بخش ۱۹۹ - رفتن نستوه با لشکر به جانب ماوراء النهر
هوش مصنوعی: در این متنی که به شعر آمده، داستانی از لشکریانی است که به فرمان یک شاه به راه میافتند. سپاه از آمل خارج شده و پس از سه روز و سه شب در دشت حرکت میکند. در روز چهارم، هنگام طلوع آفتاب، صدای رعد و برق به گوش میرسد. لشکر در حال حرکت به سوی مرز توران، به دو راهی میرسند: یکی به سمت ماچین و دیگری به سمت چین. شاه از یکی از رجال خود میخواهد که با او به راه بیفتد و نامهای به سوی دیگران ارسال کند. در این نامه، شاه از حامیان خود میخواهد تا با او همکاری کنند و تاکید میکند که اگر آنها به او بپیوندند، موفقیت بزرگی در نبرد خواهند داشت. در نهایت، شاه بر این باور است که با اتحاد، میتوانند پیروز شوند و به خواستههای خود برسند.
بفرمود نستوه را تا سپاهاز آمل برون برد و برداشت راه
هوش مصنوعی: نستوه را فرمان داد تا سپاه را از آمل خارج کند و راه را پیش بگیرد.
سه روز و سه شب لشکر آمد به دشتز گردون فغان یلان برگذشت
هوش مصنوعی: سه روز و سه شب، سپاهی به دشت آمد و صدا و فریاد جنگجویان آسمان را پر کرد.
چهارم تبیره، سپیدهدمانبغرّید و شد نای رویین، دمان
هوش مصنوعی: در ساعات اولیه صبح، آسمان به روشنی و زیبایی روشن شد و هوای تازهای به وجود آمد.
ز منزل به منزل درفشان درفشهوا گشت بیجادهگون و بنفش
هوش مصنوعی: هوا از منزل به منزل در حال حرکت است و پرچمها به شکلی درخشان در حال رقصیدن هستند، بدون اینکه راه مشخصی داشته باشند و رنگ بنفش را به نمایش بگذارند.
گذر کرد تا ماورالنّهر تفتسوی مرز توران ره اندر گرفت
هوش مصنوعی: او از کنار رودخانه عبور کرد و به سمت مرز توران راهی شد.
چو دو راه پیش آمدش بر زمینیکی سوی ماچین یکی سوی چین
هوش مصنوعی: وقتی که در برابر او دو مسیر قرار گرفت، یکی به سمت ماچین و دیگری به سمت چین.
به مردانِ کارم سپرد آن که شاهبه کارم فرستاد با او به راه
هوش مصنوعی: به کسانی که در کارهایم مهارت داشتند، سپردم و آن کس که پادشاه من را به کار فرستاده بود، مرا به راه نشان داد.
پس از خویشتن نامهای کرد نیزفرستاد با آن گرانمایه چیز
هوش مصنوعی: پس از آنکه خود را معرفی کرد، نامهای نوشت و همراه آن چیز بسیار ارزشمندی فرستاد.
که شاه همایون مرا داد چینکشیدن ز کوش ستمکاره کین
هوش مصنوعی: شاه خوشبخت به من دستور داد تا از کوش ظالم انتقام بگیرم.
چو زی تو رسد مُهر و فرمان شاهسوی ما فرست آن که داری سپاه
هوش مصنوعی: وقتی محبت و فرمان پادشاه به تو برسد، به ما بفرست آن کسی را که سپاه را در اختیار دارد.
وگر خود بزرگی به جای آوریبدین مرز با ما تو رای آوری
هوش مصنوعی: اگر خودت بزرگمنشی به خرج دهی، به این سرزمین نزدیک شو و نظر خود را با ما در میان بگذار.
به پیگار این دیوچهره میانببندی، ندارد همانا زیان
هوش مصنوعی: اگر بر چهرهی این دیو، پردهای بگذاری و او را نادیده بگیری، در واقع هیچ ضرری متوجه تو نخواهد شد.
چو هر دو به هم داده باشیم پشتشود بخت بر پیلدندان درشت
هوش مصنوعی: زمانی که هر دو با هم متحد شویم، سرنوشت به ما رو میآورد و شانسمان قوی و بزرگ میشود.
بگیریم خمدان و ویران کنیمبه کام شهنشاه ایران کنیم
هوش مصنوعی: بیایید از رکود و ویرانی بهرهبرداری کنیم تا به خواستههای پادشاه ایران برسیم.