بخش ۱۳ - گفتگوی صلح با فرستادهٔ مانوش
هوش مصنوعی: خسرو از طرف خود به شاه روم پیام فرستاد و خواستار آوردن دژخیمان به درگاه شد تا از آنها بررسی کند که آیا از جانب آنها خطر وجود دارد یا خیر. یکی از دژخیمان که با ترس و لرز به درگاه آمد، هنگامی که به تاج و تخت خسرو نگاه کرد، به شدت تحت تاثیر قرار گرفت و نتوانست با او سخن بگوید. خسرو از او پرسید که چرا مانوش (شاه روم) به خاطر او رنج میکشد و دژخیم جواب داد که او آمده تا خسرو را ببیند و از او صلح بخواهد.
دژخیم گفت که در صورت ورود به روم، ممکن است ویرانی به بار آورد و خسرو را متوجه کرد که به بیگناهان آسیب نرساند. دژخیم به خسرو اطمینان داد که درصورتی که به او اجازه دهد به روم برگردد، پیشنهاد صلح و آشتی را خواهد آورد. خسرو نیز پذیرفت که در صورت تأمین امنیت و اجرای فرمانهایش، او میتواند به مانوش پیام بفرستد و پس از تأمین خواستههایش به ایران برگردد. در آخر، توافقی به امضا رسید که به همگان ابلاغ شود و هر دو طرف در راستای صلح و عدم جنگ حرکت کنند.
از او آگهی رفت نزدیک شاهفرستاد پیشش پذیره سپاه
هوش مصنوعی: خبر او به شاه رسید و فرستادگانش نزد او آمدند تا از سپاه استقبال کنند.
ز زندان بفرمود تا چند تنبیاورد دژخیم با خویشتن
هوش مصنوعی: فرمان داد تا چند نفر از زندان بیاورند و جلاد با خود آورد.
به درگاه پیش سیاهان فگندبدان تا بیابند از ایشان گزند
هوش مصنوعی: به درگاه کسانی که سلطه دارند، به خوبی و با ادب رفتار کن تا از آسیب و زیان آنها در امان باشی.
همی هر سیاهی یکی بردریدچو دستور روم آن چنان هول دید
هوش مصنوعی: هر تیره و تاریکی را یکی از بین میبرد، وقتی دستور روم را دیدم، آنچنان ترسی به دلم افتاد.
بلرزید بر خویشتن چون درختهمی رفت بیهوش تا پیش تخت
هوش مصنوعی: به خودت بلرز، همانطور که درختی بیهوش به سمت تخت میرود.
چو چشمش برآن تاج و گاه اوفتادز یزدان به زیر لب او کرد یاد
هوش مصنوعی: وقتی چشمانش به آن تاج و منصب افتاد، به یاد خداوند در دلش زمزمهای کرد.
زبانش ز خشکی همی خیره گشتروانش ز اندیشهها تیره گشت
هوش مصنوعی: زبانش به خاطر خشکی و بیحالتی از حرکت ایستاد و افکارش به سبب پریشانی و اندوه، تاریک و غمگین شد.
نه بر شه توانست کرد آفریننه ز اندیشه بپسود روی زمین
هوش مصنوعی: نه میتوان بر شاه مدح و ستایش کرد، نه از فکر و اندیشه توانست بر زیباییهای زمین بیفزاید.
نشاندش پرستنده در پیش گاهنکرد اندر او شاه ایران نگاه
هوش مصنوعی: او را در پیشگاه معشوق نشاند و شاه ایران در او نگریست.
بدان تا دلش یافت آرام و هوشبسی آفرین کرد بر دارنوش
هوش مصنوعی: بدان که وقتی دلش به آرامش رسید و هوش فراوانی پیدا کرد، به خاطر دارنوش سپاسگزاری کرد.
بدو گفت خسرو که ای نیکمردتو را قیصر از بهر چه رنجه کرد
هوش مصنوعی: خسرو به نیکمرد گفت که چرا قیصر تو را اذیت کرده است؟
چنین داد پاسخ که ای شهریاربه کام تو بادا همه روزگار
هوش مصنوعی: پاسخی که به تو داده شد، این است که ای پادشاه، آرزوی من این است که هر روز و هر لحظه به کام تو باشد.
