن خود با قطرات اشکم گلی ساختهام تا غبار وجود من بر دل کسی ننشیند.
در کار روزگار نبندی دل ای حکیمگر چشم اعتبار گشایی بکار من
هوش مصنوعی: ای حکیم، در زندگی خود دل را نبند و اجازه بده که به عواقب کارها و چشماندازهای زندگی نگاه کنی؛ زیرا اگر نگاهی به اوضاع و شرایط من داشته باشی، شاید بهتر بتوانی کمک کنی.
یار و برادر و پدر از من جدا شدندیارب تو باش از کرم خویش یار من
هوش مصنوعی: دوست، برادر و پدرم از من دور شدهاند، آه ای خدا، تو با بزرگواریات به من یاری کن.
از لطف خویشتن نظری کن که از کرمبر رحمت تو ختم شود کار و بار من
هوش مصنوعی: از مهربانی خود نگاهی به من بیفکن تا همه کارها و مشکلاتم به لطف و رحمت تو پایان یابد.
اهلی بغیر نام نکو نیست یادگاراین نکته یاد گیر تو هم یادگار من
هوش مصنوعی: این متن به این معناست که بدون نام نیک، هیچ اثری از زندگی باقی نمیماند. بنابراین، این نکته را فراموش نکن و آن را در زندگیات به خاطر بسپار.