شمارهٔ ۲۳۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و آزاری که از عشق و وابستگی به محبوبش میکشد سخن میگوید. او احساس میکند که بار غم و اندوهش اندک است، اما در واقع عمیق و سنگین است. شاعر به فرسودگی و رنج خود در حیاتش اشاره میکند و از محبوبش میخواهد که قدر این آزار را بداند. او همچنین درباره رازها و غمهایی که در دل دارد صحبت میکند و از محبوبش میخواهد که نازکدلی را درک کند. بر اساس این احساسات، شاعر نگران از دست دادن صبر و احساساتش است؛ او میگوید که غم و درد در وجودش همیشه حاضر است، ولی با این حال در پی زیبا بودن اشعارش است.
سبکروحم بود بار من اندکچرا نشماری آزار من اندک
هوش مصنوعی: روح سبک و آزاد من است و بار من بسیار کم است، پس چرا آزار من را کم نمیشماری؟
تنم فرسوده در بند تو بسیاردلت بخشوده بر کار من اندک
هوش مصنوعی: بدن من به خاطر تو خسته شده، در حالی که دل تو برای من زیاد بخشنده نیست.
از این پرسش که بسیارست از توشد اندوه دل زار من اندک
هوش مصنوعی: از بس که از تو سوال کردم، غم دل کم شده است و حالا کمتر ناراحت هستم.
همانا زان حکایتها که دارمشنیدستی ز غمخوار من اندک
هوش مصنوعی: به راستی که تو از داستانهایی که من خبر دارم، کم از غم و اندوه من را شنیدهای.
ز خاصانت گرامی گوهری هستکه می داند ز اسرار من اندک
هوش مصنوعی: از میان شما عزیزان، مرواریدی وجود دارد که به رازهای من آگاهی کمی دارد.
سر کوچک دلیهای تو گردمکه آسان کرده دشوار من اندک
هوش مصنوعی: من با دل کوچک تو، خود را کوچک میکنم، چون به سادگی مشکلات بزرگ من را حل کردهای.
برآیی از نورد موج تشویرنهی گر دل به گفتار من اندک
هوش مصنوعی: از دل امواج نگران کننده بیرون میآیی و با سخن من کمی آرام میگیری.
مدان کز دستبرد تست گر هستمتاع صبر در بار من اندک
هوش مصنوعی: مرا در کمبود صبر و استقامت خود سرزنش نکن، چون شاید این کمبود ناشی از تاثیری باشد که تو بر من گذاشتهای.
وجودم خوان یغما بود غم راتو هم بردی ز بسیار من اندک
هوش مصنوعی: وجود من مانند سفرهای بوده که غم بر روی آن گسترده شده بود، اما تو با آمدنت، آن غم را از زندگیام برداشتید و اکنون آنچه باقیمانده، بسیار کمتر از آنچه بود.
نگویم تا نباشد نغز غالبچه غم گر هست اشعار من اندک؟
هوش مصنوعی: نگویدم که اگر شعرهای زیبا و برجستهای همچون ریشههای غالب وجود نداشته باشد، چه اهمیتی دارد که شعرهای من کم و اندک باشند؟