بدان آمدم من بدین بارگاهکه تا بهره یابم ز دیدار شاه
هوش مصنوعی: من به این مکان آمدم تا از دیدن پادشاه بهرهمند شوم.
ببینم که تا شاه آزادهخویچه دارد به دل در ز روم آرزوی
هوش مصنوعی: ببینم شاه آزاداندیش چه آرزویی در دل دارد که از سرزمین روم برمیخیزد.
چو دیدم من این خسروی تاج و تختزبانم به کام اندرون گشت سخت
هوش مصنوعی: وقتی که این شاه و تخت را دیدم، زبانم به شدت در دهانم خشک شد.
بدو گفت مانوش را بیگمانسر آید همی روزگار و زمان
هوش مصنوعی: به او گفتند که بیتردید زندگی و دوران او به پایان خواهد رسید.
چرا او نیامد به جای تو پیشمگر چیره بیند همی تیغ خویش
هوش مصنوعی: چرا او به جای تو نزد من نیامد؟ شاید به خاطر این است که نمیخواهد شمشیر خود را نشان دهد.
از آن، مشت خویش آیدش بس گرانکه بر رخ نخوردهست از دیگران
هوش مصنوعی: اگر کسی به خود ضربه بزند، برای او بسیار سخت و سنگین است، زیرا از دیگران ضربهای به او نخورده است.
اگر او نیاید من آیم برشیکی برگراییم یال و برش
هوش مصنوعی: اگر او نرود، من خواهم آمد و به او نزدیک میشوم و با هم خواهیم بود.
بدو گفت دستور کای شاه کیدلیر و سرافراز و فرخنده پی
هوش مصنوعی: به او گفتند ای شاه، کی هستی که دلیر، سرافراز و شاداب هستی؟
شود روم ویران گر آیی به رومشود فرّهی دور از آن مرز و بوم
هوش مصنوعی: اگر تو به شهر من بیایی، شهر من ویران میشود و خوشبختی از آن سرزمین دور میگردد.
ز شاه جهان این نیاید پسندکه بر بیگناهان بیاید گزند
هوش مصنوعی: از پادشاه جهان، این کار پسندیده نیست که به بیگناهان آسیب برسد.
نه از رومیان روزی آمد گناهنه مانوش مست است از آزار شاه
هوش مصنوعی: نه از رومیان روزی به ما گناهی رسید و نه به خاطر ظلم شاه، مانوش به مستی روی آورده است.
اگر شاه را آرزو خواستهستهمه جنگ و پرخاش برخاستهست
هوش مصنوعی: اگر پادشاه خواستهای داشته باشد، باعث میشود که همه جا جنگ و کشمکش به وجود بیاید.
فرستد همی شاه را پای رنجهمه هرچه دارد نهان کرده گنج
هوش مصنوعی: شاه برای رنج و زحمتی که کشیده، هر چه که دارد را به صورت پنهانی ذخیره کرده است.
همی خواهش افزود دستور مردچنین تا دل شاه خشنود کرد
هوش مصنوعی: با درخواست و خواستههای بیشتر، مردی تصمیم به انجام عملی میگیرد تا دل شاه را خوشنود کند.
بدو گفت کاکنون ز بهر تو راببخشودم این شاه و شهر تو را
هوش مصنوعی: به او گفتم که اکنون به خاطر تو، این پادشاه و سرزمینت را بخشیدم.
دو ساله فرستاد بایدش بازچو هنگام کسرای گردنفراز
هوش مصنوعی: او باید به مدت دو سال تن به خدمت دهد، مانند زمانی که کسری، شاه بزرگ و بااوج، فرمان میداد.
سر تاجداران، انوشینروانپناه گوان، افسر خسروان
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به این دارد که روح جاودان و نیکو به عنوان پناهی برای تاجداران و بزرگانی است که مقام رهبری و سلطنت را در دست دارند. در واقع، این یک تصویر از افتخار و عظمت سلطنت و ارتباط آن با معنویات و نیکویی است.
از آن خایهٔ زرّ سیصد هزارفرستد مر این بارگه را نثار
هوش مصنوعی: از آن خایه طلایی، سیصد هزار برای این مکان گرانبها نذری فرستد.
