بخش ۶۶ - پیوستن کوش به سپاه پدر
هوش مصنوعی: در این شعر، دل مردی شاد میشود و تصمیم به سفر میگیرد. او لشکری بزرگ را با خود همراه میکند و به سمت هدفش راه میافتد. در مسیر، ناله و زین اسبها زمین را خسته میکند و به کوه میرسند. او پرچمی را روی نیزهای قرار میدهد که نورش به زمین میتابد. در شب، او از روشنایی که ایجاد کرده خوشحال میشود و به خدمتکارش میگوید که باید زود حرکت کنند تا به شاه چین برسند. مرد با تیغ و نیزه آماده میشود و با شتاب از مسیر میمنه خارج میشود، در حالی که دیگران در تأمل باقی میمانند.
دل مرد دستور از او گشت شادبرون آمد او، سر سوی ره نهاد
هوش مصنوعی: دل مرد از او خوشحال شده و او با سر و رویی شاداب، راه خود را به سمت جلو پیش گرفت.
چنان لشکری برد با خود گزینکه خسته شد از نعل اسبان زمین
هوش مصنوعی: او یک ارتش بزرگ را با خود به همراه آورد، به طوری که زمین از صدای نعل اسبها خسته و ناآرام شد.
برآمد به جای نشان با سپاهعنان را بپیچید و برتافت راه
هوش مصنوعی: پیامآور به جای خود آمد و فرماندهی سپاه را به دست گرفت و مسیر را تغییر داد.
سپه را به کوه اندرون جای کردیکی شمع بر نیزه بر پای کرد
هوش مصنوعی: سردار، سپاه را در دل کوه جا داد و یکی شمع را بر سر نیزه قرار داد.
تو گفتی سهیل یمن سوی چینفرود آمد و کرد روشن زمین
هوش مصنوعی: تو گفتی که ستاره سهیل از یمن به سمت چین آمده و زمین را روشن کرده است.
همه شب دل پیلدندان به جوشنهاده به جای نشان، چشم و گوش
هوش مصنوعی: دل بزرگ و قوی من همه شب در حال خروش و هیجان است و به جای اینکه نشانهای از آرامش ببیند، فقط به چشم و گوشش در تلاش است تا چیزی را بیابد.
چو چشمش بدان روشنایی رسیدز شادی به دلْش آشنایی رسید
هوش مصنوعی: وقتی چشمان او به آن نور و روشنی رسید، شادی و سرور به دلش راه پیدا کرد.
پرستنده را گفت برخیز زودکه آتش پدید آمد از تیره دود
هوش مصنوعی: پرستنده را دستور دادهاند که فوراً برخیزد، چرا که آتش از میان دود سیاه به وجود آمده است.
همی رفت خواهم سوی شاه چینبه ما بد سگالد همه آتبین
هوش مصنوعی: من به سمت پادشاه چین میروم، در حالی که همه در آتش و سختی به سر میبرند.
بنه برنهادند و در پیش کردز بیگانه، آهنگ زی خویش کرد
هوش مصنوعی: آنها بنای خود را گذاشتند و به سوی خود بر گشتند، از بیگانگان فاصله گرفتند و به زندگی خود پرداختند.
حمایل یکی تیغ و نیزه به دستچو پیل دژم بر تگاور نشست
هوش مصنوعی: یکی از جنگجویان با تیغ و نیزه در دست، مانند فیل خشمگین بر سر کوهی نشسته است.
برون رفت تیز از ره میمنهبماندند لختی ز رخت و بُنه
هوش مصنوعی: به سرعت از مسیر میمنه خارج شدند و کمی از لباس و تجهیزات خود باقی ماندند.