شمارهٔ ۲۸۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساسات و تفکرات پیچیده انسانی است. شاعر از خجالت به راستی و حقیقت خویش صحبت میکند و به ستم بر جان کسانی که دچار اندیشههای کج هستند، اشاره دارد. او به این نکته میرسد که اگر سعی و تلاش کنیم، به آرامش و سکون میتوانیم دست یابیم. همچنین از زیبایی و هدیهای که میتوان به محبوب خود داد، یاد میکند و میخواهد که در حضور عزیزان غم و شکایت را فراموش کند. شاعر تأکید میکند که اگر کسی در جستجوی حقیقت برآید، به جلوههای زیبایی دست مییابد. همچنین از ناز و زیبایی محبوب و تاثیر آن بر دیگران سخن میگوید و به وفا و جفا در روابط انسانی اشاره دارد. در نهایت، او از جستجوی فردی میگوید که در این سفر تنها نیست و با او میتواند ارتباط برقرار کند.
خجل ز راستی خویش می توان کردنستم به جان کج اندیش می توان کردن
هوش مصنوعی: باید از حقیقت خود خجالت بکشی و به دیگران آسیب برسانی، با این حال آدمهای نابخرد میتوانند چنین کاری کنند.
چو مزد سعی دهم مژده سکون خواهدز بوسه پا به درت ریش می توان کردن
هوش مصنوعی: اگر پاداش تلاش خود را بگیرم، نوید آرامش خواهد آمد. با بوسهای به درگاه تو، میتوانم دلم را آرام کنم.
دگر به پیش وی ای گل چه هدیه خواهی برد؟مگر به کدیه کفی پیش می توان کردن
هوش مصنوعی: در برابر او ای گل، چه چیزی را به عنوان هدیه میخواهی ببری؟ جز اینکه بتوانی با دستانت چیزی بسازی.
تو جمع باش که ما را درین پریشانیشکایتی است که با خویش می توان کردن
هوش مصنوعی: تو در کنار دیگران جمع باش، زیرا در این شرایط آشفته، شکایتی وجود دارد که میتوان به خودی خود بیان کرد.
سر از حجاب تعین اگر برون آیدچه جلوه ها که به هر کیش می توان کردن
هوش مصنوعی: اگر فردی از محدودیتهای ظاهری و مشخصات خاص خود فراتر برود، چه زیباییها و جلوههایی که در هر طریقت و مذهب میتوانند پدیدار شوند.
به هر که نوبت ساغر نمی رسد ساقیخراب گردش چشمیش می توان کردن
هوش مصنوعی: هر کسی که نوبت نوشیدن نمیرسد، میتواند با سرگردانی و گردش در حال و هوای چشم خود، خود را مشغول کند.
خرام ناز تو با صحن گلستان داردرعایتی که به درویش می توان کردن
هوش مصنوعی: حرکت نازناک تو در میان گلهای باغ، به قدری زیباست که حتی کسی که در دستش چیزی برای دادن ندارد، میتواند با دیدهی تحسین به تو نگاه کند.
اگر به قدر وفا می کنی جفا، حیف ستبه مرگ من که ازین بیش می توان کردن
هوش مصنوعی: اگر به اندازه وفا و وفاداری من، به من خیانت کنی، مرگ من بی معناست، زیرا امکان انجام این کار بیشتر از اینها هم هست.
کسی بجو که مر او را درین سفر غالبگواه بی کسی خویش می توان کردن
هوش مصنوعی: به دنبال کسی بگرد که در این سفر به یاری تو بیاید و بتواند به تنهایی خودت را ثابت کند.