بخش ۸۶ - رای زدن بهمرد با شاه چین
هوش مصنوعی: روزی مردی به فرمانی از یک شهریار به کارزار رفت. او به آرامی به شرایط آشفته کشور خود فکر کرد و به این نتیجه رسید که بدون اقدام کردن، هیچ سودی نخواهد داشت. او میدانست که نباید از دشمن هراسان باشد و باید به جنگ برود. او از فرماندهاش خواست که به دشمن حمله کند و اگر دشمن به کوه برود، نباید منتظر بمانند. فرمانده چینی با سوگند به اصول خود تاکید کرد که برگشتی نخواهد داشت و فقط زمانی به جنگ خواهد آمد که انتقام دشمن را بگیرد. در این حال، مرد از او خواست به یاد فرزند دشمن باشد و نه بازگشت به جایگاه. در حقیقت، آنها به دنبال پیروزی و گرفتن انتقام بودند و دشمن را نمیتوانستند نادیده بگیرند. آرزوی فرمانده چینی این بود که به تخت شاهی برسد و از خوشی زندگی کند.
یکی روز بهمرد دستور گفتکه با جان شاه آفرین باد جفت
هوش مصنوعی: روزی مردی به دیگران گفت که باید با جان شاه آفرین دست در دست یکدیگر باشیم.
بدین جای بیکار بودن چه سودکه بود آن که با کوه رزم آزمود
هوش مصنوعی: بیهوده است در اینجا بیکار نشستن، چرا که آن کسی که با کوه مبارزه کرده، ارزش و تجربهای دارد.
گر از بیم، دشمن نیاید به زیرتو را دل نیاید از این بیشه سیر
هوش مصنوعی: اگر بهخاطر ترس، دشمن به تو نزدیک نشود، پس دلت از این جنگل خسته نخواهد شد.
ز دشمن زمین کردی امروز پاکبر آن کوه گردد ز سرما هلاک
هوش مصنوعی: امروز بر خاک دشمن غبار و کثیفی را از بین بردی، تا آنجا که کوه از سرما و شدت آن نابود شود.
ز کارش مگر خسرو آگاه نیستکه جز راه ماچین ورا راه نیست
هوش مصنوعی: خسرو از کار او آگاه نیست و نمیداند که جز راهی که ما میرویم، راه دیگری وجود ندارد.
اگر سوی ماچین شود بیدرنگمر او را به یک نامه آرم به چنگ
هوش مصنوعی: اگر کسی به سمت ما بیاید، بدون معطلی او را با یک نامه به دام میاندازم.
فرستد مر او را بهک نزد شاهوگرنه فرستیم بر وی سپاه
هوش مصنوعی: او را به نزد شاه بفرستد وگرنه ما سپاهی بر او خواهیم فرستاد.
بهک را و ایرانیان را به بندبیارند نزدیک شاه بلند
هوش مصنوعی: به کسانی که به ایستادگی و مقاومت معروف هستند و همچنین به ایرانیان، در نزدیکی شاه قدرتمند بند و زنجیر بزنید.
براند بر آن همگنان کام خویشبرافرازد از سرکشان نام خویش
هوش مصنوعی: کسی که بر رقیبان خود پیروز میشود، میتواند با افتخار خود را معرفی کند و نامش را در دلها جای دهد.
چنین پاسخش داد سالار چینکه سوگند دارم به داد و به دین
هوش مصنوعی: سالار چین چنین پاسخ داد: به حق و به دین خود سوگند میخورم.
که از آتبین برنگردم به جنگجز آنگه که او را بیارم به چنگ
هوش مصنوعی: من از میدان جنگ بازنمیگردم مگر اینکه دشمن را به چنگ آورده و او را به اسارت درآورم.
بخواهم از او کین نیواسب گُردخردمند، سوگند نشمرد خُرد
هوش مصنوعی: اگر بخواهم از او انتقاد کنم، نباید به ذهن خردمندش توهین کنم و نباید برای این کار قسم یاد کنم.
به سوگند هرگز که یازید دستجز آن کاو به تیر زمانه بخست
هوش مصنوعی: هرگز کسی به سوی دست تو دراز نخواهد شد، جز آن که خود زمانه به او ضربهای زده باشد.
بترتر ز سوگند، پتیاره نیستچو سوگند خوار ایچ خونخواره نیست
هوش مصنوعی: هیچ چیزی بدتر از سوگند نیست، زیرا سوگند، مانند یک خونخواره، فرد را از مسیر راست منحرف میکند و هیچ چیز دیگر به اندازه آن خطرناک نیست.
بدو گفت بهمرد کای شهریاربه گفتار بنده کنون گوش دار
هوش مصنوعی: آن مرد به پادشاه گفت: ای شهریار، حالا به سخنان من توجه کن.
تو از کین نیواسب پرداختیز فرزندِ دشمن چو کین آختی
هوش مصنوعی: تو با خواسته و انگیزهای که از حس انتقام داری، برای اینکه به انتقام فرزند دشمن بپردازی، به زحمت و سختی توسل جستی.
وگر بازگردی از ایدر به جاینه از رزم دشمنت برگشت رای
هوش مصنوعی: اگر از این مکان به جای دیگر برگردی، نه اینکه از میدان جنگ با دشمن خود بازگردی.
دگر باره آهنگ دشمن توانکه داری جوانی و نوشه روان
هوش مصنوعی: بار دیگر به سوی دشمن برو، زیرا که تو جوانی و نیروی تازهای در خود داری.
چو دشمن به کوه است و ما بر زمینچه شاید بدو کردن ای شاه چین
هوش مصنوعی: وقتی که دشمن در بلندیها پنهان شده و ما در پایین زمین هستیم، آیا میتوانیم به او حمله کنیم، ای شاه چین؟
ولیکن که فرزند شاه جهانچنان آرزو دارد اندر نهان
هوش مصنوعی: اما فرزند پادشاه دنیا در دل خود آرزوهایی دارد.
که آید که بیند یکی تخت شاهدلش خرّمی یابد از بخت شاه
هوش مصنوعی: کسی که به دیدار تخت شاه بیاید، از خوشبختی شاه دلش شاد میشود.