بخش ۳۱۵ - گفتگوی قارن با سلم در بسیاری سپاه کوش
هوش مصنوعی: در این بخش از متن، قارن به سمت خیمهی سلم میرود و از وضعیت لشکر دیوزاد آگاه میشود. او به شاه میگوید که لشکر دشمن بسیار بیشتر و قدرتمندتر از آن است که تصور میشده. قارن نگرانیاش را از نتیجهی کارزار ابراز میکند و به تغییر شرایط فکر میکند. در این حین، سلم به او پاسخ میدهد که با وجود دشمنی دو چندان، نمیتوان تسلیم شد و باید با تدبیر و اندیشه پیش رفت. قارن از سلم میخواهد که صبح زود آمادهی جنگ شوند و به لشکرش این پیام را بدهد که عزم جنگ دارند و هرگونه ترسی را کنار بگذارند. در نهایت، سلم دستور میدهد تا کشتیهایی از سوی دیگر آب عبور کنند تا لشکر بداند که آنها از میدان جنگ بازنخواهند گشت و آمادهی نبرد هستند.
وزآن روی قارن برآمد دمانسوی خیمهٔ سلم شد شادمان
هوش مصنوعی: برفراز قارن در آن لحظه، خوشحال به سمت خیمه سلم حرکت کرد.
بدو گفت کای شاه فرّخ نژادبدیدی کنون لشکر دیوزاد
هوش مصنوعی: او به او گفت: ای پادشاه خوشقد و بالا، آیا اکنون لشکر دیوان را دیدهای؟
براندیش خود تا چه افزون کنیمکه اندیشه آن به که اکنون کنیم
هوش مصنوعی: به تفکر و اندیشه خود توجه کن تا ببینی چه چیزهایی برای بهتر کردن آن میتوانیم اضافه کنیم، چون اندیشهای که الان داریم، بهتر از آن خواهد بود که فقط به فکر آن باشیم.
فزون است لشکر ز مور و ملخبیابان گرفتهست دریا و شخ
هوش مصنوعی: نیروی دشمن مانند انبوهی از موریانهها و ملخها است که بیابان را پوشانده و دریا و شاخ و برگ درختان را نیز تسخیر کرده است.
بدین سان که دیدی همه ساختهچنین شهریاری سرافراخته
هوش مصنوعی: به این ترتیب که دیدی، همه چیز به دست این پادشاه بزرگ و سرافراز ساخته شده است.
ندانم که فرجام این کارزارچه پیش آورد گردش روزگار
هوش مصنوعی: نمیدانم که نتیجه این نبرد چه خواهد بود و چرخ زندگی چه سرنوشتهایی را رقم خواهد زد.
چنین پاسخش داد کای سرفرازکه من ... به اندیشه آمد فراز
هوش مصنوعی: او با احترام و بزرگی پاسخ داد که من به فکر و تأمل فرو رفتم.
که این دیوزاده بد آید به دستکه دشمن دو چندان که ماییم هست
هوش مصنوعی: این شخص شرور و بد ذات، اگر در دست من قرار گیرد، بدتر از دشمنی است که دو برابر ماست.
مگر تا جهان است چندین سپاهندیدهست گردون به یک جایگاه
هوش مصنوعی: آیا تا به حال در تاریخ جهان، این همه گروه نظامی را در یک مکان دیدهایم؟
همان جایشان سهمگن استوارستوران و برگستوانور سوار
هوش مصنوعی: در همان مکان، سوارانی قوی و بااراده وجود دارند که بر روی موجودات نیرومند سوارند.
کنون هر چه دانی ز نیرنگ و رایتو را باید آورد دیگر به جای
هوش مصنوعی: حالا هر چیزی که درباره نیرنگ و تدبیر میدانی، باید آن را به کار ببندی و جای دیگری قرار دهی.
مگر داور دادگر بیهمالبرآرد تو را کام از این بدسگال
هوش مصنوعی: آیا جز دادگر بی همتا برای تو خواستهای را که از این بدکار به دست آوردهای تحقق نخواهد بخشید؟
بدو گفت قارن که فردا پگاهکمر بست باید شدن رزمخواه
هوش مصنوعی: قارن به او گفت که فردا صبح باید آماده جنگ شود و برای نبرد کمربند ببندد.
بدان تا دل لشکری نشکندهمه ترس دشمن ز بن برکند
هوش مصنوعی: وقتی که دل یک گروه نمیشکند و متحد میمانند، تمام ترسها و نگرانیهای دشمن از بین میرود.
تو امشب بفرمای تا در شتابگذارند کشتی از آن سوی آب
هوش مصنوعی: امشب تو فرمان بده تا کشتی به سرعت از آن طرف آب عبور کند.
بدان تا بدانند یکسر سپاهکه ما برنگردیم از این رزمگاه
هوش مصنوعی: بدان که همه سپاه آگاه شوند که ما از این میدان جنگ بازنمیگردیم.
به جان و به دل رای جنگ آورندبدین رزم خوی پلنگ آورند
هوش مصنوعی: با جان و دل به میدان نبرد میروند و در این جنگ، مانند پلنگ مبارز پرشور و شجاع هستند.
بفرمود در شب به ملّاح پیرکه کشتی از آن سو گذارد چو تیر
هوش مصنوعی: در شب، به ناخدای پیر فرمان داد که کشتی را مانند تیر از آن طرف عبور دهد.
ز بهر شد آمد دو زورق بمانددگر یکسر از مرز دریا براند
هوش مصنوعی: به خاطر آن دو قایق به دریا آمده بود، اما یکی از آنها کاملاً از مرز دریا خارج شد.