بخش ۲۴۶ - خوار کردن فرستادهٔ قارن توسط سپاهیان چینی
هوش مصنوعی: در این متن، مردی شیرینسخن سخنانی را بیان میکند که همه مردم در شهر و بازار از آن شنیده و تحت تأثیر قرار میگیرند. او درباره شهری میگوید که شاهش در سختی افتاده و فرزندی ندارد که جانشین او باشد. لشکریان نیز تحت فرمان او قرار میگیرند و نتوانستهاند به او کمک کنند. جوان دلاوری به نام قارن به سپاه میپیوندد و با دلپریشانی از وضعیت آنان میگوید. در ادامه، شهر دچار کمبود غذا میشود و مردم در تنگنا قرار میگیرند. در نهایت، لشکر و مردم باید به فکر راهحلی برای مشکلات خود باشند.
چو گفتار آن مرد شیرین سخُنیکایک شنیدند سر تا به بن
هوش مصنوعی: همهٔ کسانی که به سخنان آن مرد خوشزبان گوش میدادند، هر یک به دقت و کامل شنیدند.
ز شهر و ز بازار و مردم که بودسراسر هوای فریدون نمود
هوش مصنوعی: فریدون در تمام شهر، بازار و میان مردم حضور دارد و هوای او در همه جا احساس میشود.
سپاهی ز فرمان برون برد سرهمه پاسخش تیغ و تیر و تبر
هوش مصنوعی: اگر سپاهی از فرمان بیرون رود، پاسخ او با تیغ و تیر و تبر خواهد بود.
به لشکر چنین گفت شهری که شاهگرفتار گشت و تهی ماند گاه
هوش مصنوعی: شهری در حالی که شاه در نبرد شکست خورده و بیپناه مانده است، به رزمندگان خود چنین میگوید.
ندارد یکی نام برده پسرکه تاج پدر برنهادی به سر
هوش مصنوعی: هیچ کسی نمیتواند به نام آوردن از پسری بپردازد که تاج پدرش را بر سر نهاده است.
ز بهر که پیگار و جنگ آوریمجهان بر دل خویش تنگ آوریم
هوش مصنوعی: ما برای چه به جنگ و نبرد میپردازیم؟ وقتی که دل خود را در این دنیا تنگ و محدود میکنیم.
همی لشکری را بدادند پندنیامد همی پندشان سودمند
هوش مصنوعی: به یک گروه از سربازان نصیحت کردند، اما نصیحتشان فایدهای نداشت و نتیجهای نداد.
چخیدن نیارست بازار و شهرکه یک بهر بودند و لشکر دو بهر
هوش مصنوعی: شهر و بازار به خاطر یک نفر نمیتوانند رونق بگیرند، زیرا در اینجا دو گروه هستند که درگیر جنگ هستند.
فرستاده را خوار کرد آن سپاهنکردند گفتار او را نگاه
هوش مصنوعی: فرستاده را سپاه تحقیر کردند و به سخنان او توجه نکردند.
به سنگ و به دشنام بردند دستجوان دلاور بجست و نخست
هوش مصنوعی: جوان شجاع با سنگ و فحش به او حمله کردند، اما او دست به کار شد و در آغاز به مقابله پرداخت.
سوی قارن آمد بگفت آنچه دیداز ایشان دل پهلوان بررمید
هوش مصنوعی: به سوی قارن رفت و آنچه را از آنها دیده بود، برای او تعریف کرد که چقدر دل پهلوان را آزرده کرده بودند.
سه ماه دگر کرد بر در درنگبه شهر اندرون خوردنی گشت تنگ
هوش مصنوعی: پس از سه ماه انتظار در درِ آن شهر، به خاطر کمبود مواد غذایی، وضعیتی دشوار و تنگی پیش آمد.