بخش ۱۳۸ - خواستگاری آتبین دختر طیهور را
هوش مصنوعی: فرع و کامداد به نزد شاه میروند تا پیام یار را به او برسانند. کامداد از نیکوییهای شاه و فرزندانش سپاسگزاری میکند و از آرزویی سخن میگوید که دارد. او درخواست ازدواج برای دخترش با شاه را مطرح میکند و خواهان پیوند خویشاوندی است. شاه نسبت به این درخواست تردید دارد، زیرا نگران است که این پیوند بر اعتبارش تاثیر بگذارد.
کامداد به شاه یادآوری میکند که آتبین، همانند فرزندان او از نژاد بزرگانی چون جمشید است و باید از او حمایت کند. او به شاه پیشنهاد میدهد که تمامی دختران را به او نمایش دهد تا شاه بهترین را از میان آنها انتخاب کند. در نهایت، شاه دستور میدهد که فرع و کامداد بازگشتند و از طرف او برآوردن آرزوی کامداد اعلام میشود. فرع و کامداد با خوشحالی از نزد شاه خارج میشوند و به جشن و شادمانی میپردازند.
«فرع» را فرستاد با «کامداد»بدان سان که بایست پیغام داد
هوش مصنوعی: فرع به همراه کامداد فرستاده شد تا پیغامی را به درستی منتقل کند.
چو هر دو بر شهریار آمدندبه گفتار و پیغام یار آمدند
هوش مصنوعی: وقتی هر دو به پیش پادشاه رفتند، با سخنان و پیام یار به او رسیدند.
زمین بوسه دادند و برخاستندهمی آفرینی نو آراستند
هوش مصنوعی: زمین را بوسه دادند و از آن برخاستند و آفرینشی نو را شکل دادند.
نگه کرد خندان سوی کامدادکه چونین چرا بایدت ایستاد؟
هوش مصنوعی: او با لبخند به کامداد نگریست و پرسید که چرا باید به این صورت توقف کنی؟
چنین داد پاسخ که بی کام شاهنشاید رسانید پیغام شاه
هوش مصنوعی: برای رساندن پیام شاه، نباید بدون خواسته و رضایت او اقدام کرد.
یکی آرزو خواستهست آتبیناگر شاه دستور باشد بر این
هوش مصنوعی: کسی آرزویی دارد، اگر شاه بخواهد و دستور دهد، آن آرزو میتواند محقق شود.
بگویم پس آن گه نشنیم ز پایکه فرمان چنین آمدهست از خدای
هوش مصنوعی: بهتر است بگویم، اما بعد از آن دیگر چیزی نشنویم، زیرا این فرمان از سوی خداوند صادر شده است.
بخندید و نزدیک خود خواندشبه سوگند بسیار بنشاندش
هوش مصنوعی: با لبخند به او نزدیک شد و با سوگندهای زیاد او را راضی کرد و آرام نشاند.
بدو گفت کاکنون چه گویی بگویچه داری به نزدیک من آرزوی
هوش مصنوعی: به او گفت: حالا چه میخواهی بگو، چه آرزویی در دل داری که میخواهی نزد من بیاوری؟
سخن کامداد از سرآغاز کرددر دانش از هر دری باز کرد
هوش مصنوعی: سخن از ابتدا به خوبی آغاز شد و در علم، هر موضوعی را مورد بررسی قرار داد.
همی گوید آن بندهٔ نیکدلکه من خود ز شاه جهانم خجل
هوش مصنوعی: بندهی نیکدل میگوید که من از شاه جهان شرمندهام.
ز بس نیکوییها که بر من فزودز خویشان و از انجمن برفزود
هوش مصنوعی: به خاطر تمام خوبیهایی که از طرف خانواده و دوستانم به من افزوده شده، احساس خوشحالی و روشنی در زندگیام ایجاد شده است.
از آنگه که اندر جهانم پناهنبود، ایدر ایمن شدم پیش شاه
هوش مصنوعی: از زمانی که در دنیا جایی برای پناه بردن نداشتم، اکنون در کنار شاه احساس امنیت میکنم.
گرم در بسیلا ندادی نشستمرا دشمن آورده بودی به دست
هوش مصنوعی: اگر به من در آن گرما و سختی پناه نمیدادی، دشمن مرا به راحتی به دام میانداخت.
همی تا بُوم زنده و بیهراسز یزدان و از شاه دارم سپاس
هوش مصنوعی: من همیشه شکرگزار خدا و شاه هستم که به من زندگی بخشیده و از هیچ چیزی نمیترسم.
یکی آرزو ماند، شاها، کنونکه گشتهست بختم بدان رهنمون
هوش مصنوعی: یکی از آرزوهایم باقی مانده است، ای شاه، اکنون که مقدر شدهام به آن راهنمایی میشوم.
