بخش ۳۲۷ - نامه فرستادن تور و سلم به نزد کوش و پیشنهاد بخش کردن زمین بین کوش و تور و سلم
هوش مصنوعی: در این متن، شخصیتهای مهمی به برقراری رابطه و گفتگو میپردازند. آنها از ظلم و بیعدالتیهایی که علیه خود و سرزمینشان رخ داده، شکایت میکنند. دو شخصیت اصلی، ایرج و سلم، به یادآوری جنایتهایی که بر سرزمینشان رفته است، مینشینند و تصمیم میگیرند که انتقام بگیرند. آنها تقسیمی برای سرزمینها مشخص میکنند و هر یک بخشی از زمین را به خود اختصاص میدهند. در نهایت، برغم اختلافات گذشته، آنها بر اهمیت اتحاد و همبستگی تأکید کرده و برای پیشرفت و آزادی اقدام به عمل میکنند. این گفتگو به نمایندگی از مبارزه برای عدالت و ادعای حقوق از سوی شخصیتهای اصلی است.
پسندیده آمد سخنهای توریکی نامه کردش دلارای تور
هوش مصنوعی: گفتارهای تو برایم خوشایند است، پس یکی از آنها را به عنوان نامهای برای عشق تو نوشتم.
سر نامه از تور و سلم سترگبه نزد جهاندیده کوش بزرگ
هوش مصنوعی: در ابتدای نامه، از دو شخصیت بزرگ، یعنی تور و سلم، یاد میشود و به کسی که در دنیا دیدهبان و آگاه است، توصیه میشود که تلاش کند و کوشش کند.
بدان ای نبرده شهِ نامدارکه با شاه، ما را بد افتاد کار
هوش مصنوعی: بدان که ای شخص معروف و بینظیر، از آنچه با پادشاه ما افتاده است، آگاه باش.
همان کرد با ما کجا با تو کردز کردار بیروی و گفتار سرد
هوش مصنوعی: او همان رفتاری را با ما انجام داد که با تو کرده بود؛ از عمل بیچهره و گفتار سردش مشخص است.
بیفگند ما را از آن مرز و بومیکی را به تُرک و یکی را به روم
هوش مصنوعی: ما را از سرزمین خود دور کردهاند؛ یکی از ما را به سرزمین ترکها و دیگری را به سرزمین رومیها منتقل کردهاند.
به ایرج سپرد آنگهی تاج و تختپسندد چنین مردم نیکبخت!
هوش مصنوعی: سپس تاج و تخت را به ایرج سپرد، زیرا مردم نیکبخت چنین چیزی را میپسندند!
بدین بد بسنده نکردهست بازهمی خواست از ما دو تن ساو و باز
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که فردی راضی به چیز بدی نشده و همچنان از ما دو نفر سعادت و شادابی بیشتری میخواهد.
کجا گفت و شاید چنین داوریکه فرزند کهتر کند مهتری
هوش مصنوعی: در کجا گفته شده که فرزند کوچکتری میتواند بر پدر بزرگتری قضاوت کند؟
چو با ما نمودند خوی پلنگخود از خویشتن دور کردیم ننگ
هوش مصنوعی: وقتی که دیگران با ما به روش خشن و جانوری خود رفتار کردند، ما از خودمان و از رفتار ناپسند آنها فاصله گرفتیم.
جهان را از ایرج بپرداختیمکنون رای و رَسم دگر ساختیم
هوش مصنوعی: ما جهان را بر اساس اصول و قوانین ایرج اداره کردیم، حالا تصمیم و رسم جدیدی را بنا نهادیم.
چو ضحاک ما را نیاز بربندهمی بگسلد زیر چرم کمند
هوش مصنوعی: وقتی که ضحاک ما را در بند میکند، ممکن است او را از زیر چرم کمند آزاد سازد.
ز مادر تویی خویش و هم خال مابه تو سخت گردد بر و یال ما
هوش مصنوعی: به دنیا آمدن تو، هم به خاطر خانوادهات است و هم به خاطر نسبت ما با تو. به همین دلیل، نسبت ما به تو و وابستگیامان به هم، بسیار نزدیک و عمیق خواهد بود.
