شمارهٔ ۲۶۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف حال و هوای خود در صبح میپردازد و از آسیبهای عاطفی و روحیاش سخن میگوید. او میخواهد چهرهاش را که از درد و رنج لبریز است به نمایش بگذارد و احساساتش را به تصویر بکشد. شاعر از تلاش برای مخفی کردن گریه و اندوهش میگوید و اشاره میکند که نمیتواند داغ عشق را پنهان کند. همچنین، با توجه به زیباییها و نازهای محبوب، او دعوت میکند تا با هم به دنیای عشق و هنر بروند و زیباییهای آن را به نمایش بگذارند. در نهایت، او به درد و اندوهی که از عشق دارد و تاثیر آن بر زندگیاش اشاره میکند و میگوید که در پی جلب توجه خریدار عشق و احساساتش است.
صبح شد خیز که روداد اثر بنمایمچهره آغشته به خوناب جگر بنمایم
هوش مصنوعی: صبح شده است، برخیز که میخواهم نشانهای از حادثهای که رخ داده نشان دهم. چهرهام را که پر از غم و درد است به نمایش بگذارم.
پنبه یکسو نهم از داغ که رخشد چون روزآخری نیست شبم را که سحر بنمایم
هوش مصنوعی: پنبه را کنار میگذارم از شدت حرارتی که دارم، چون روزی نیست که مانند روز قیامت باشد و شب من را ببیند تا صبحی را نشان دهم.
خویشتن را دگر از گریه نگهداشت به زورجگر خسته خود آن به که دگر بنمایم
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که فرد سعی میکند که احساسات و دردهای درونیاش را پنهان کند و از نشان دادن آنها خودداری کند. او با تلاش و درد و رنجی که متحمل شده، احساس میکند بهتر است دیگران را از حال خود مطلع نکند و در ظاهر خود را محکم و مقاوم نشان دهد.
حد من نیست که بنمایمش آری از دوربا من آ تا سر آن راهگذار بنمایم
هوش مصنوعی: من نمیتوانم خودم را نشان دهم، ولی از دور به من نزدیک شو تا بتوانم تو را به آن راهی که میخواهم، راهنمایی کنم.
می کند ناز گمان کرده که خط دیر دمدخیز تا شعبده جذب نظر بنمایم
هوش مصنوعی: او با ناز و ادا به خود میبالد و تصور میکند که اگر دیر از خواب برخیزد، میتواند با جلب توجه دیگران، هنر خود را به نمایش بگذارد.
آتش افروخته و خلق به حیرت نگرانرخصتی ده که به هنگامه هنر بنمایم
هوش مصنوعی: آتش به پا شده و مردم در شگفتی هستند. اجازه بدهید که در لحظهای از هنر خود را نشان دهم.
چون به محشر اثر سجده ز سیما جویندداغ سودای تو ناچار ز سر بنمایم
هوش مصنوعی: وقتی که در روز قیامت آثار سجده بر چهره را جستجو میکنند، ناگزیر باید آرزوی تو را از سر آشکار کنم.
دلربایانه به زندان همه روزم گذردبس که خود را به تو از روزن در بنمایم
هوش مصنوعی: هر روز با دلربایی در زندان خودم به سر میبرم، چون همیشه خود را از روزنه به تو نشان میدهم.
بر رقم سنج یسار تو زنم بانگ به حشرکش رضانامه خونهای هدر بنمایم
هوش مصنوعی: به صدای سنج در دست تو، در روز قیامت، ناله و فریاد میزنم و نشان میدهم خونهایی که به ناحق ریخته شدهاند.
غالب این لعب به گل مهره رضاجویی تستتو خریدار گهر باش گهر بنمایم
هوش مصنوعی: بازی غالباً به خاطر جلب رضایت توست؛ تو باید خریدار گوهرت باشی تا من بتوانم جواهر را به تو نشان دهم.