..........................................................................
هوش مصنوعی: این انسان با اندیشه و دانایی خود، میتواند در سختیها و مشکلات پیشرفت کند و به موفقیتهای بزرگ دست یابد. قدرت او در تصمیمگیری و انتخابهایش نهفته است و این ویژگی او را از دیگران متمایز میکند.
نهان همچو گوهر به کان اندرستبسی روشنایی بدان اندرست
هوش مصنوعی: چیزی که به صورت پنهان و نهفته مانند یک گوهر در دل زمین وجود دارد، در واقع حاوی روشنی و نور زیادی است.
مرا شاه والا چو نامی کندبه پیوند خویشم گرامی کند
هوش مصنوعی: وقتی شاه بزرگوار به نام من اشاره کند، موجب افتخار و ارزش بیشتری برای من و خانوادهام میشود.
یکی دخترم بخشد از دخترانسرم بر فرازد چو دیگر مهان
هوش مصنوعی: یک دختر به من لطف میکند و از بین دختران دیگر، مرا به اوج میبرد و معروف میسازد.
کز اختر چنانیم ای شهریارکز این تخمه باشد یکی یادگار
هوش مصنوعی: ما از نسل ستارهای هستیم ای پادشاه، که از این خانواده یکی نشانی به یادگار مانده است.
که ضحاک را اندر آرد ز پایبپردازد از جادوی و دیو جای
هوش مصنوعی: کسی که بتواند ضحاک را از پای درآورد و از جادو و دیو دور کند.
سخن چون به پایان رسانید مردز دریای دانش برانگیخت گرد
هوش مصنوعی: وقتی مرد سخنش را به پایان میرساند، از دریای دانش خود گرد و خاکی برمیافرازد.
اگر کام خواهی تو از کام باربیاموز تا گرددت بخت یار
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به آرزوهایت برسی، از سختیها و تجربیات یاد بگیر تا شانس و بخت به تو کمک کند.
چو بشنید طیهور پاکیزهکیشز غم برنهانی زد انگشت خویش
هوش مصنوعی: زمانی که طبع بلند و پاک شخصی، خبر خوشی را میشنود، بر اثر شادی به شادمانی میپردازد و احساسات خود را نشان میدهد.
ز پاسخ زبان را نکرد آزمونبماند اندر اندیشهٔ چه و چون
هوش مصنوعی: او از جواب دادن طفره رفت و نتوانست به پرسشها پاسخ دهد، در نتیجه در فکر و تردید باقی ماند که چه باید بگوید و چگونه.
از اندیشهٔ او دل کامدادبه تندی کشید و زبان برگشاد
هوش مصنوعی: دلش به شدت تحت تأثیر افکار او قرار گرفت و زبانش به سخن آمد.
که درماندن شاه از این کار چیستبه گیتی چو شاه آتبین نیز کیست
هوش مصنوعی: در این دنیا چه کسی میتواند به اندازهی یک شاه بزرگ و حکیم مانند آتشپیک به مشکلات و چالشها غلبه کند و از آنها رهایی یابد؟
به مردی و دیدار و فرهنگ و رایکجا آفریدست چون او خدای؟
هوش مصنوعی: او که از نظر مردانگی و آنگونه دیدار و فرهنگ، در جایگاه بسیار بالایی قرار دارد، چه کسی مانند او را مانند خدا آفریده است؟
نیا، شاه و خود، شاه و شاهش پدرهمه سرکش و خسرو و تاجور
هوش مصنوعی: نیا، ای شاه و خدا، تو پادشاه و پدر همه سرکشها و زمامداران بزرگ هستی.
بزرگان که در خاک فرسودهاندهمه بندهٔ شاه من بوده اند
هوش مصنوعی: افرادی که در زمین و خاک فراموش شدهاند، همگی خدمتگزار و زیر دستان پادشاه من بودهاند.
گر امروز کارش دگرگون شدهستکه چرخ از ره داد بیرون شدهست
هوش مصنوعی: اگر امروز اوضاعش به هم ریخته است، به این دلیل است که زمان و شرایط از مسیر اصلی خود خارج شدهاند.
بکاهد همی گاه و افزون شودجهان هر زمانی دگرگون شود
هوش مصنوعی: زمانی که میگذرد، ممکن است چیزهایی کاهش یابند و در عوض، برخی دیگر افزایش یابند. همچنین، جهان در هر لحظه دستخوش تغییرات جدیدی میشود.
