بخش ۲۴۰ - گریختن کوش و پناه بردن به شهر خمدان
هوش مصنوعی: در این متن، داستانی از شهنشاه چین و سپاهش روایت شده است. شهنشاه به میدان جنگ میآید و متوجه میشود که تمامی سران سپاه کشته شدهاند و سپاه تبت نیز بر اثر شکست، به عقب بازگشته است. لشکر چین با دلbroken و خسته به نظر میرسد. شهنشاه تصمیم میگیرد که به سرعت عقبنشینی کند و از خرگاه و خیمههای خود دور شود.
او با سپاهش به سمت شهر خمدان حرکت میکند و پس از اطلاع از وضعیت لشکر، به همدستان خود فرمان میدهد که به دنبال او بروند. آنها پس از سه روز بازمیگردند و تعدادی اسیر از چین را همراه خود میآورند. شهنشاه در شهر خمدان، دستور آزادی اسیران را میدهد و تنها یکی از آنان به خاطر کینهاش کشته میشود. در نهایت، لشکر چین به چین بازمیگردد و شادمانه به خانه میروند. روز چهارم سپاه دوباره تقویت میشود و به راه خود ادامه میدهد.
شهنشاه چین با سپاهش نژندفرود آمد از پشت اسب سمند
هوش مصنوعی: پادشاه چین با سوارهنظامش به آرامی از پشت اسب زیبایش پایین آمد.
سران سپه را همه کشته دیدسپاه تبت پاک برگشته دید
هوش مصنوعی: سربازان دشمن را همه در حال کشته شدن دید و این گونه فهمید که سپاه تبت بهطور کامل بازگشته است.
شکسته دلِ لشکر خویشتنز بس کُشته و خسته زآن انجمن
هوش مصنوعی: دل لشکر خودم به خاطر کشتگان و رنجی که از آن جمع تجربه کردهام، شکسته است.
دلیری و نیروی ایرانیانشده هر سواری چو شیر ژیان
هوش مصنوعی: مردان ایرانی شجاع و نیرومند مانند شیران، در هر جا این قدرت و شجاعت را از خود نشان میدهند.
چو از بازگشتن ندید ایچ رایبماندند خرگاه و خیمه به جای
هوش مصنوعی: وقتی که هیچ نظری برای بازگشت نداشتند، اردوگاه و چادرها در همان محل باقی ماندند.
سپه برگرفت و بُنه برنهادهمی رفت تا شهر خمدان چو باد
هوش مصنوعی: ارتش آماده شد و بار و بنه را بر دوش گرفت و همچنان میرفت تا به شهر خمدان، مانند باد.
چو روز آمد و قارن آگاه شدبه لشکرگه کوشِ بدخواه شد
هوش مصنوعی: با آمدن روز و روشن شدن اوضاع، قارن از خطر دشمنان آگاه شد و به سوی میدان جنگ آماده شد.
بفرمود تا از پسش سی هزاربرفتند از ایران گزیده سوار
هوش مصنوعی: او فرمان داد که از پشت او، سی هزار سوار برگزیده از ایران حرکت کنند.
سپه رفت و کرد آن نبرده درنگببخشید ایشان که بودند به جنگ
هوش مصنوعی: سپاه رفت و آنهایی که به جنگ آمده بودند، بدون انتظار و تردید، به آنها اجازه داد تا بروند.
ز خرگاه وز خیمه و چارپایکه ماندند گردان چینی به جای
هوش مصنوعی: از جایگاه و خیمه و چهارپایی که به جا ماندهاند، گرد و غبار و بینظمی باقی مانده است.
سوم روز بازآمدند آن سپاهگرفته فراوان اسیران به راه
هوش مصنوعی: در روز سوم، آن لشکر دوباره برگشتند و تعداد زیادی از اسیران را در مسیر خود با خود آوردند.
ز کوش آگهی داد خسروپرستکه در شهر خمدان شد و در ببست
هوش مصنوعی: خسرو پرست خبر داد که در شهر خمدان مستقر شده و در آنجا در را بسته است.
سپهدار از دادگر یاد کرداسیران چین را تن آزاد کرد
هوش مصنوعی: سردار از دادگری یاد میکند و اسیران چین را آزاد میسازد.
یکی را بفرمود کشتن ز کینهمه بازگشتند شادان به چین
هوش مصنوعی: فرماندهی به کسی دستور داد که به خاطر انتقام، شخصی را بکشد و همه به شادی به سرزمین چین بازگشتند.
به روز چهارم سپه برگرفتدر و دشت و کهسار لشکر گرفت
هوش مصنوعی: در روز چهارم، سپاه به راه افتاد و در دشت و کوه و بیابان لشکر را جمع کرد.
به فرسنگ خمدان فرود آمدنددر آن بیشه و دشت و رود آمدند
هوش مصنوعی: آنها به فاصلهای دور در شهر و دشت و کنار رودها فرود آمدند و استراحت کردند.