بخش ۱۰۲ - شکست کوش
هوش مصنوعی: در این متن، جنگی شدید میان لشکر کوش و طیهوریان توصیف شده است. دو روز و دو شب نبرد ادامه دارد و دل دیو در این رزم پیر به شدت مجروح میشود. جنگجویان به شدت زخمی و کشته میشوند و خون آنها به دریا میرسد. در نهایت، طیهوریان با تکیه بر دلیران خود موفق میشوند تا بر دشمن چیره شوند. تنها تعدادی از جنگجویان به گریز میپردازند و دیگران کشته میشوند. پس از آگاهی از وضعیت، طیهوریان خوشحال میشوند و به سمت آتابین میشتابند. طیهور با قدردانی از آتابین به او تبریک میگوید و از سخن او خوشحال میشود. در پایان، طیهور دستور میدهد تا دربند محکم شود و از حملات دشمن ایمن گردد.
شد از کوه غلتان گران سنگ سنگاز این سان دو روز و دو شب بود جنگ
هوش مصنوعی: سنگی بزرگ از کوه به پایین غلتید و برای مدت دوهفته، درگیری و جنگی بهپا شد.
زبر سنگباران و از زیر تیردل دیو گشت اندر آن رزم پیر
هوش مصنوعی: در زیر باران تند سنگ و از میان تیرها، دل دیو در آن جنگ کهن، به شدت آسیب دید.
سر سرکشان یکسر آغشته شدکمرها ز خون لالهگونگشته شد
هوش مصنوعی: تمام سرکشان در خون غلتیدند و کمرهای آنها به رنگ لالهگون درآمد.
به سنگی سپاهی همی شد هلاکدل کوش از آن کوه شد دردناک
هوش مصنوعی: به شدت از غم و سختی، دلات را به زحمت میاندازد و به خاطر کوهی از درد و رنج، به سوی ویرانی میروی؛ مانند سپاهی که به سنگی برخورد میکند و در او از بین میرود.
ز یاران خود کشته چندان بدیدکه از کوه خون سوی دریا رسید
هوش مصنوعی: او از دوستان خود کشتههای زیادی را مشاهده کرد بهطوریکه خونشان از کوهها به دریا رسید.
دگر لشکر آمد به طیهوریانببستند بر رزم جستن میان
هوش مصنوعی: لشکری دیگر به میدان آمد و بر سر جنگ آماده شد.
بکشتند چندان دلیران به سنگکه از کشته شد راه دربند تنگ
هوش مصنوعی: به تعداد زیادی از دلیران با سنگها کشتند که به خاطر کشتن آنها، راهی که به مقصد میرسید، بسیار تنگ و دشوار شد.
دلیران طیهور گشتند چیرسپه را ز دربند کردند زیر
هوش مصنوعی: دلیران به قهرمانی و bravery خود ادامه دادند و سپاه دشمن را شکست دادند و آنها را به زیر درآوردند.
چو کوش آن چنان دید برگاشت رویبه دریا کنار آمد او پوی پوی
هوش مصنوعی: هرگاه او آنگونه که باید تلاش کند، چهرهاش را به سمت دریا میچرخاند و به آرامی به سمت آن میرود.
از این لشکر گشنِ چندان هزارنرستند جز هفتصد نامدار
هوش مصنوعی: از این سپاه گرسنه، تنها هفتصد نفر مشهور باقی ماندند.
به کشتی نشستند و راه گریزرهانید جان از دم رستخیز
هوش مصنوعی: به سمت کشتی رفتند و از خطر نجات یافتند و جانشان را از حالت وحشتناک و خطرناک رهانیدند.
چو آگاهی آمد به طیهور از اینهمی تاخت با لشکر و آتبین
هوش مصنوعی: وقتی آگاهی و هوشیاری به وجود میآید، فرد با قدرت و سرعت به سمت هدفش حرکت میکند و مانند یک سپاه پر از آتش پیش میرود.
به راه اندرون مژده آمدش پیشکه برگاشت روی آن بدِ زشتکیش
هوش مصنوعی: به او خبر دادند که در مسیر، شخصی بدذات و زشتکیش را به عقب برگرداندهاند.
فزون از هزاری نماندش سپاههمه کشته گشتند و خسته تباه
هوش مصنوعی: بیش از هزار نفر برای او نماندهاند، همه به قتل رسیدهاند و در حالی که دچار خستگی و نقصان شدهاند.
از آن مژده طیهور شد شادمانسوی آتبین راند هم در زمان
هوش مصنوعی: از آن خبر خوش، طیب خاطر شد و شادمان به سوی آتشهای چهرهگرایان روانه شد، همزمان با آن.
یکایک ببوسید چشم و سرشبه بر درگرفت آن گرامی برش
هوش مصنوعی: هر کدام از اعضای خانواده یا مهمانان را با محبت بوسید و او، که برایش ارزش زیادی قائل بودید، با محبت و احترام در آغوش گرفتید.
بدو گفت گفتار تو گشت راستبه گیتی چنین رای هرگز کراست؟
هوش مصنوعی: به او گفتند که سخن تو درست است و در دنیا چنین نظری هیچگاه وجود ندارد.
ز بیرایی خویش آگاه گشتبر آن یک سخن آتبین شاد گشت
هوش مصنوعی: از بیخبری و ناامیدی خود مطلع شد و بر آن یک جملهی امیدبخش خوشحال شد.
همان گه بفرمود تا مرد کارمر آن راه دربند کرد استوار
هوش مصنوعی: در آن لحظه، او دستور داد تا آن مرد کار را انجام دهد و راه را بهطور محکم و استوار بست.
کشیدند دیوار پیش درشبرافراخت از کوه برتر سرش
هوش مصنوعی: آنها دیواری کشیدند که از در آنجا تا بالای کوه بلندتر بود.
دری آهنین بر نهادش بزرگشد ایمن ز کردار کوش سترگ
هوش مصنوعی: در برابر او دری بزرگ و آهنی قرار گرفت که او را از کارهای بزرگ و تلاشهایش مطمئن و ایمن نگه میداشت.