بخش ۲۶۲ - نامهٔ کوش به نزدیک قراطوس، شاه اندلس دربارهٔ بازگردانیدن فراریان باختر
هوش مصنوعی: در این بخش از داستان، قراطوس نامهای به خسرو مینویسد که خواهان بازگشت مردم و آبادانی سرزمینش است. او به معلم خود میگوید که مردم در آن کشور ماندگار شدهاند و نمیخواهند از پادشاهی خود بگذرند. معلم او توصیه میکند که اگر قراطوس خواستار آرامش و برقراری سلطنتش است، باید مردم را به محل امنی منتقل کند.
پس از آن، قراطوس فرستادهای را به سوی خسرو میفرستد و در مورد وضعیت جنگ و سپاه صحبت میکند. فرستاده از قدرت قراطوس میگوید، اما قراطوس با خیرهسری به او میخندد و قدرت خود را بسیار بیشتر از آنچه او گفته میداند. پس از مشورت با مردم خود، قراطوس به این نتیجه میرسد که باید به کار بیشتری بپردازد و از مشاورههای قدیمی بهره بگیرد.
در نهایت، قراطوس به فرستادهی خود احترام میگذارد و به او محل اقامت مناسبی میدهد و سه روز به او اکرام میکند. اما قراطوس هنوز به راه حلی برای بازگرداندن مردم و مواجهه با دشمنان خود نرسیده است.
قراطوس را نامهای کرد کوشکه ما را جهاندار با فرّ و هوش
هوش مصنوعی: در نامهای به قراطوس نوشته شد که ما فرمانروایی داریم با قدرت و هوش.
سوی باختر زآن فرستاد زودکزآن مرز یکباره برجست دود
هوش مصنوعی: به سمت غرب، او به سرعت فرستاده شد، چرا که از آن مرز ناگهان دود برجستهای پدیدار شد.
چنان آرزو کرد، هر چند شهرکه دارد ز ویرانی و رنج بهر
هوش مصنوعی: او به شدت آرزو میکند که هر شهری که در آن زندگی میکند، از ویرانی و رنج آزاد باشد.
شود یکسر آباد و مردم همهسوی شهر خود بازگردد رمه
هوش مصنوعی: شهر باید به طور کامل شکوفا شود و مردم باید همه دوباره به سوی شهر خود برگردند و زندگی جدیدی را آغاز کنند.
چو ایدر رسیدیم، جستیم کارشنیدیم گفتار آموزگار
هوش مصنوعی: وقتی به اینجا رسیدیم، در جستجوی کار بودیم و سخنان استاد را شنیدیم.
که آن مردمان اندر این کشورندوز این پادشاهی همی نگذرند
هوش مصنوعی: این افراد در این کشور هستند و از این سلطنت عبور نمیکنند.
کنون گر تو در بارهٔ خسرویسزد گر به گفتار من بگروی
هوش مصنوعی: اکنون اگر تو دربارهی پادشاهی بخواهی سخن بگویی، نیازی نیست که فقط به گفتههای من توجه کنی.
فرستی مرآن مردمان را به جایکه شاهان ما را چنین است رای
هوش مصنوعی: تو این مردمان را به جایی میفرستی که شاهان ما چنین نظری دارند.
زن و بچّه و خواسته هرچه هستبدان مردمان بازداری تو دست
هوش مصنوعی: زن و بچه و هر چیزی که داری، تو را از توجه به مردمان باز نمیدارد.
چو این کرده باشی به نزد من آیکه آرم به جای تو خوبی به پای
هوش مصنوعی: به محض اینکه این کار را انجام دادی، به نزد من بیا تا به جای تو چیزهای خوبی را به نمایش بگذارم.
همه پادشاهی و گنج آنچه هستسراسر به تو بازداریم دست
هوش مصنوعی: تمام ثروت و قدرتی که داریم، همه را به تو تقدیم میکنیم.
وگر سر بپیچی و گردن کشیهمه چادر مرگ بر تن کشی
هوش مصنوعی: اگر به خود پس بکشید و از فرمان من سرپیچی کنید، همه ویژگیهای مرگ را بر خود خواهید پوشید.
ز ما زخم بینی گرانتر ز کوهکه از رنج او کوه گردد ستوه
هوش مصنوعی: زخمهای ما از درد و رنجی که میکشیم، به اندازهای سنگین و عمیق است که حتی کوهها نیز از این رنج به زانو در میآیند.
همان تیر پولاد همچون تگرگکه سوفار او زهر و پیکانْش مرگ
هوش مصنوعی: تیرهای سخت و تند مانند تگرگ به سمت دشمن میبارند، و زهر موجود در آنها کشنده و خطرناک است.
