بخش ۲۹۷ - کوش بار دیگر دعوی خدایی میکند
هوش مصنوعی: در این متن، نویسنده به داستانی از تاریخ باستان اشاره دارد که در آن فرامین یک پادشاه به موبدان داده میشود تا در هر خانهای بت بسازند. این بتها به مردم نشان داده میشوند و آنها به سجده و ستایش آن بتها میپردازند. پادشاه خود را پروردگار جهان معرفی میکند و به مردم میگوید که همه چیز به دست اوست، چه خوب و چه بد. برخی از مردم به نادانی یا ترس به این دین جدید میگرایند، در حالی که دیگران به خاطر امید به بهبود، از او حمایت میکنند.
با این حال، فریدون، پادشاه پیشین، از این وضعیت آگاه میشود و از اینکه مردم از راه راست دور شدهاند، ناراحت میشود. او تصمیم میگیرد که با این بلای ستمکار مقابله کند و در نهایت درک میکند که باید به حمایت از کسانی بپردازد که در برابر بت پرستی قیام کردهاند. بدین ترتیب، ارتشی از جلوداران و فدایان گرد هم آمده و به مبارزه با این ستمکاران میپردازند.
بدانسان که فرموده بود او به چینبفرمود تا موبدان زمین
هوش مصنوعی: زمانی که او (شاه) دستور داد، به چین فرمان داد تا موبدان و بزرگان زمین به آنجا بیایند.
به هر خانهای در، بُتی ساختندنگارش به آیین بپرداختند
هوش مصنوعی: در هر خانهای آنچه لازم بود را آماده کردند و به آداب و رسوم خاصی رسیدگی کردند.
به آیین و دیدار کوش سترگبتی پیش بنهاد خُرد و بزرگ
هوش مصنوعی: در این شعر، به تلاشی اشاره میشود که برای گرامیداشت و دیدار از نمادها و الگوهای بزرگ زندگی صورت میگیرد. در واقع، به تلاش برای ارج نهادن به ارزشها و اصولی که هم برای افراد کوچک و هم بزرگ مهم هستند، پرداخته شده است.
ز بستر چو برخاستی مرد و زنشدی پیش ایشان بسان شمن
هوش مصنوعی: وقتی که از خواب بیدار شدی، مانند یک شمن در برابر دیگران قرار میگیری و به مرد و زن تبدیل میشوی.
نهادی سر از پیش او بر زمینفراوان بر او خواندی آفرین
هوش مصنوعی: سرت را به خاطر آنچه او برای تو آفریده، بر زمین خم کن و بینهایت از او قدردانی کن.
همی گفت با مردم تیرههوشستمکار و بیدادجوینده، کوش
هوش مصنوعی: او به مردم باهوش و آگاه گفت که ستمکاران و کسانی که به دنبال ظلم هستند، همیشه در حال تلاش و کوششند.
که پروردگار این جهان را منمکه آباد ویران چو خواهم کنم
هوش مصنوعی: من خداوندی هستم که میتوانم دنیا را به هر شکلی که بخواهم، آباد یا ویران کنم.
همه زندگانی به دست من استهمه مرگ در تیغ و شست من است
هوش مصنوعی: زندگی تماماً تحت کنترل من است و سرنوشت مرگ نیز در دستان من قرار دارد.
ز من نیکی آید، هم از من بدیدرشتی ز من، هم ز من بخردی
هوش مصنوعی: انسان ممکن است هم کارهای نیکو انجام دهد و هم کارهای بد؛ در واقع، در وجود او هم خوبی و هم بدی وجود دارد. از او رفتارهای مهربانانه و نیز رفتارهای زشت سر میزند و او میتواند هم عاقلانه عمل کند و هم دچار نادانی شود.
کرا خواهم از خود توانگر کنمکه از گوهر و زرّش افسر کنم
هوش مصنوعی: من کسی را نمیخواهم که از خودم ثروتمندتر باشد، زیرا میخواهم با زیبایی و ارزش خودم، او را به مقام و جایگاهی عالی برسانم.
