بخش ۳۲۵ - رسیدن نامهٔ تور به سلم و بازگشت سلم از روم
هوش مصنوعی: در این بخش از داستان، نامهای از تور، که دچار جنون است، به سلم میرسد. او در نامه از بندگی ایرج و احساس حقارت میگوید و به نارضایتی خود از وضعیت موجود اشاره میکند. او نمیخواهد به عنوان برادر، زیر دست ایرج باشد. سلم تصمیم میگیرد که به جنگ برخیزد و لشکر خود را جمع کند تا از ننگ بندگی رها شود. پس از شنیدن نامه، او به جمعآوری نیرو میپردازد و آماده نبرد میشود. سرانجام، لشکر او بر زمین میریزد و پیروزی به دست میآورد و به انتقام بلندمدت خود ادامه میدهد.
برابر همی بود با سال هشتسواری شتابان برآمد ز دشت
هوش مصنوعی: در همان زمان، در سال هشتم، سواری با سرعت زیاد از دشت بیرون آمد.
یکی نامه از تور شوریدههوشکه چندین چه باشی تو در بند کوش
هوش مصنوعی: یک شخصی نامهای از کسی دریافت کرده که به شدت مضطرب است و از او میپرسد که چرا هنوز در این وضعیت گرفتار شده و باید تلاش کند تا از بند رها شود.
که ایرج ز ما باژ جوید همیسخنهای بیهوده گوید همی
هوش مصنوعی: ایرج از ما باج میطلبد و مدام حرفهای بیفایده میزند.
نماید به ما بر همی مهتریپدر داد ما را چنین کهتری
هوش مصنوعی: به ما نشان میدهد که پدر بزرگوار ما، چنین ضعفی را به ما داده است.
که او را به ایرانیان شاه کردمرا و تو را سر سوی راه کرد
هوش مصنوعی: او مرا شاه ایرانیان قرار داد و تو را به سوی راه درست هدایت کرد.
برادر که از ما دو تن کهتر استچرا او به جای پدر در خور است
هوش مصنوعی: چرا برادری که از ما دو نفر کمارجتر است، باید به جای پدر مورد توجه قرار بگیرد؟
اگر تو روا داری این بندگیبمانی بدو تاج و فرخندگی
هوش مصنوعی: اگر تو این خدمت و بندگی را بپذیری، به تو تاج و خوشبختی خواهند داد.
مرا نیست در دل چنین داستاننباشم بدین کار همداستان
هوش مصنوعی: باید بگویم که در دل من هیچ قصهای نیست و من هم در این کار هم نظر و هم عقیده نیستم.
وگرنه سبک باش و نزد من آیچو با من یکی گشته باشی به رای
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی سنگین باشی، بیدرنگ به نزد من بیا، زیرا وقتی با من یکی شوی، همهچیز آسانتر خواهد بود.
به سوگند هر دو پساییم دستکه هرگز نباشیم ایرجپرست
هوش مصنوعی: به هر سوگندی که میخوریم، هر دو با هم قرار میگذاریم که هرگز به کسی مانند ایرج که در حقاش ظلم شده و به او احترام نمیگذاریم، وفادار نباشیم.
که بهتر بود مرگ از آن زندگیکجا کهتران را کنی بندگی
هوش مصنوعی: بهتر است که انسان بمیرد تا اینکه زندگی کند و دیگران را به بندگی بکشاند.
چو آن نامه سلم دلاور بخواندبزد کوس و شبگیر لشکر براند
هوش مصنوعی: وقتی آن نامه از سهراب دلیر خوانده شد، طبل جنگ به صدا درآمد و لشکر را به حرکت درآورد.
حصاری شد از ننگ و سختی رهابه زیر آمد از کوه چون اژدها
هوش مصنوعی: او از شرم و ناملایمات رهایی یافته و مانند اژدهایی که از کوه پایین میآید، به پایین آمده است.
سپاه پراگنده آمد برشبپوشید روی زمین لشکرش
هوش مصنوعی: سربازان پراکنده به او حمله کردند و زمین را زیر سایه لشکر خود پوشاندند.
همه اندلس باز تا باخترگرفت و به پیروزی آورد سر
هوش مصنوعی: همه قسمتی از سرزمین اندلس را دوباره به سمت باختر بازپس گرفته و به پیروزی دست یافتند.
دگر باره ویرانی آباد کردبه بخشش دل مردمان شاد کرد
هوش مصنوعی: بار دیگر سرزمین ویران را بازسازی کرد و با کمک به دیگران، دل مردم را شاد نمود.
به نیرو فزونتر شد از بار پیشبه مردان جنگاور و گنج خویش
هوش مصنوعی: او با قدرتی بیشتر از گذشته به جنگجویان و ثروت خود افزوده است.