بدین، با خدای جهان جنگ نیستشما را ز شاه آتبین ننگ نیست
هوش مصنوعی: به خداوندی که بر همه چیز فرمانروایی میکند، دشمنی وجود ندارد. شما نباید از رازی که به شاه آتشین مربوط میشود، خجالت بکشید.
که دارای ایران از آن برتر استکه شایستهٔ شاه و اندر خور است
هوش مصنوعی: هر چیزی که در ایران وجود دارد، باید شایستهی مقام و جایگاه یک پادشاه باشد و از آنچه کمتر از این است، برتر است.
چنین داد پاسخ که از راه دادهمی راست گویی تو ای کامداد
هوش مصنوعی: او پاسخ داد که تو باید راه را بهدرستی بگویی، ای کسی که به تو خوشبختی میرسد.
ولیکن بزرگان ز ننگ و نبردندادند دختر به بیگانه مرد
هوش مصنوعی: اما بزرگان به خاطر ننگ و جنگ، دختر را به دست مردان بیگانه ندادند.
که بیگانه را گرچه شاهی بودز دریا بیفتاده ماهی بود
هوش مصنوعی: اگرچه بیگانه مقام و سلطنتی دارد، اما در نهایت، مانند ماهیای است که از دریا افتاده است.
دل مرد بیگانه یکسر دژمز هر کس بباید کشیدن ستم
هوش مصنوعی: دل مرد بیگانه به طور کامل از هر کس غمگین و ناراحت است و باید از هر گونه ظلم و ستم دوری کند.
ز گفتار او تیز شد کامدادبدو گفت کای شاه با کام و داد
هوش مصنوعی: از صحبتهای او، رفتار و جوهرهی انسان دگرگون شد. به او گفتند: ای پادشاه، با انصاف و سعادتمندی رفتار کن.
چنان است بیگانه چون گفت شاهولیکن نه در خور بدین جایگاه
هوش مصنوعی: بیگانه وقتی که شاه سخن میگوید، به اندازهای در شأن و جایگاه او نیست.
یک اسبه سواریست شاه آتبیناز او ننگ دارد کسی بر زمین
هوش مصنوعی: یک اسب سواری با نام شاه آتبین وجود دارد که همه از او ترس و ننگ دارند و جرأت نمیکنند روی زمین او را به چالش بکشند.
نبیرهیْ جهاندار جمشید شاهکه شاهان از او داشتندی کلاه
هوش مصنوعی: نوهی پادشاه بزرگ جمشید، که پادشاهان دیگر از او تاج و تخت میخواستند.
گرش چرخ بنموده یکچند رنجبدو بازگردد بزرگی و گنج
هوش مصنوعی: اگر چرخ روزگار مدتی به او رنج و سختی نشان دهد، دوباره بزرگی و ثروت به او بازمیگردد.
نبینی خزان خشک و گل پر ز خاربهار آید و گل برآرد به بار
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است پاییز خشک و بیحالت را ببینی، اما به زودی بهار خواهد آمد و گلها شکوفا خواهند شد.
تو ای شاه، باید که دانی درستکه چون آتبین از تو پیوند جست
هوش مصنوعی: ای پادشاه، باید به خوبی بدانی که چگونه آتشنشانی از تو جدایی میجوید.
مر او را چنین پاسخ آری تو بازبگیرد چنین داستان را دراز
هوش مصنوعی: به او چنین پاسخ بده که دوباره این داستان را طولانی نکند.
شود بدگمان از دل شهریارهم امروز بر بندد از شهر بار
هوش مصنوعی: امروز ممکن است که دل شهریار باعث سوءظن شود و او تصمیم بگیرد که از شهر بیرون برود.
به دستوری شاه بیرون شودنداند کز این ننگ خود چون شود
هوش مصنوعی: با فرمان شاه بیرون میرود، اما نمیداند که از این شرمندگی چگونه خلاص شود.
کشد خویشتن را به دام هلاکاز این ننگ تن را بپوشد به خاک
هوش مصنوعی: انسان برای فرار از ننگ و شرمساری، خود را به راهی میاندازد که به هلاکت میرسد و از این رو، سنگینی و نامیدی را بر دوش خود تحمل میکند.
چه گوید؟ چو گویند مردان دینکه با شاه پیوند جُست آتبین،
هوش مصنوعی: مردان دین چه سخنی میگویند وقتی که خبر میدهند که کسی با شاه ارتباط برقرار کرده است؟
ندیدش سزاوار پیوند خویشنه شایستهٔ شوی فرزند خویش
هوش مصنوعی: او را به اندازهی ارتباطش با خود نمیدید و او را شایستهی همسری و پدری نمیشناخت.
