شمارهٔ ۶۳۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زیبایی و خاص بودن حسن شمع چگلی میگوید و بیان میکند که هیچ کس نمیتواند به پای او برسد. همچنین، با اشاره به سوختن دلها، از درد و غم و از محبت ناچیزش به محبوب میگوید که حتی به مقداری از آن نمیرسد.
آنگل که بود به حسن شمع چگلیسر وی نزند چو او سر از آب و گلی
هوش مصنوعی: زیبایی کسی مثل شمعی است که درخشندگی و جاذبهاش بینظیر است. هیچ کس نمیتواند به او برسد یا مقام او را پیدا کند، چون او متفاوت و خاص است. در این دنیا، دیگران هم ممکن است خوب باشند، اما هیچ یک به اندازه او قابل مقایسه نیستند.
هر چند که صد هزار دل سوخته استیارب نرسد بخرمنش دود دلی
هوش مصنوعی: هر چند که هزاران دل به درد آمده است، ای خداوند، اما به دل کسی که سوخته است، هیچ دودی نمیرسد.