بخش ۱۱۳ - غارت کردن دیهیم سرزمین بهک را
هوش مصنوعی: در این بخش از داستان، لشکر بهک شاه آماده میشود تا به دریا عبور کند و با دشمنان خود، کوش و ضحاک، مقابله کند. بهک شاه به سپاهش دستور میدهد تا آماده شوند و ده هزار سرباز را به یاری میفرستد. اما پس از دو ماه، گروه به تنگنا میافتند و منابع غذایی آنها به پایان میرسد؛ نه گاو و نه گوسفند برای تغذیه باقی مانده است. این وضعیت به شدت وخیم شده و لشکریان نیز دچار ناامیدی و فقر غذایی میشوند. فکر میکنند که چه چارهای برای نجات از این وضعیت اتخاذ کنند. در این میان، یکی از جنگجویان پیشنهاد میدهد که باید به دنبال غذا بروند و هر چیزی که پیدا کردند، جمعآوری کنند. این باعث میشود که لشکریان برای تأمین غذا به تاراج بپردازند و بهک شاه تصمیم میگیرد که به طور جدی به دنبال چارهای برای این معضل باشد.
وز آن سوی دیهیم لشکر براندسپه را به دریا گذر بشاند
هوش مصنوعی: و از آن طرف، لشکر را به سمت دریا میفرستد و سپاه را در کنار دریا مستقر میکند.
به دریا بسی مردم انبوه شدهمه رهگذرگاه چون کوه شد
هوش مصنوعی: مردم زیادی به دریا آمدند و همه مانند کوهها در مسیرهای خود در حال حرکت بودند.
بهک شاه چون نامه بر خواند، گفتکه با کوش و ضحاک غم باد جفت
هوش مصنوعی: به محض اینکه شاه بهک نامه را خواند، گفت که با کوشش و تلاش همراه ضحاک، غم و اندوه به زودی از بین خواهد رفت.
که دارد کنون ساز و چندین سپاهمرا نیز پیدا بود دستگاه
هوش مصنوعی: هماکنون من به همراه خود لشکری و تجهیزات زیادی دارم که آمادهٔ کار است.
فرستاد نزدیک او ده هزاربه یاری سوار از درِ کارزار
هوش مصنوعی: به نزد او ده هزار سوار را فرستادند تا در جنگ به کمکش بیایند.
ببردند چیزی که بُد بردنیهم از خوردنی هم ز گستردنی
هوش مصنوعی: آنچه را که قابل بردن بود، بهدوربردند؛ هم از خوراک و هم از آنچه میشد گسترش داد.
برآمد بر این روزگاری دو ماهبهک را همی تنگ شد دستگاه
هوش مصنوعی: در این زمان دشوار، وضعیت زندگی به شدت دچار تغییر و تنگنا شده است، چیزی شبیه به این که دو ماه در آسمان به یکدیگر نزدیک شدهاند و فضایی تنگ را ایجاد کردهاند.
نه گاوان بماندند و نه گوسفندبخوردند یکبارگی کشتمند
هوش مصنوعی: نه گاوان باقی ماندند و نه گوسفند خورده شدند، بهیکباره همه را از پا درآوردم.
به ماچین چنین تنگی آمد پدیدکه نه پیر دید و نه برنا شنید
هوش مصنوعی: در چنین وضعیتی برای ما پیش آمده که نه افراد سالخورده از آن خبر دارند و نه جوانان چیزی دربارهاش میدانند.
بدان سان به ویرانی آورد رویکه گفتی نبود اندر او رنگ و بوی
هوش مصنوعی: به گونهای که چهرهاش به ویرانی و نابودی دچار شده، گویی در آن هیچ نشانهای از زیبایی و عطر وجود ندارد.
نبودش توانایی و دسترسفزون ز آن کجا داد، بس کرد بس
هوش مصنوعی: او نه قدرت و نه دسترسی بیشتری داشت، بنابراین چه کار توانست انجام دهد، تمام تلاشش را کرد و کم آورد.
خورش هم نیامد سپه را ز راهبه درگاه دیهیم رفت آن سپاه
هوش مصنوعی: خورشید به سپاه نیامد و آنها از مسیر خود به سمت دیوانخانه رفتند.
که اکنون ز ماچین نیامد خورشبباشد سپه را کم از پرورش
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اگرچه خورشید (نور و روشنایی) به ما نرسیده، اما سپاه و نیروهای ما نیز تحت تأثیر پرورش و تربیت قرار گرفتهاند و به همین دلیل نمیتوان انتظار داشت که به راحتی بیفتند یا کم توان شوند. در واقع، حتی در شرایط سخت، قدرت و استعداد درونی به کمک میآید.
بگو تا چه چاره سگالیم و رنگاگر کرد خواهی تو ایدر درنگ
هوش مصنوعی: بگو چه راه حلی داریم و اگر خواستی، اینجا توقف کن.
چنین گفت با لشکر آن جنگجویکه ما بازگشتن نداریم روی
هوش مصنوعی: آن جنگجوی شجاع به لشکر خود گفت: ما هیچ راهی برای بازگشت نداریم.
خورش هرچه یابید هر جا که هستبه برداشتن مر شما راست دست
هوش مصنوعی: هر چیز خورشید آن را میبیند و هر جا که باشد، به سمت راست دستت، آن را برمیدارید.
چو بشنید لشکر چنین داستانبه تاراج گشتند همداستان
هوش مصنوعی: زمانی که سپاه این داستان را شنید، همه به طور هماهنگ به غارت پرداختند.
بهک را یکی چاره آمد به دستدرِ چاره یزدان به کس در نبست
هوش مصنوعی: در یک لحظه، راهی برای حل مشکلات به کسی رسید که درِ کمک و یاری الهی بر روی هیچکس بسته نیست.