شمارهٔ ۷۸
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف احساساتی عمیق و نمادین میپردازد. شاعر به جستجوی معنا و حقیقت میپردازد و به مراحل مختلفی از خواب و بیداری، عشق و دلتنگی، و ناامیدی اشاره میکند. در این وادی، خضر (نماد راهنما) خود در خواب است و نشان میدهد که حتی در بحرانها و مشکلات، در سایه پادشاهی خواب زده حس نیاز وجود دارد. همچنین، خروش و شورو به یاد یک پسر نازنین است که زهد را رها کرده و در خواب است. شب تاریک و طوفان هیجان نشاندهندهی خطرات است و غم به شهر حمله میآورد در حالیکه عسسها و پادشاه در خوابند. دلتنگی شاعر به سبحه و دعای خود اشاره دارد، و او خواهان خبری از بخت خفتهاش است. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که همگان در خواباند و او تنها در جستجوی بیداری و حقیقت است.
به وادیی که در آن خضر را عصا خفته ستبه سینه می سپرم ره اگر چه پا خفته ست
هوش مصنوعی: به مکانی میروم که در آن خضر، پیامبر علم و دانش، با عصایش استراحت کرده است؛ حتی اگر در این راه پایی در حرکت نباشد، من این مسیر را به دل میسپارم.
بدین نیاز که با تست ناز می رسدمگدا به سایه دیوار پادشا خفته ست
هوش مصنوعی: من به خاطر نیازم به تو، با ناز و ادا خود را به تو میرسانم، در حالی که گدا در سایه دیوار پادشاه خوابش برده است.
به صبح حشر چنین خسته رو سیه خیزدکه در شکایت درد و غم دوا خفته ست
هوش مصنوعی: در صبح قیامت، چهرهای خسته و غمگین بروز میکند که در دلش از درد و رنجی که کشیده، راه حل و درمانی نهفته است.
خروش حلقه رندان ز نازنین پسری ستکه سر به زانوی زاهد به بوریا خفته ست
هوش مصنوعی: صدای حلقهای که رندان به راه انداختهاند ز جوانی نازنین است که در کنار زاهد، سرش را بر زانوی او گذاشته و در حال خواب است.
هوا مخالف و شب تار و بحر طوفان خیزگسسته لنگر کشتی و ناخدا خفته ست
هوش مصنوعی: هوا نامساعد است، شب تاریک و دریا پر از طوفان است. لنگر کشتی پاره شده و ناخدا خوابیده است.
غمت به شهر شبیخون زنان به بنگه خلقعسس به خانه و شه در حرمسرا خفته ست
هوش مصنوعی: غم تو همچون مهاجمانی به شهر حملهور میشود و مردمی که در حال تماشا هستند، در حال نظارت بر اوضاع هستند. در این میان، کسی که در راس امور است، در حریم خود مشغول آسودگی و خواب است.
دلم به سبحه و سجاده و ردا لرزدکه دزد مرحله بیدار و پارسا خفته ست
هوش مصنوعی: دل من به یاد عبادت و سادگی و لباس معنوی به تردید میافتد، چون دزدی که در مراحل روحانی به بیداری رسیده، در حالی که فرد پارسا و پاکدامن در خواب است.
درازی شب و بیداری من این همه نیستز بخت من خبر آرید تا کجا خفته ست؟
هوش مصنوعی: شبهای طولانی و بیداریهای من بیدلیل نیست. به من بگویید چه بلایی بر سر بخت من آمده و تا چه حد در خواب و غفلت است؟
ببین ز دور و مجو قرب شه که منظر رادریچه باز و به دروازه اژدها خفته ست
هوش مصنوعی: به دور نگاه کن و به نزدیکی نرو، چرا که جلوهای که میخواهی ببینی، پشت دریچهای است و دروازهی خطر در همین نزدیکی خوابیده است.
به راه خفتن من هر که بنگرد داندکه میر قافله در کاروانسرا خفته ست
هوش مصنوعی: هر کسی که به وضعیت من نگاه کند، متوجه میشود که رهبر گروه در استراحت به سر میبرد.
دگر ز ایمنی راه و قرب کعبه چه حظمرا که ناقه ز رفتار ماند و پا خفته ست
هوش مصنوعی: دیگر از ایمنی و نزدیک شدن به کعبه چه بهرهای برای من وجود دارد وقتی که شترم به خاطر رفتار نامناسبش متوقف شده و پاهایش خسته است؟
بخواب چون خودم آسوده دل مدان غالبکه خسته غرقه به خون خفته است تا خفته ست
هوش مصنوعی: بخواب و نگران نباش، چون من آرام و مطمئن هستم؛ در حالی که کسی که خسته و دل شکسته است، در دردی عمیق فرو رفته و تنها در خواب است.