بخش ۱۸۹ - نیایش نمودن طیهور یزدان را
هوش مصنوعی: در این بخش از داستان، روایت میشود که چگونه فریدون و سپاه او بر دشمنان پیروز میشوند. فریدون، پس از پیروزی، خداوند را ستایش کرده و نعمتهای او را یادآوری میکند. او از روزگار سختی که بر مردمش گذشته صحبت میکند و به بخشایش خداوند اشاره میکند که وضعیت را بهبود بخشیده است.
پس از این پیروزی، فریدون از لشکریان خود میخواهد که به سمت چین بروند و از آنجا ثروت و امکانات بیشتری به دست آورند. او به آنها امیدواری میدهد و آنها را به اتحاد و همکاری دعوت میکند. در نهایت، سپاه فریدون با عزمی راسخ به سمت دریا حرکت میکند تا به کشور چین برسند و شاید بتوانند نیکیها و ثروتهای بیشتری را به دست آورند.
کنون ز آتبین چون بپرداختیمز کوش و فریدون سخن ساختیم
هوش مصنوعی: حالا که از آتشزنان گذر کردهایم و به تلاش و فریدون اشاره کردهایم، داستان یا سخنی را آغاز کردهایم.
ز گوینده چون بازجستم سخنمرا گفت از این داستان کهن
هوش مصنوعی: وقتی از گوینده سخن را جویا شدم، او داستان قدیمی را برای من بیان کرد.
که طیهور چون کارِ کشتی بساختز دریا بسی بادبان برفراخت
هوش مصنوعی: وقتی که کار یک کشتی آماده شد، مانند پرندگان که در آسمان اوج میگیرند، کشتی نیز با بادبانهای فراوان به دریا میرود.
بفرمود تا پیش او شد سپاهپس از جای برخاست بر تخت شاه
هوش مصنوعی: فرمان داد تا لشکر به نزد او بروند، سپس از جای خود بلند شد و بر تخت پادشاهی نشست.
سزاوار یزدان ستایش نمودمر او را هزاران نیایش نمود
هوش مصنوعی: خداوند شایسته ستایش است و او را با هزاران دعا و نیایش میستایند.
وز آن پس چنین گفت با مردمانکه یزدان سرآورد بر ما غمان
هوش مصنوعی: پس از آن، او به مردم گفت که خداوند بر ما مشکلاتی را فرستاده است.
توانا و دانا و دارنده اوستسپهر و زمین را نگارنده اوست
هوش مصنوعی: توانایی و دانش به او مرتبط است و اوست که آسمان و زمین را زیبا و منظم میکند.
چو من بندهای را کند شادکامبه گردونِ گردان برآردْم نام
هوش مصنوعی: وقتی که من یک بنده را خوشحال و شادی ببینم، نام او را در آسمان و در میان بزرگان بلند میکنم.
چو باید، نیارد سپاسش به جاینبیند چنین نیکوی از خدای
هوش مصنوعی: زمانی که نیازمند باشیم، نمیتوانیم از او سپاسگزاری کنیم، چرا که نیکیهای خدا را نمیبینیم.
خود از خویشتن بیند آن برتریفزونی و گنج و بلند اختری
هوش مصنوعی: انسان از درون خود، برتری و ارزشهای فراوانی را میبیند که همچون گنجی گرانبها و ستارهای بلند در آسمان است.
چو بنده در این راه بنهاد پایبگرداند آن کار بر وی خدای
هوش مصنوعی: وقتی بندهای در این مسیر قدم گذاشت، خداوند کار را به نفع او تغییر میدهد.
گر اندازه گیرم من از کار خویشوز آن شادکامی که بردم ز پیش
هوش مصنوعی: اگر من به اندازهی کار خودم و به شادیای که از گذشته به دست آوردهام، فکر کنم،
وز آن ساخته بخت و آن روزگاروز این کوه و دریا چنین استوار
هوش مصنوعی: بخت و روزگار به گونهای شکل گرفتهاند و از این کوه و دریا چنین پایداری و استواری به وجود آمده است.
همه تکیه بر کوه و دربند و آبندیده کسی دشمن از ما به خواب
هوش مصنوعی: همه به کوه و در مناطق دور افتاده پناه بردهاند و هیچکس از آب و زندگی در آنجا خبری ندارد، به طوری که هیچ دشمنی فراتر از خواب و خیال نمیتواند به ما آسیب برساند.
همی آنچه بایست دید از خدایاز این کوه دیدیم و آباد جای
هوش مصنوعی: تمام آنچه باید از خدا دیده میشد، از این کوه و مکان خوب دیدهایم.
به ما لاجرم دشمنی برگماشتکه بر تن سر و روی مردم نداشت
هوش مصنوعی: دشمن ناتوان و بیمحتوا به ما حمله کرد، در حالی که ما زیبایی و جذابیت خاصی داشتیم.
همه شهرها کرد ویران و پستهمه سرکشان را بکشت و بخست
هوش مصنوعی: تمامی شهرها را ویران و خراب کرد و همه سرکشان را نابود و مجازات نمود.
زنان را که بودند برنا و پیرسوی چین و ماچین فرستاد اسیر
هوش مصنوعی: زنان جوان و پیر را به سمت چین و ماچین فرستادند تا به اسیری بروند.
ز دشمن رسیدم به یکبارگیبدین رنج و سختی و بیچارگی
هوش مصنوعی: از دشمن به طور ناگهانی با این درد و زحمت و بدبختی روبهرو شدم.