چو ما هر دو یکدل شدیم اندر اینز شاه بد آیین بخواهیم کین
هوش مصنوعی: وقتی که ما هر دو به یکدل و یکنظر رسیدیم، از شاه بدسیرت خواهان انتقام خواهیم بود.
چو ما را شود کوه و هامون و شهرببخشیم روی زمین بر سه بهر
هوش مصنوعی: وقتی که ما به کوهها و دشتها و شهرها برسیم، زمین را به سه قسمت تقسیم میکنیم و آن را به دیگران خواهیم بخشید.
بهین بهر، بخش تو باد از زمینگر ایران و گر هند و گر ترک و چین
هوش مصنوعی: بهترین قسمت از زمین، متعلق به تو باشد، چه ایران باشد، چه هند، چه ترکیه و چه چین.
وگر باختر هرچه داری به دستتو را باد از آن به نیاری به دست
هوش مصنوعی: اگرچه هرچه که داری با خودت است، اما اگر باد نگیرد و از دستت برود، به تو کمکی نخواهد کرد.
یکی بهره ایران و چین است و هندهمان کشور نیمروز است و سند
هوش مصنوعی: یکی از دستاوردهای مهم ایران، چین و هند، همان سرزمینهای جنوبی و رود سند است.
به سلم دلاور دهیم آن همهشبان گردد و نامداران رمه
هوش مصنوعی: ما به کسانی که شجاعت دارند و دلیرند، آنقدر احترام و ارزش میدهیم که شبانی را به آنها بسپاریم و آنان را در میان مردان بزرگ و نامآور قرار دهیم.
دگر بهره سقلاب و روم است بازهمه مرز ترکان و چین و طراز
هوش مصنوعی: دیگر نوبت استفاده از امکانات و منابع سلاطین و امپراتوری روم است، و این بار مرزهای جولان ترکها و چین و زیبایی آنها مطرح میشود.
همان خاور و ماورالنّهر نیزز گیتی مرا باشد آن بهر نیز
هوش مصنوعی: همانطور که در شرق و غرب دنیا، برای من چیزی از آن وجود ندارد.
سوم بهره شام است و مصر و یمنسراسر همه تازیان تا عدن
هوش مصنوعی: نوبت بهرهبرداری از شام، مصر و یمن است که تمام نواحی عربی را تا عدن در بر میگیرد.
همه باختر هرچه در پیش توستتُرایست کآن جا کم و بیش توست
هوش مصنوعی: هر چیزی که در برابر تو قرار دارد، همه به خاطر توست و آنجا کم و کاستی نیست.
بدان منگر اکنون که سلم جوانکمر بست بر رزم تو با گوان
هوش مصنوعی: به آنچه اکنون میبینی توجه نکن؛ زیرا جوانی با نام سلم، برای نبرد با تو آماده شده است.
فراوان از آن رنج دیدی به دشتکه آن روزگاران کنون درگذشت
هوش مصنوعی: در دشت، روزگاری بسیاری از رنجها را تجربه کردی که اکنون به فراموشی سپرده شدهاند.
که ما هر دو با دل پر از خون بُدیمهمه زیر بند فریدون بُدیم
هوش مصنوعی: ما هر دو با دلهای آکنده از غم و اندوه بودیم و همه تحت تاثیر قدرت فریدون قرار داشتیم.
به فرمان او کرد بایست کارکنون درگذشت آن چنان روزگار
هوش مصنوعی: به دستورات او ایستاد و امروز، روزگار گذشته به پایان رسیده است.
تو امروز گیر، آن گذشته مگیرز ما هر دو خویشان درودی پذیر
هوش مصنوعی: امروز را در دست بگیر و گذشته را فراموش کن، زیرا ما هر دو با هم ارتباط داریم و سلام و درود را بپذیر.
نهادند بر نامه هر دو نگینفرستاده بسپرد روی زمین
هوش مصنوعی: بر روی نامه هر دو، نگینی گذاشتند و فرستاده را به زمین سپردند.