تناجی
اهلی شیرازی

شمارهٔ ۴۸۱

دل سوخت ز عشق و دیده شد گریان هموز حد بگذشت اشک بی پایان هم
نم در جگرم کجا بود ز آتش دلجایی که بگرد میرود طوفان هم