شمارهٔ ۴۷۵
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از احساس درد و ناامیدی خود سخن میگوید. او به توصیف دوری از محبوب و غم فراق میپردازد و میگوید تا کی باید از غم دوری و بیوفایی دیگران رنج ببریم. همچنین، اشاره میکند که دیگران از نعمت و خوشیها بهرهمند هستند در حالی که او و معشوقش از حسرت و ناکامی رنج میبرند. به نوعی، او خود را در شرایطی میبیند که دیگران از میوههای شیرین زندگی استفاده میکنند در حالی که آنها تنها خار و درد را تجربه میکنند.
تا کی غمت ایشوخ سمتکار خوریمدر وصل تو خون زرشک اغیار خوریم
هوش مصنوعی: تا کی باید به خاطر غم تو دل بسوزانیم و در پی وصل تو خون دل بخوریم؟
نخل رطبی روان بود کز کرهتخرما دگران خورند و ما خار خوریم
هوش مصنوعی: نخل تازه و آبداری وجود دارد که میوهاش را دیگران برداشت میکنند و ما فقط خارهای آن را برداشت میکنیم.