درود از بزرگان ایرانیانهم از شاه توران و ارزانیان
هوش مصنوعی: درود و سلام بر بزرگترهای ایرانیان، از جمله شاه توران و ارزانبانان.
یکی نامور را گزین کرد و گفتکه با راه تو ایمنی باد جُفت
هوش مصنوعی: یک فرد معروف و برجسته را انتخاب کرد و به او گفت که در این راه، همراهی تو باعث امن شدن مسیر خواهد بود.
ببر نامه و پاسخ او بیارسخن هرچه پرسد تو پاسخ بیار
هوش مصنوعی: نامه را ببر و پاسخ او را بیاور، هر سوالی پرسید، تو به آن پاسخ بده.
چو ببرید دریا فرستاده مردسوی بارگاه وی آهنگ کرد
هوش مصنوعی: وقتی دریا از هم جدا شد، مردی به سوی بارگاه او حرکت کرد.
به شهری کجا قُرْطُبه داشت نامقراطوس شاه اندر او شادکام
هوش مصنوعی: در شهری به نام قُرْطُبه، پادشاهی به نام قراطوس زندگی میکرد که مردی خوشبخت و شاداب بود.
بدو آفرین کرد و نامه بدادبفرمود تا ترجمان کرد یاد
هوش مصنوعی: او به او تبریک گفت و نامهای نوشت، سپس دستور داد تا یادداشت را ترجمه کند.
چو آگاه گشت از سخنهای کوشبر آشفت و دیده دژم کرد زوش
هوش مصنوعی: هنگامی که از سخنان کوش باخبر شد، به شدت ناراحت شد و چهرهاش را عبوس کرد.
فرستاده را گفت چندین سخننراند جهاندیده مرد کهن
هوش مصنوعی: فرستاده به مردی باتجربه گفت که حرفهای زیادی را نگوید و به اختصار صحبت کند.
چه مرد است این، وز که دارد نژادکه بیداد گوید سخنها نه داد؟
هوش مصنوعی: این مرد چه کسی است که از کدام نژاد میآید و به جای برعایت انصاف، تنها به بیان سخنان ستمگرانه و بیعدالتی میپردازد؟
نبیرهست مر کوش را، شاه، گفتنژادی که بر خیره نتوان نهفت
هوش مصنوعی: هر کسی که به شجاعت و نژاد بزرگ برمیخیزد، نمیتواند اصل و خویشتن خود را پنهان کند.
برادر پسر شاه ضحاک بودچنان شاه خونریز و ناباک بود
هوش مصنوعی: برادر پسر شاه ضحاک شخصی بود که مانند پدرش، شاهی خشن و ظالم به شمار میرفت.
شهنشاه مکران و ماچین و چینیکی سهمگن مردِ جوینده کین
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف یک شخصیت قدرتمند و جویای انتقام میپردازد که به سرزمینهای بزرگ و مشهور از جمله مکران، ماچین و چین اشاره میکند. این فرد به عنوان یک جنگجوی سرسخت و قابل توجه شناخته میشود.
از آن پس که ضحاک را شاه گُردببست و به کوه دماوند برد
هوش مصنوعی: پس از آنکه ضحاک را بر دستانشاه گُرد به بند کشیدند و به کوه دماوند منتقل کردند،
بکوشید با شاه هفتاد سالنیامد کس او را به مردی همال
هوش مصنوعی: سعی کنید مانند یک مرد واقعی با کسی که برای هفتاد سال به کسی اجازه نداده با او همکلام شود، برخورد کنید.
چو یکچند از او بختِ بیدار، شدبه دست سپهبد گرفتار شد
هوش مصنوعی: زمانی که بخت بیدار و فعال شد، شخصی به دست فرمانده قوی گرفتار شد.
به زندان شاه جهان بسته ماندچهل سال کس نام او برنخواند
هوش مصنوعی: فردی در زندان پادشاهی به مدت چهل سال زندگی کرد، اما هیچکس نام او را هرگز بر زبان نیاورد.
کنون شاه کردش ز زندان رهابدادش بسی گوهر پُربها
هوش مصنوعی: در حال حاضر، پادشاه او را از زندان آزاد کرده و به او جواهرات گرانبهایی بخشیده است.
سپه دادش و تخت و زرّین کلاهسمیران و مغرب بدو داد شاه
هوش مصنوعی: سپه، تاج و تخته و کلاه زرین سمیران و مغرب را به او واگذار کرد شاه.
یکی مرد با برز و گردنکش استبه هنگام کینه، کُهِ آتش است
هوش مصنوعی: مردی وجود دارد که با یال و التیام شمشیرش، در زمان کینهتوزی مانند آتش شعلهور میشود.
اگر پند بپْذیری ای شهریارنتابی ز هرچ او کند خواستار
هوش مصنوعی: اگر مشاوره و نصیحت را بپذیری ای پادشاه، از هیچکدام از آنچه او میخواهد، دوری نکن.