کرا خواهم او را رسانم گزندز تختش برآرم به خاک نژند
هوش مصنوعی: من هر کس را بخواهم، میتوانم به او آسیب برسانم و او را از جایگاهش به زمین بیفکنم.
چو بشنید گفتار او مرد و زنهمی یاوری دادشان اهرمن
هوش مصنوعی: وقتی مرد و زن سخنان او را شنیدند، به کمک آن شیطان شتاب کردند.
بپذرفت مردم همه کیش اویاگر بود بیگانه، ار خویش اوی
هوش مصنوعی: اگر کسی جزء قوم و ملت خود باشد، جامعه او را میپذیرد و به او ارادت میکند. اما اگر غریبه یا بیگانه باشد، حتی اگر خوب باشد، ممکن است مورد پذیرش قرار نگیرد.
گروهی ز نادانی و خیرگیبرآمد به راه بد و تیرگی
هوش مصنوعی: گروهی از نادانی و حیرت به مسیر نادرستی افتادهاند و به تنهایی و تاریکی رسیدهاند.
گروهی ز بیم و یکی از هواهمی داشت آیین او را روا
هوش مصنوعی: گروهی به خاطر ترس و عدهای به خاطر تمایلات خود، به پیروی از او مشغول بودند.
گروهی بدان دل همی شاد کردکه گیتی بدان گونه آباد کرد
هوش مصنوعی: گروهی با دل شاد به زندگی ادامه میدهند، زیرا دنیای خود را به همین شکل آباد ساختهاند.
به فرمان او بتپرستان شدندز جام میِ دیو، مستان شدند
هوش مصنوعی: به دستور او، پرستندگان بتها تحت تأثیر شراب قرار گرفتند و به حال مستی درآمدند.
کرا یافت کاو بُت ندارد به پیشسر از تن جدا کردش آن تیرهکیش
هوش مصنوعی: هر کسی که بت و Idol ندارد، به او مبرّا از پیروی و بندگی است و او با قدرت و اراده خود میتواند خود را از وابستگیهای منفی رها کند.
همه باختر گشت از او بتپرستندارم چنین کس چه دارد به دست
هوش مصنوعی: همه از او گیج و ناآگاه شدند و من با کسی که بت را میپرستد، هیچ ارتباطی ندارم. او چه چیزی در دست دارد که من بخواهم به او توجه کنم؟
فریدون چو آگاه شد زین سخنبدو تازه شد رنجهای کهن
هوش مصنوعی: فریدون که از این حرف باخبر شد، نگرانیش نسبت به مشکلات قدیمی دوباره زنده شد.
بخندید و گفت این سترگ پلیدسر از راه یزدان به یک سو کشید
هوش مصنوعی: او لبخند زد و گفت که این موجود بزرگ و بد، بر اثر اراده خداوند، به یک سمت منحرف شده است.
همانا که مردم ز ره دور کرددل من دگرباره رنجور کرد
هوش مصنوعی: مردم مرا از راه دور کردند و بار دیگر دلم را آزار دادند.
بدان بدکنش بر مباد آفرینتهی باد از آن دیو، روی زمین
هوش مصنوعی: بدان که آدم بدی در دنیا وجود ندارد که بر او آفرین بگوید. زمین از وجود چنین دیوی خالی است.
هرآن کس که آگاهی از کوش یافتکه از شاه و فرمان او سر بتافت
هوش مصنوعی: هر کسی که دانایی و درک خوبی پیدا کرده، متوجه میشود که باید از دستور و حکم پادشاه سرپیچی کند.
ز ضحاکیان و ز بدگوهرانبه درگاه او شد سپاهی گران
هوش مصنوعی: از میان افرادی که نیکو نیستند و از قدرتمندان ظالم، گروهی بزرگ به درگاه او آمدهاند.
چنان پیش او لشکر انبوه شدکه دشت و در باختر کوه شد
هوش مصنوعی: چنانکه پیش او جمعیتی فراوان شکل گرفت که تمام دشتها و درهها را در سمت غرب کوه پوشاند.