به مثقال هر یک فزون از چهلکه خورشید گردد ز رنجش خجل
هوش مصنوعی: اگر هر یک از ما بیشتر از چهل مثقال وزن داشته باشد، مانند خورشید میشود که از رنج و زحمت شرمنده است.
دگر سی تن از نامداران رومبزرگان شهر و سواران بوم
هوش مصنوعی: سی نفر دیگر از شخصیتهای مشهور روم، بزرگزادگان شهر و سوارکاران بومی بودند.
گروگان فرستد بدین بارگاهبدان تا نگردد به گرد گناه
هوش مصنوعی: کسی را به این مکان میفرستد تا به خاطر گناه محاکمه نشود و به دردسر نیفتد.
مهینتر برادرش خواهم نواکجا هست بر روم فرمانروا
هوش مصنوعی: من برادرم را میخواهم، میخواهم بدانم در کجا فرمانروایی میکند و بر سرزمین روم کجاست.
دگر مسجد مؤمنان هرکه هستهمان جا که مانوش دارد نشست
هوش مصنوعی: هر شخصی که به ایمانی عمیق و واقعی دست یافته، به نوعی میتواند به عنوان یک معبد یا مکان مقدس شناخته شود، زیرا در درون او، روح معنویت و باورهای عالی وجود دارد.
کند بازش آن گه از آن به که بودکه او کرد ویران چنان کِم شنود
هوش مصنوعی: به زودی او را به یاد میآورد که چگونه چیزی را که او ویران کرده، دیگر به آن چیزی جا ندارد که قبلاً بود.
بر او بر به کار آورد زرّ و چیزبدان سان که ویران نگردد بنیز
هوش مصنوعی: او با استفاده از طلا و چیزهای دیگری به کار میپردازد به گونهای که خراب نشود و آسیب نبیند.
مسلمان هر آن کس که هست اندر اویکس او را نیازارد از هیچ روی
هوش مصنوعی: هر کسی مسلمان است که هیچکس دیگری را در هیچ حالتی آزرده نکند.
وگرنه همه دیر یاهای رومکه هست اندر ایران و آن مرز و بوم
هوش مصنوعی: در غیر این صورت، تمامی تأثیرات رومیها که در ایران و نواحی آن وجود دارد، نیز مشهود است.
سراسر همه زیر پای آورمهمه کینهها را به جای آورم
هوش مصنوعی: من تمام کینهها و دلخوریها را فراموش میکنم و همه را در زیر پای خود میگذارم.
بر این گونهها باز گردم ز راهوگرنه به روم اندر آرم سپاه
هوش مصنوعی: اگر به این روش ادامه دهم، از مسیر منحرف میشوم و در غیر این صورت، لشکری به روم خواهم آورد.
بدو گفت دستور فرمان کنمهمه هرچه فرمان دهی آن کنم
هوش مصنوعی: او به او گفت که من مطیع دستورات تو هستم و هر چیزی که بگویی، انجام میدهم.
چو یکسر بجای آورم کام شاهبماند بدین نیکوی نام شاه
هوش مصنوعی: زمانی که همه چیز را به خوبی به انجام برسانم، نام نیکو و یاد شایستهام از شاه باقی خواهد ماند.
اگر شاه فرمان کند با رهیفرستم به مانوش از این آگهی
هوش مصنوعی: اگر پادشاه دستور دهد، با راهی به سرزمین تو میفرستم تا تو را از این خبر آگاه کنم.
بدو داد خسرو همان گاه دستبه سوگند، دستور شه را ببست
هوش مصنوعی: خسرو در آن لحظه دست خود را به سوگند داد و دستور شاه را پذیرفت.
که چون راست گردد همه کام شاهاز ایدر فروتر نیارد سپاه
هوش مصنوعی: وقتی همه خواستههای شاه برآورده شود، هیچ نیرویی نمیتواند از این سرزمین فرود بیاید.
به ایران زمین بازگردد به کاموز آن راه دیگر نیاید به شام
هوش مصنوعی: به سرزمین ایران برمیگردد و از آنجا دیگر به شام نخواهد رفت.