دگرباره بخشایش کردگاربه ما یافت و از وی برآمد دمار
هوش مصنوعی: با دوباره بخشایش و رحمت خداوند به ما، از او نعمت و زندگی تازهای نصیبمان شد.
نکردش رها تا که شب روز کردنبیرهیْ مرا شاد و پیروز کرد
هوش مصنوعی: او را رها نکرد تا اینکه شب و روز عوض شد و فرزند من را خوشحال و موفق ساخت.
به ضحّاک جادوش برداد دستمر او را اَبَر کوه بویان ببست
هوش مصنوعی: ضحاک جادوگر را به زنجیر کشیدند و او را در مکانی دور از مردم حبس کردند.
به بندی که هرگز نشاید گشادهمه کاخ و گنجش به تاراج داد
هوش مصنوعی: در شرایطی که نباید هرگز رها شود، همه چیز، از جمله کاخ و ثروت، به سادگی در خطر از دست رفتن قرار میگیرد.
شدند از جهان آن بدان ناپدیددل دیو و جادو به هم بردرید
هوش مصنوعی: از دنیای فاسد و ناپاک، آن خیران و نیکان ناپدید شدند و دل شیطان و جادوگران را به هم ریختند.
گر از چرخ گردنده یاری بوداز این پس همه کامگاری بود
هوش مصنوعی: اگر زندگی و سرنوشت به ما کمک کند، از این پس همه چیز به خوشی و کامیابی خواهد بود.
ز یزدان شناسید یکسر سپاهکه او دور کرد از دل ما هراس
هوش مصنوعی: از خداوند یکتا آگاه باشید، زیرا او تمام ترسها را از دل ما دور کرده است.
پس از خشم بر ما بگسترد مهرببخشود و برهاند از آن دیوچهر
هوش مصنوعی: پس از آنکه خشمش را بر ما نشان داد، محبتش را گستراند و ما را از آن موجود زشت نجات داد.
بلای وی از شهر ما دور کرددلش بند ضحّاک رنجور کرد
هوش مصنوعی: بلای او دلش را از شهر ما دور کرد و رنجهای ضحاک را بر او تحمیل کرد.
از این پس بکوشید و رای آوریدهمه نیکویها به جای آورید
هوش مصنوعی: از این به بعد تلاش کنید و ایدههای خوبی را مطرح کنید و همه چیزهای نیکو را به عمل بیاورید.
بیارید با ما همه لشکریکه اکنون دگرگونه شد داوری
هوش مصنوعی: لشکری را با ما بیاورید که اکنون قضاوت و داوری به شیوهای دیگر انجام میشود.
به دریا بسازید تا بگذریمهمه کشور چینیان بنگریم
هوش مصنوعی: به دریا بروید تا بتوانیم از آن عبور کرده و همه سرزمین چینیان را ببینیم.
کسانی که درویش و غمگین شدندز خواری از ایدر سوی چین شدند
هوش مصنوعی: کسانی که به خاطر خوار و ذلیل بودن خود، درویش و غمگین شدهاند، به طرف چین رفتند.
بجوییم و ایدر فرستیم بازکرا ساز باید، ببخشیم ساز
هوش مصنوعی: ما باید تلاش کنیم و حاصل کوششمان را به اینجا بفرستیم. اگر کسی از ما درخواست یاری کرد، باید او را یاری کنیم و از خطاها و اشتباهاتش بگذریم.
که کوش آن دلیری ندارد بنیزچو بازی بود بسته اندر گریز
هوش مصنوعی: آن که دل و جرات ندارد، مانند بازی که در محاصره و گرفتار است، نمیتواند فرار کند.
من از کشور چین، بسیلا و کوهکنم خوبتر زآن که دید آن گروه
هوش مصنوعی: من از سرزمین چین میآیم و از بلندیها و کوهها سخن میگویم، زیباییهایی که شاید برای آن گروه از مردم قابل دیدن نباشد.
فراوان از آن مرز گنج آورمدل پیلدندان به رنج آورم
هوش مصنوعی: من از آن سرزمین ثروت زیادی به دست میآورم، اما برای این کار باید با سختی و زحمت مقابله کنم.
ستانم ز ماچین و چین ساو و بازکنم کشور آباد و لشکر به ساز
هوش مصنوعی: من از ماچین و چین به دست میآورم و سرزمین آباد را میسازم و برای آمادهسازی لشکر اقدام میکنم.
ز گفتار او شاد شد لشکرینهادند گردن به فرمانبری
هوش مصنوعی: از سخنان او دلشاد شدند و سپاهی گرد هم آوردند تا به فرمان او گردن نهند.
ز فرّ فریدون دلیران شدندچو روباه بودند شیران شدند
هوش مصنوعی: به خاطر قدرت و شکوه فریدون، دلاوران به مانند شیران جسور و شجاع شدند، در حالی که پیش از آن در برابر مشکلات مانند روباه، ترسو و ناتوان بودند.
به پایان سخن تا رسانید شاهبه دریا گذشتن گرفت آن سپاه
هوش مصنوعی: در نهایت، وقتی شاه سخن را به پایان رساند، سپاه آماده شد تا از دریا عبور کند.
گذر کرد با صد هزاران هزارهمه رزمجوی و همه کینهدار
هوش مصنوعی: افراد زیادی از میان جنگجویان و دشمنان عبور کردند.