بخش ۳۰۲ - پاسخ کوش به فاروق و خواستن باژ
هوش مصنوعی: منا به دیگران دستور میدهد که به سپاه بازگردند و به کسانی که از این نعمت استفاده کردند، هشدار میدهد که نباید سوار بر زمین مردم شوند مگر با فرمان شاه. او سپس نویسنده را فرا میخواند و از او میپرسد که درباره وضع کنونی و وضعیت خود چه نظری دارد. نویسنده از هوش و خرد او تمجید میکند و خاطرنشان میکند که اگر او در این موقعیت نبود، ممکن بود به خطر بیافتد. شاه همچنین به او یادآور میشود که اگر به جنگ برمیخاست، به موفقیت میرسید. او از نویسنده میخواهد که با هم در این مسیر حرکت کنند و در صورت پیروزی، پاداشهای زیادی از جمله غلام و کنیزک و گنجینههای دیگر به او میدهد. در پایان، شاه به او هشدار میدهد که اگر چنین کند، از خطرات دور خواهد بود.
مُنادیگران را بفرمود شاهکه برگشت تازان به پیش سپاه
هوش مصنوعی: شاه به دیگران دستور داد که به سرعت به سمت سپاه برگردند.
که هرکس کز این مایهور لشکریدزمین خلایق به پی مسپرید
هوش مصنوعی: هر کس که به این موضوع بپردازد، در زمین و در میان مردم، از نظر روحی و معنوی به مراتب بالاتری دست پیدا خواهد کرد.
نباید که آن خاک بیند سوارجز آنگه که فرمان دهد شهریار
هوش مصنوعی: نباید کسی روی آن خاک سوار شود، مگر زمانی که فرمان شهریار صادر شود.
وزآن پس نویسنده را پیش خواندبه پاسخ فراوان سخنها براند
هوش مصنوعی: بعد از آن، نویسنده را به نزد خود فراخواند و به او پاسخهای زیادی داد و در مورد سخنانش توضیحات زیادی ارائه کرد.
چنین گفت کاین نامه برخواندمفرستاده را پیش بنشاندم
هوش مصنوعی: او گفت که این نامه را خواندم و فرستاده را پیش خودم نشاندیم.
بپرسیدم از دانش و رای توپسندیدم این جای بر جای تو
هوش مصنوعی: از تو درباره علم و نظر تو سوال کردم و پسندیدم که در این مکان، جایگاه تو ثابت و پایدار است.
تو را گر نبودی دل هوشیاربرآوردی از تو زمانه دمار
هوش مصنوعی: اگر دل آگاه و هوشیاری نبودی، از تو و زندگیات تنها ویرانی و نابودی به جا میماند.
ولیکن خرد کار بستی نخستکنون تاج و تخت مهی آنِ توست
هوش مصنوعی: اما خرد و درایت کار را آغاز کرده است، اکنون تاج و تخت را آماده کن، زیرا اینها به تو تعلق دارند.
چرا آن جفاپیشهٔ تیره هوشنیامد کمر بسته نزدیک کوش
هوش مصنوعی: چرا آن فرد ظالم و بداندیشی که همیشه سختی و ظلم میکند، به کمک نیامد و از شرعات خود کوتاه نیامد؟
چو پیش آمدی همچو تو بندهوارهمانگه ز ما یافتی زینهار
هوش مصنوعی: زمانی که تو با فروتنی و بندگی به ما نزدیک شدی، در همان لحظه از ما چیزی به دست خواهی آورد، پس مراقب باش.
چو در شهر با من برآراست جنگبکندمش کاخ و ندادم درنگ
هوش مصنوعی: وقتی در شهر با من جنگی برپا شد، به سرعت او را شکست دادم و لحظهای درنگ نکردم.
چو پنداشت کآن باره گردون شدهستکنون پست مانند هامون شدهست
هوش مصنوعی: زمانی که فکر کردی که این بار چرخه زمان به پایین آمده و مانند هامون (دشت خشک و بیآب) شده است، به یاد داشته باش که اوضاع ممکن است تغییر کند و به بالا برگردد.
سزای وی این بود و پاداشش اینتو نیز اندر این کار بهتر ببین
هوش مصنوعی: این کار او نتیجهاش همین بود و پاداشش هم همین. تو هم در این زمینه بهتر است که ببینی و توجه کنی.
کمر بر میان بند و پیش من آیچو خواهی که مانَد به تو تخت و جای
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که مقام و جایگاهی برایت باقی بماند، با کمر بستن و جدی بودن به پیش من بیا.
اگر رزم بودی تو را نیز رایبهای زمانه ببردی ز جای
هوش مصنوعی: اگر در جنگ و نبرد باشی، حتماً زمانه تو را نیز از جایگاهت پایین میآورد و به چالش میکشد.
سر سال فرّخ چو آید فرازفرستی سوی گنج ما ساو و باز
هوش مصنوعی: به هنگامی که سال خوب و خوش به اوج خود میرسد، تو به سوی گنجینه ما خواهی آمد و بازخواهی گشت.
غلام و کنیزک ز هر یک هزاربه بالا چو سرو و به رخ چون بهار
هوش مصنوعی: غلام و کنیزک هر کدام از هزاران نفر برترند و همچون سرو و با چهرهای شاداب مانند بهار هستند.
که مشکوی ما را بشایند و بسبه لب نارسیده لب هیچ کس
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وقتی مشک ما را میشویند و به آن رسیدگی میکنند، دیگر نیازی به حرف زدن با هیچکس نیست و میتوان به راحتی از آن لذت برد. به عبارتی، کسی که از چیزی خوشش میآید، در واقع نیازی به در میان گذاشتن آن با دیگران ندارد و میتواند به تنهایی از آن بهرهمند شود.
دگر هرچه پُرمایه داری ز گنجسوی ما فرستی که دیدیم رنج
هوش مصنوعی: هر چیزی که به آن ارزشمند و گرانبهاست را به ما بفرست تا ما در عوض کمکی کرده و رنجهای خود را فراموش کنیم.
چو کردی چنین، رَستی از چنگ مننبینی سر تیغ و آهنگ من
هوش مصنوعی: وقتی که چنین کردی، دیگر نمیتوانی از تسلط من رهایی پیدا کنی؛ نه از دسیسههای خطرناک و نه از هیجان و تلاشهای من.