شمارهٔ ۸۲
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر از درد و رنجی که در دل و چشمش وجود دارد صحبت میکند. او میگوید که تا کی باید اشکها بر روی گونههایش بریزد و این حالِ نزارش ادامه پیدا کند. دلش هم مانند چشمانش خسته و نالان است و میخواهد کسی بفهمد که این درد فقط مختص چشمانش نیست، بلکه دلش هم به همان اندازه دچار آزار و رنج است.
تا کی رمدم شفق تراشد از چشمهر دم مژه خون به روی پاشد از چشم
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که از درد و اندوه خود رنج میبرم، هر لحظه اشکهایم مانند خون از چشمانم میریزد.
قطع نظر از چشم دلی نیزم هستبینید که خسته تر نباشد از چشم
هوش مصنوعی: بیاعتنا به چشمانم، دلی دارم که میتواند ببیند و متوجه باشد که خستهتر از چشم نیست.