بخش ۸۹ - دیدار آتبین و طیهور
هوش مصنوعی: در این قطعه، پس از اینکه شهریار از دریا به خشکی میرسد، سپاهیانش را در کنار دریا مییابد. دو فرزند طیهور از سپاه پیاده میشوند و با همدیگر خوشامد میگویند. آنها در کنار یکدیگر مینشینند و پس از گذر از مشکلات راه، در نهایت شاه طیهور را میبینند و از دیدار او خوشحال میشوند. آنها در این روز فرخنده جشن میگیرند و دلهاشان برای همدیگر شاد میشود. در ادامه، به سفر خود ادامه میدهند و در هر محل انواع غذاها و خوراکیها فراهم میکنند و به جشن و شادی میپردازند.
ز دریا چو بر خشک شد شهریارسراسر سپه دید دریا کنار
هوش مصنوعی: وقتی شهریار از دریا به خشکی آمد، تمام سپاه را دید که در حاشیه دریا قرار دارند.
دو فرزند طیهور با آن سپاهپیاده شد و آفرین با سپاه
هوش مصنوعی: دو فرزند طیهور به همراه آن لشکر پیاده شدند و برای سپاه دعا و تحسین کردند.
گرفتند مر یکدگر را کنارنشستند بر بارهٔ راهوار
هوش مصنوعی: دو نفر یکدیگر را در آغوش گرفتند و کنار هم نشستهاند، بر روی جادهای صاف و هموار.
چو شه را ز دربند بگذاشتندز شادی همه نعره برداشتند
هوش مصنوعی: زمانی که پادشاه را از قید و بند رها کردند، همه از شادی فریاد و نعره زدند.
به یک روز بر سر کشیدند راهز دشواری راه و سنگ سیاه
هوش مصنوعی: در یک روز، بر سر راهی که دشوار و پر از سنگهای سیاه بود، گرد هم آمدند.
بدان باژبان چیز بسیار داددرم داد و دیبا و دینار داد
هوش مصنوعی: بدان که با زبان میتوان چیزهای بسیار ارزندهای به دست آورد؛ مانند درهم، پارچههای زیبا و دینار.
چو ره بر سر آورد رنجور شاهپدید آمد از دور طیهور شاه
هوش مصنوعی: هنگامی که شاه رنجور به مسیر نزدیک شد، در دوردست طیهور شاه نمایان شد.
رسیدند نزدیک یکدیگرانپیاده شدند از کران تا کران
هوش مصنوعی: به هم نزدیک شدند و از وسیله نقلیه پیاده شدند و به همدیگر نزدیکتر شدند.
بپرسید طیهور از آتبینلب شاه طیهور پر آفرین
هوش مصنوعی: از طیهور پرسیدند درباره آتشین لب شاه طیهور که پر از زیبایی و ستایش است.
همی گفت فرخنده این روزگارکه دیدیم روی تو ای شهریار
هوش مصنوعی: فرخنده میگفت که این روزگار را به خاطر دیدن چهره تو، ای پادشاه، شادمان و خوشبخت است.
سوی خان خویش آمدی شادمانبه کام تو بادا دل بدگمان
هوش مصنوعی: به منزل خودت خوشحال و سرشار از شادی برگشتی، امیدوارم که دلهای بدبین و شککاو به تو خوشی نرسانند.
بدو آتبین گفت کای نیکنامدلم شد به دیدار تو شادکام
هوش مصنوعی: به آتشنشان گفت: ای کسی که نام نیک داری، من با دیدن تو خوشحال شدم.
ز یزدان همه ساله این خواستمکه اکنون بدو دل بیاراستم
هوش مصنوعی: هر سال از خدا خواستم که امسال قلبم را به عشق او زینت ببخشم.
برفتند از آن جایگه چند روزهمه راه پر لالهٔ دلفروز
هوش مصنوعی: چند روز از آن مکان دور شدند و راه را پر از لالههای زیبا کردند.
به هر منزلی ساخته خوردنیز پوشیدنی هم ز گستردنی
هوش مصنوعی: هر خانهای چیزی برای خوردن و پوشیدن دارد که هر یک به نوعی فراهم شده و در دسترس است.
همه راه رامشگر و رود و میز بهر جهانجوی فرخنده پی
هوش مصنوعی: همه مسیرها برای لذتطلبان و خوشگذرانان وجود دارد تا برای جستوجوی خوشبختی تلاش کنند.