شمارهٔ ۴۶
هوش مصنوعی: این شعر با محوریت عشق و رابطههای انسانی بیانگر احساسات پیچیدهای است. شاعر میگوید اگر معشوقهاش بعد از زورگوییها به انصاف میآید، این امر شگفتآور نیست. همچنین اگر او به دلیل حیا بر رویش را از شاعر برگرداند یا حتی اگر به مزار شاعر بیاید و نشاندهنده محبتش باشد، تعجبی ندارد. شاعر همچنین به پیوندها و پیمانهای عاشقانه اشاره میکند و میگوید اگر عشقش منجر به رنجش او شود، چنین حالتی هم جای تعجب ندارد. در ادامه، به زیبایی و جذابیت معشوقهاش اشاره میکند و میگوید اگر او از ناز خود غفلت کند، این نیز عادی است. در نهایت، شاعر بیان میکند که با وجود این همه شرم و تردید، اگر محبوبش نتواند به راحتی در کنار او باشد، دور از انتظار نیست. بهطور کلی، شاعر به تناقضات و پیچیدگیهای عشق و احساسات انسانی پرداخته است.
گر پس از جور به انصاف گراید چه عجب؟از حیا روی به ما گر ننماید چه عجب؟
هوش مصنوعی: اگر بعد از ظلم و ستم، کسی به انصاف تمایل پیدا کند، چیز عجیبی نیست. و اگر به خاطر حیا و شرم، کسی رویش را به سوی ما نگرداند، باز هم چیز عجیبی نیست.
بودش از شکوه خطر ور نه سری داشت به منبه مزارم اگر از مهر بیاید چه عجب؟
هوش مصنوعی: اگه خطر بزرگی وجود نمیداشت، او هیچوقت به من که در خاک هستم توجه نمیکرد؛ اما اگر از عشق به من بیاید، جای تعجب نیست.
رسم پیمان به میان آمده خود را نازمگفته باشد که ز گفتن چه گشاید چه عجب؟
هوش مصنوعی: در اینجا صحبت از این است که وقتی عهد و پیمانی بسته میشود، خوب است که انسان به خود جریحه ندهد و بگذارد که کلامش به عمل تبدیل شود. تعجبی نیست که گاهی گفتن چیزی نتیجهای نداشته باشد.
شیوه ها دارد و من معتقد خوی ویمشوقم از رنجش او گر بفزاید چه عجب؟
هوش مصنوعی: من به رفتارهای او عادت کردهام و با وجود اینکه رنجش او ممکن است شوق من را بیشتر کند، برایم تعجبآور نیست.
چون کشد می، کشدم رشک که در پرده جاماز لب خویش اگر بوسه رباید چه عجب؟
هوش مصنوعی: وقتی که مینوشم، حسادت میکنم به اینکه اگر جام از لب خودش بوسه بگیرد، چه شگفتانگیز است.
طره درهم و پیراهن چاکش نگریداگر از ناز به خود هم نگراید چه عجب؟
هوش مصنوعی: مویی در هم و پیراهنی چاک خورده دارد که اگر از سر ناز به خود نگاه نکند، عجیب نیست!
هرزه میرم شمرد، وز پی تعلیم رقیببه وفا پیشگیم گر بستاید چه عجب؟
هوش مصنوعی: هر روز به درگاه عشق میروم و برای آموزش در برابر رقیب تلاش میکنم؛ اگر کسی بخواهد مرا ستایش کند، چه جای تعجب دارد؟
کار با مطربه زهره نهادی دارمگر لبم ناله به هنجار سراید چه عجب؟
هوش مصنوعی: من با زهره، مطربهای، کاری دارم و اگر لبم به طور طبیعی ناله کند، چه عجیب است؟
آن که چون برق به یک جای نگیرد آرامگله اش در دل اگر دیر نپاید چه عجب؟
هوش مصنوعی: کسی که مانند برق همیشه در حال حرکت است و نمیتواند در یک جا آرام بگیرد، اگر دلی پر از غم داشته باشد که مدتها ادامه یابد، چه جای تعجبی دارد؟
با چنین شرم که از هستی خویشش باشدغالب ار رخ به ره دوست نساید چه عجب؟
هوش مصنوعی: اگر کسی از وجود خود احساس شرم کند و نتواند به محبوبش رو کند، باید تعجبی نکند.