شمارهٔ ۱۲۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساسات و غمهایی است که انسان تجربه میکند. شاعر بیان میکند که شخصی که تنها غم دارد خوشحالتر است از کسی که حتی غم هم ندارد. او به زخمهای عمیق و دردهایی اشاره میکند که درمانی ندارند و به زیباییهای ناپایدار و ظاهری زندگی میپردازد. شاعر همچنین به ناامیدیها و بیاحساسی اشاره میکند و پیشنهاد میدهد که خود را از آینهها رها کند، زیرا نگاه به خود ممکن است باعث ناراحتی شود. در نهایت، شاعر به لطافت و زیبایی کلمات اشاره دارد و آنها را همچون بهشتی میداند که ارزشمند است.
خوش ست آن که با خویش جز غم نداردولی خوشترست آن که این هم ندارد
هوش مصنوعی: خوشایند است کسی که با خودش جز غم و اندوهی ندارد، اما خوشحالکنندهتر آن است که او حتی این غم را نیز نداشته باشد.
قوی کرده پیوند ناسور پشتشگرانمایه زخمی که مرهم ندارد
هوش مصنوعی: پیوندی که دارد، زخم عمیق و جدیای است که درمانی برای آن وجود ندارد و به او فشار زیادی وارد میکند.
سرابی که رخشد به ویرانه خوشترز چشمی که پیرایه نم ندارد
هوش مصنوعی: خواب خیالی که در ویرانه ایجاد میشود، از نگاهی که هیچ زیبایی و زینتی ندارد، بهتر است.
به جوش عرق رنگ درباخت رویتگل از نازکی تاب شبنم ندارد
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و لطافت چهرهات، عرق رویت به رنگ گل درآمده و از شدت نازکی، شبنم نمیتواند بر آن بماند.
گلت را نوا نرگست را تماشاتو داری بهاری که عالم ندارد
هوش مصنوعی: تو از زیبایی گل و نرگس لذت میبری و بهاری را تجربه میکنی که در هیچ جای دنیا پیدا نمیشود.
چه ناکس شمرد آن که خون ریخت ما رابه تیغی که ترکیب او خم ندارد
هوش مصنوعی: کسی که ما را به وسیلهٔ تیغی که هیچ شکلی ندارد و فقط خون ما را میریزد، پست و بیمعنا حساب کرده است.
ز ماتم نباشد سیه پوش زلفتکه هندو بدین گونه ماتم ندارد
هوش مصنوعی: از غم و اندوه، تارهای زلفت را سیاه مکن، زیرا هندیها به این شکل غمگین نمیشوند.
نگهدار خود را وز آینه بگذرنگاه تو پروای خود هم ندارد
هوش مصنوعی: خودت را حفظ کن و از آینه عبور کن؛ نگاه تو حتی برای خودت هم اهمیتی ندارد.
سخن نیست در لطف این قطعه غالببهشتی بود هند کادم ندارد
هوش مصنوعی: این جمله به زیبایی و دلنشینی یک قطعه از بهشت اشاره دارد و بیانگر این است که در این قطعه، لطف و زیبایی فراوانی وجود دارد که هیچ چیز دیگری نمیتواند با آن مقایسه شود.