که گر بر بتابی تو از او نخستاز آن پس کنی بندگیها درست
هوش مصنوعی: اگر تو ابتدا از او شمعی روشن کنی، بعد از آن تمام بندگیها را به درستی انجام خواهی داد.
نه پوزش پذیرد نه پرسدت گرمنه هم دارد از مردمیهات شرم
هوش مصنوعی: نه از تو عذرخواهی میکند، نه به تو محبت میورزد و نه از مردمداری تو خجالت میکشد.
قراطوس ز اوّل بترسید سختز گفتار آن مرد بیدار بخت
هوش مصنوعی: از ابتدا قراطوس از سخنان آن مرد خوششانس و باهوش بسیار ترسید.
بپرسید تا چند دارد سپاهچو دارد چنین بر بدی دستگاه
هوش مصنوعی: پرسیدند که سپاه تا چه زمانی قدرت دارد وقتی که چنین وضعیتی دارد.
بدو گفت هشتاد بارش هزارفزون است برگستوانور سوار
هوش مصنوعی: او گفت که هشتاد بار، بیشتر از هزار است، مانند سوار بر درختی که با برگهایش بلندتر است.
از ایران گزین کرده و ساختههمه رزم را گردن افراخته
هوش مصنوعی: ایران را انتخاب کرده و همه جنگها را به زیبایی و با افتخار برگزار کردهاند.
قراطوس بر وی بخندید و گفتکه خیره سری هیچ نتوان نهفت
هوش مصنوعی: قراطوس به او خندید و گفت که هیچ چیزی نمیتواند نادانی را پنهان کند.
مرا گر فزونیست ششصد هزاراز این مایهام کم نیاید سوار
هوش مصنوعی: اگر من به مقدار بیشتری نیاز دارم، ششصد هزار از این چیز را به من بده، ولی به من سواری ندهید.
از ایشان یکی و ده از دشمنانندارند ایرانیان را زیان
هوش مصنوعی: ایرانیان میتوانند از یک فرد دوست و یاریدهنده سود ببرند، اما در مقابل، ده دشمن هم هرگز نمیتوانند به آنها آسیب بزنند.
زمانه مر او را به تنگ آمدهستکه با این سپه سوی جنگ آمدهست
هوش مصنوعی: زمان به اندازهای بر او فشار آورده که مجبور شده با این سپاه به جنگ بیاید.
که ضحاک با فرّ و با برز اویبدان مایهور لشکر و گرز اوی
هوش مصنوعی: ضحاک با قدرت و عظمت خود، و با لشکری که در اختیار دارد و نیز چمنی که در دست دارد، شناخته میشود.
ز ما جز درودی فزونی نجستچرا رای شاه تو گشتهست سست
هوش مصنوعی: از ما جز سلامی بیشتر نیست، چرا که فکر و نظر پادشاهت ضعیف شده است.
سیاهان مازندران سر بسرنیارند از این آب کردن گذر
هوش مصنوعی: سیاهان مازندران نمیتوانند از این آب اظهار نظری کنند.
فرستاده گفت ای سرافراز شاهبه کار اندرون ژرفتر کن نگاه
هوش مصنوعی: فرستاده به شاه گفت که ای پادشاه بزرگ، روی کارها و امور را با دقت بیشتری بررسی کن.
من از پند راندم فراوان سخناگر بشنوی پند مرد کهن
هوش مصنوعی: من از نصیحتها و تجربههای زیادی دور شدهام، اگر به حرفهای من گوش کنی، یاد میگیری که چه درسهایی از مردان باتجربه باید بگیری.
بفرمود تا خادمان سرایمر او را یکی خانه کردند جای
هوش مصنوعی: او دستور داد که خدمتکاران، برای او یک خانه ساختند.
سه روزش گرامی همی داشتندزمانیش بیبزم نگذاشتند
هوش مصنوعی: آنها سه روز را بسیار گرامی شمردند و در این مدت اجازه ندادند که او بدون جشن و شادمانی باشد.
قراطوس با مردمان رای زدسگالید هرگونهای نیک و بد
هوش مصنوعی: قراطوس با مردم مشورت کرد و در مورد همه چیز، اعم از خوب و بد، بحث و بررسی کرد.
نیامد مر او را همی هیچ رایکه آن مردمان را دهد باز جای
هوش مصنوعی: هیچ فکر و تدبیری نتوانست او را فراخواند تا به آن مردم جایی بازگرداند یا فرصتی دوباره بدهد.
که پیوسته بودند با لشکرشتهی ماند گفتی همی کشورش
هوش مصنوعی: آنهایی که همیشه با سپاهش بودند، اکنون خالی ماندهاند، گویی که کشورش نیز خالی شده است.