بخش ۲۸۶ - رای زدن فریدون با قارن
هوش مصنوعی: در این متن، شاه به قارن دستور میدهد که بر سر لشکر بیاید و بعد از گفتوگویی با او درباره شخصی که به کشور لطمه زده، قارن به شاه میگوید که هیچ گناهی از او ندیده و بهانهها بیاساس است. قارن به شاه میگوید که سرزمینها به خوبی آباد شدهاند و این نشانهای از درستی اوست. بهدنبال این صحبتها، شاه تصمیم میگیرد نامهای به درگاه بفرستد و اگر شخص مورد نظر از درگاه او سرپیچی کند، به او حمله کند. در نهایت، شخصی به قارن میگوید که باید این مسائل را به خوبی درک کند و پیغام شاه را انتقال دهد.
بفرمود تا قارن آمد برشسر پهلوان همه لشکرش
هوش مصنوعی: سردار فرمان داد که قارن بیاید و بر سر پهلوانی که همه سربازانش در اختیار او بودند، بایستد.
بدو گفت گفتم تو را من ز پیشکه از ره بتابد چنان زشتکیش
هوش مصنوعی: به او گفتم که قبل از این، تو را هشدار دادم که از راه نادرست دوری کن، زیرا چنین رفتاری زشت و ناپسند است.
چو آمدش گنج و بزرگی به دستشد از گوهر خویش یکباره مست
هوش مصنوعی: وقتی که او به ثروت و مقام بزرگی دست یافت، ناگهان از ارزش واقعی خود غافل شد و تحت تأثیر قرار گرفت.
بدو گفت قارن که شاه جهانندیدهست از او آشکار و نهان
هوش مصنوعی: قارن به او گفت که هیچ کس در دنیا چیزی از او، چه در ظاهر و چه در باطن، ندیده است.
گناهی جز آن کاندر این چندگاهنیامد همی باز نزدیک شاه
هوش مصنوعی: در این مدت کوتاهی که گذراندهایم، هیچ گناهی جز این در حضور پادشاه به یاد نمیآید.
بهانه همی سازد آن دیوزادکه بر کشور و مرز بردم به کار
هوش مصنوعی: آن دیو زاده بهانهسازی میکند، همانطور که بر مرز و سرزمینم دست دراز کرده و به کار میپردازد.
وگر راست خواهی سخن راست گفتهمه باختر با بهشت است جفت
هوش مصنوعی: اگر به حقیقت علاقهمندی، باید به صراحت و درستی سخن بگویی، زیرا همه چیز در جهان به نوعی با بهشت و آرامش مرتبط است.
چنان کردش آباد چون من شنودکه هرگز بدین آبداری نبود
هوش مصنوعی: او به قدری آباد و سرزندهاش کرده بود که هرگز جایی به این زیبایی و سرسبزی ندیده بودم.
چو اندیشهٔ شاه در دل بماندبه نامه به درگاه بایدش خواند
هوش مصنوعی: زمانی که فکر و اندیشهی پادشاه در دلش باقی بماند، باید آن را در نامهای به درگاه (یا محل حکومت) منتقل کند.
اگر سر بتابد، نیاید به دربه پیگار او من ببندم کمر
هوش مصنوعی: اگر به سَر کسی رسوایی بیفتد، نیازی به قفل کردن در نیست؛ من با عشق و ارادهام، خودم را به او متصل میکنم.
بفرمود تا رفت پوینده پیشبه قارن بگفت آن همه کمّ و بیش
هوش مصنوعی: فرمان داد تا پوینده به سوی قارن برود و همه چیز را درباره کم و زیاد به او بگوید.
چنان کز دبیران خسرو شنیدهمی پهلوان لب به دندان گزید
هوش مصنوعی: چنان که از نویسندگان دربار شاه متوجه شد، قهرمان جنگ بر اثر شنیدن خبری تلخ و ناگوار، دندانهایش را به هم فشرد و ناراحتی خود را نشان داد.