بخش ۱۷۲ - مرگ دختر کوش و زاری پدر
هوش مصنوعی: شخصی دو سال با ماهچهر (دختری زیبا) زندگی کرده و به شدت به او وابسته شده است. پس از مرگ او، او با اندوه و گریه به استقبال میرود و در پی از دست دادن زیباییاش دچار ناراحتی میشود. به خاطر فقدان او، تصمیم میگیرد مجسمهای متشابه به او بسازد تا بتواند غم خود را تسکین دهد. او این مجسمه را در جلوی چشم خود قرار میدهد و به مرور زمان بتی شبیه به ماهچهر در چین ساخته میشود و این بت به نوعی جایگزین او میشود. داستان نشاندهنده عشق و دلبستگی عمیق است و چگونگی واکنش افراد به فقدان معشوق را به تصویر میکشد.
دو سال اندر این ماهچهره ببودکه او هر زمانیش رشکی نمود
هوش مصنوعی: او دو سال در این ماه چهره بود، و هر لحظه به زیباییاش حسادت میکرد.
ستمکش بدان سختی اندر بمردبرفت و ستم با تن خود ببرد
هوش مصنوعی: ستمکش با مشکلات و سختیهای زیادی مواجه شد و در نهایت به سوی مرگ رفت، اما ظلم و ستم را تا آخرین لحظه با خود حمل کرد.
چو آگاهی آمد ز مرگش به کوشبرون رفت با گریه و با خروش
هوش مصنوعی: زمانی که او از مرگ خود آگاه شد، با ناراحتی و فریاد از مکان خود خارج شد.
سرِ ناسزا مرد از آن گردنشبرون کرد و برگشت پیرامنش
هوش مصنوعی: مرد به خاطر تهمتزدن و بدگویی دیگران تصمیم گرفت تا از آنجا دور شود و به سمت دیگری برود.
بدید آن نگارین به روی و به مویبه رخ بر نهاد از دو دیده دو جوی
هوش مصنوعی: مخاطب به زیبایی و جذابیت چهره و موهای معشوق اشاره میکند که در اثر تماشای او اشک از چشمانش جاری شده است.
نگارینش یاد آمد و خون گریستکه داند که بیدادگر چون گریست؟
هوش مصنوعی: یاد محبوبش به دلش آمد و به شدت ناراحت شد، اما هیچکس نمیداند که ظالم چه احساسی دارد وقتی که دچار اندوه میشود.
بشست و بپیچیدش اندر کفنپر از مشک کردش دو گوش و دهن
هوش مصنوعی: پس از غسل و آماده کردن، او را در کفنی معطر پیچیدند و دو گوش و دهانش را نیز پر از عطر کردند.
بدو جامهٔ گونهگون برکشیددگرباره او را بدان سان بدید
هوش مصنوعی: او دوباره لباسهای رنگارنگی بر تن کرد و به آن شکل به او نگاه کرد.
فزون بود خوبیش صد بار بیشاز آن خوبرویان که او داشت پیش
هوش مصنوعی: زیبایی او به حدی بیش از زیبایی آن چهرههای خوشرویی است که قبل از او وجود داشتند، به گونهای که نمیتوان با آنها مقایسه کرد.
دگر باره مهرش بر او تیز گشتدو دیده ز غم گوهرانگیز گشت
هوش مصنوعی: بار دیگر عشق او نسبت به او شدت گرفت و چشمانش از غم مانند گوهر درخشید.
چنان گشت بیهوش چون مرد مستهمی بر سر خویش بر زد دو دست
هوش مصنوعی: او چنان بیهوش شد که همچون مردی مست، دو دستش را بر سرش زد.
دگر باره از خواب و خور دور شددلش خسته و جانش رنجور شد
هوش مصنوعی: دلش باز از خواب و خوراک دور شده و حالش خسته و جانش رنجور است.
دلش ناشکیبا شد از بهر اوبه هرگه که یاد آمدش چهر او
هوش مصنوعی: دلش از عشق او بیتاب شد و هر بار که چهرهاش به یادش آمد، تاب و تحملش به آخر رسید.
چو از چاره بگسست دستش تمامبفرمود کز مشک وز عود خام
هوش مصنوعی: وقتی از راهحلش ناامید شد، تمام کار را به عطر مشک و چوب عود سپرد.
یکی بت سرشتند مانند اوچه گویند بودهست چون کند او
هوش مصنوعی: کس دیگری همچون او را خلق نکردهاند، پس دربارهاش چه میتوان گفت و چه انتظاری میتوان داشت؟
بر او کرد پیرایه و زیورشبتی بود مانندهٔ دخترش
هوش مصنوعی: او را با زینتها و زیورآلات آراسته بود، که beauty اش به مانند دختری میمانست.
نهادش شب و روز در پیشگاهبه دیدار او گشت خرسند شاه
هوش مصنوعی: شب و روز به درگاه او رفت و با دیدارشان، شاه خوشحال و خرسند شد.
چو بگذشت از این روزگاری درازبزرگان چین را بفرمود باز
هوش مصنوعی: زمانی که این دوران طولانی سپری شد، امر کرد که بزرگان چین دوباره به سراغ او بیایند.
که بر چهرهٔ هرکه دارند دوستیکی چهره سازند از آن سان که اوست
هوش مصنوعی: هرکس چهرهای دارد که نشاندهندهی حالت و شخصیت اوست، اما دوستان میتوانند به گونهای آن چهره را تغییر دهند که شبیه خودشان به نظر برسد.
بزرگان به اندازهٔ دستگاهبتان را ببردند نزدیک شاه
هوش مصنوعی: بزرگان به اندازه ی زیبایی و جلوهی بتها، آن را به شاه نزدیک کردند.
نهادند در پیش، هنگام بزمگرفتند بر رویشان جام بزم
هوش مصنوعی: در مراسم شادی و جشن، ظرفهایی پر از نوشیدنی را در برابرشان قرار دادند و همگی از آن نوشیدند.
به چین اندر، این بتپرستی ز کوشپدید آمد و شد زمین پر ز جوش
هوش مصنوعی: در چین، این پرستش بت از تلاش و زحمت به وجود آمد و باعث شد زمین پر از جنب و جوش شود.
چنین کافری را بت ماهچهرتو را همچنین آمد از بیش مهر
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که زیبایی و جذابیت چهره تو میتواند حتی کافران را نیز متأثر کند و به آنها عشق و محبت را القا کند. این زیبایی آنقدر تأثیرگذار است که در دل هر کسی، حتی کسانی که به دین و آیینی غیر از عشق و محبت وابستهاند، احساساتی را برمیانگیزد.