بخش ۳۳ - نصیحت کردن کافور شمع را
هوش مصنوعی: در این شعر، دو نفر به داستان سوزش شمع گوش میدهند و از آن میفهمند که چطور در آتش نصیحت سوختهاند. یکی از آنها به دیگری، که به زیبایی تشبیه شده، میگوید چرا باید از افکار ناپخته و خام بسوزد. او به او یادآوری میکند که در دلش آتش عشق و خیال نداشته باشد و در زیباییاش غرق نشود. وی توصیه میکند که از دوری و جدایی پیمانهای به خود نگیرد و از درد دلش شکوه نکند، زیرا این احساسات فقط او را و اطرافیانش را میسوزاند. شاعر تأکید میکند که حتی اگر پروانهای در آتش بمیرد، آن را نتیجه آتش خودخواستهاش بداند، و در آخر بیان میکند که زندگی را باید با خرد و تجربه پیری انجام داد.
شنیدند آن دو تن چون قصه شمعبآتش سوختند بنیاد نصیحت
هوش مصنوعی: آن دو نفر، چون داستان شمع را شنیدند، با آتش زبانه کشیدند و از نصیحتی که شنیدند، مجروح و آسیبدیده شدند.
بدو گفتا که ای سرو گل اندامچرا سوزد کسی ز اندیشه خام
هوش مصنوعی: به او گفته شد: ای درخت زیبا و خوشاندام! چرا کسی به خاطر افکار ناپخته و بیمقدار خود رنج میبرد؟
بدین آتش که داری در سر خویشخیالی پز که یابی در خور خویش
هوش مصنوعی: با این عشقی که در دل داری، خیالی را بساز و پرورش بده که به جایگاهی که شایستهاش هستی، دست یابی.
تو در حسن آفتاب دلفروزیبه مهر ذره یی تا چند سوزی
هوش مصنوعی: تو در زیبایی مانند آفتاب درخشانی، ولی من مانند ذرهای کوچک در آتش عشق به تو میسوزم.
گر از پروانه خواهی زد دگر دمز غیرت میکشد بادت بیکدم
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از پروانه جدا شوی، دیگر از غیرت سخن مگوی، که باد به یک دم تو را خواهد برد.
به چنگ باد اگر در تاب و پیچ استرها کن تا برد بادش که هیچ است
هوش مصنوعی: اگر چیزی در طوفان و تندباد گرفتار شده، رهایش کن تا باد آن را ببرد، چرا که آن چیز به خودی خود ارزشی ندارد.
مکش آه از دل و از وی مکن یادمده چون گل جمال خویش بر باد
هوش مصنوعی: برای اینکه دیگران را از غم و اندوه خود آگاه نکنی، نباید آه حسرتی از دل برکشی و در عوض، زیبایی و طراوت خود را مانند گلی که در باد پریشان میشود، فراموش کنی.
مکن بر روی هر ناکس تبسممکش بر خود زبان طعن مردم
هوش مصنوعی: بر روی هر آدم ناشایستی لبخند نزن و زبان طعنه و سخن زشت دیگران را بر خود نچرخان.
مریز این سیم اشک از دیده هر دمکه از سیم وجودت میشود کم
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که هر بار که از وجود محبوب کم میشود، اشکهای نازک و زیبا از چشم میریزد. در واقع، بیانگر غم و اندوه ناشی از دوری یا کاهش جاذبه محبوب است.
تو گر از داغ دل آتش فروزینه تنها خود که ما را نیز سوزی
هوش مصنوعی: اگر به خاطر عشق و دلتنگیات آتش به جان خودت بزنی، این آتش فقط متوجه تو نیست و ما را هم خواهد سوزاند.
چو میخیزد ز گلبرگت گلابینشان این آتش سودا بآبی
هوش مصنوعی: وقتی از گلبرگت عطر و زیبایی پخش میشود، نشانی از فراق و عشق سخت در دل را به همراه میآورد.
اگر پروانه میرد هم ترا پیششراری مرده گیر از آتش خویش
هوش مصنوعی: اگر پروانه نیز در آتش بمیرد، تو هم از شعلههای وجود خود نمیتوانی دور شوی.
شکاری گر کنی او را رسان ضربکه باری گردی از پهلوی او چرب
هوش مصنوعی: اگر شکار کنی و او را با ضربهای به زمین بیندازی، میتوانی از کنارش بگذری و بهرهمند شوی.
چرا شاه افکند آن صید بر خاککه باشد عیب اگر بندد بفتراک
هوش مصنوعی: چرا شاه آن شکار را بر زمین انداخت؟ آیا اشکالی دارد اگر با دام به آن دست پیدا کند؟
ببین پیری من کم کن جوانیسخن بشنو ز پیران تا توانی
هوش مصنوعی: به جوانیات توجه کن و از تجربیات پیران استفاده کن تا از خطاهای آنها بپرهیزی و عمر خود را بیهوده هدر ندهی.