شمارهٔ ۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با نغمهای عاشقانه به حضور خداوند و عشق به او میپردازد. بلبل در صبح بیدار به پروردگار خود فریاد میزند که عاشق اوست. او از درد و رنج خود میگوید و درخواست مرهمی برای زخمها و غمهایش دارد. دلش در جهان آواره است تا اینکه به زیبایی خداوند چشم میدوزد و آرام میگیرد. یاد خداوند روح او را زنده میکند و به او امید میبخشد. شاعر به ارتباط عمیق و دیرینهاش با خدا اشاره میکند و میگوید که در عشق و وصال خدا غرق است. در نهایت، او از دیگران میخواهد درباره حالت خود سخن نگویند چون در حال فانی شدن در عشق الهی است.
بلبل بوقت صبح بدرگاه کبریافریاد عشق زد که: منم عاشق خدا
هوش مصنوعی: بلبل در صبح زود به درگاه خدا با صدای بلند از عشقش سخن گفت و اعلام کرد که عاشق خداوند است.
زار و نزار و شیوه تجرید همرهستدر حال من نگر ز سر لطف، ربنا
هوش مصنوعی: در حالتی دردناک و غمانگیز هستم، در حالی که همزمان روشی از دوری و بینیازی را اتخاذ کردهام. با نگاهی مهربان به من بنگر، خدایا.
مجروح و خسته ایم، بما مرهمی فرستچون مرهمی رسید صفا در پی صفا
هوش مصنوعی: ما زخمخورده و خستهایم و به چیزی برای درمان نیاز داریم. وقتی دارویی به ما رسید، آرامش و شادی به دنبالش آمد.
آواره بود دل ز غم عشق در جهانچون روی تو بدید«لقد سرمن رآ»
هوش مصنوعی: دل دچار غم عشق بود و از آن سرگردان در دنیا میگشت، اما وقتی که چهره تو را دید، خوشحال و شاد شد.
یاد تو روح ماست جمالت فتوح ماستما با تو بوده ایم درین دیر سالها
هوش مصنوعی: یاد تو زندگی ماست و زیباییات پیروزی ماست. ما در این سالها همیشه با تو بودهایم.
واقف شوی و غیب نماند بهیچ حالگر تو علی وقتی از سر«لافتا»
هوش مصنوعی: اگر تو علی (ع) باشی، هیچ چیز در عالم غیب نمیماند و همه چیز را خواهی دانست.
ای مدعی، ز حالت قاسم سخن مپرسغرقیم در وصال و فناییم در فنا
هوش مصنوعی: ای مدعی، از حال و روز قاسم نپرس. ما در عشق غرق شدهایم و به فنای عشق، وجود خود را نادیده گرفتهایم.