هنر گر نبودش چه آهوش دیدکه زو خویشتن خسرو اندر کشید
هوش مصنوعی: اگر هنری وجود نداشت، آیا آهو میتوانست خویشتن را از دست او بکشاند و به او دل ببندد؟
چه دل باشد آن دل که از نام و ننگنگردد گدازان اگر هست سنگ؟
هوش مصنوعی: آیا قلبی وجود دارد که از نام و آبرو خود مراقبت نکند و غمگین نشود؟ اگر چنین باشد، آیا آن دل همچون سنگ است؟
ز گفتار او سر برآورده شاهدژم گونه در روی کردش نگاه
هوش مصنوعی: شاه غمگین از سخنان او سرش را بالا آورد و با نگاهی به چهرهاش توجه کرد.
جوانیست، گفت، آتبین خویشکامبه مردی و دانش برآورده نام
هوش مصنوعی: او گفت: جوانی است که با دانش و تواناییهایش در میان مردان، نامی برای خود بهدست آورده است.
ولیکن چو این آرزو بشکندبترسم که بیخ وفا برکند
هوش مصنوعی: اما وقتی این امید ناامید شود، میترسم که پایههای وفا را از ریشه بکند.
بداردش یکچند، بگذاردشبه یکباره از رزم برداردش
هوش مصنوعی: او را مدتی در خود نگه میدارد، اما ناگهان به او اجازه میدهد که از جنگ بیرون بیاید.
از آن رنج پیچان شود دخترممن از درد او رنج و کیفر برم
هوش مصنوعی: دخترم از درد و رنجی که دارد بسیار ناراحت و آشفتهام و نمیتوانم این درد را تحمل کنم.
بدو گفت کای شاه با دین و دادمر این کار را چاره شاید نهاد
هوش مصنوعی: به او گفت: ای پادشاه با دیانت و عدالت، شاید این کار را راه حلی بیابی.
اگر شاه بیند، همه دختراننماید بدو از کران تا کران
هوش مصنوعی: اگر پادشاهی به دختری نگاه کند، همه دختران از دور و نزدیک خود را به او نشان میدهند.
چو زایشان یکی برگزیند به مهرنگرداند از مهر او نیز چهر
هوش مصنوعی: وقتی کسی یکی را انتخاب کند و به او عشق ورزد، محبت او نیز از چهرهاش منعکس خواهد شد.
چو یابد پسندیدهٔ خویشتنبداردش چون دیدهٔ خویشتن
هوش مصنوعی: هرگاه انسان چیزی را که به آن میپسندد بیابد، آن را مانند دیدهی خود عزیز و محترم میشمارد.
چو بگزیندش، پس رها چون کندوفاجوی مردم جفا چون کند
هوش مصنوعی: وقتی کسی را انتخاب کنی و سپس او را رها کنی، به چه اندازه میتوان به وفاداری انسانی که در پی وفا است، اعتماد کرد؟ در حقیقت، این شخص چقدر میتواند به دیگران آسیب برساند؟
که مردم نخوانندش اندر زمانسبکسار خوانند و نامهربان
هوش مصنوعی: مردم در زمانهای سهلانگار و بیرحم او را نمیخوانند و به او توجهی نمیکنند.
فروماند طیهور و چاره ندیدز گفتار پاسخ دم اندر کشید
هوش مصنوعی: پرندهای در قفس مانده و از گفتار دیگران چارهای نیافته، سکوت کرده و نفسش را در سینه حبس کرده است.
زبان را چو خستو شدی بند شدشود مردْ خامش چو خرسند شد
هوش مصنوعی: وقتی زبان به خوبی و آرامی به کار میافتد، مرد وقتی خوشحال شود، خاموش میماند.
بدو گفت شاه آتبین را بگویکه از ما برآمد تو را آرزوی
هوش مصنوعی: شاه به آتبین گفت که به او بگوید که از طرف ما آرزویی برایش برآورده شده است.
از آن پیشگه بازگشتند شادفرع هرچه شد راند با کامداد
هوش مصنوعی: آنها با شادی از مکان قبلی برگشتند و هر چیزی را که رخ داده بود با خوشحالی کنار گذاشتند.
یکایگ همه باز گفتش چو بوددل آتبین شادمانی فزود
هوش مصنوعی: همه یکصدا موضوع را بیان کردند و چون دل آتشینی داشتند، شادی آنها بیشتر شد.
فرع را و او را بسی چیز دادز دیبا و اسبان تازینژاد
هوش مصنوعی: او به فرع و او (نسل) بسیاری از چیزها را بخشید، از جمله پارچههای زیبا و اسبهای اصیل تازی.
بدان شادی از جای برخاستندیکی بزم شاهانه آراستند
هوش مصنوعی: پس بدان که جشن و شادی از جایی آغاز شد و میزی باشکوه برای شاه ترتیب دادند.