شمارهٔ ۲۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و شیدایی خود اشاره میکند و از دلآشفتگی ناشی از آن سخن میگوید. او به مخاطبش (که به طور خاص به یک دلبر ترک اشاره دارد) میگوید که این دلبر با زیبایی و چشمهای مستش، دلها را غارت میکند و او نیز از عشق و دیدار او بسیار مشتاق است. شاعر بیان میکند که عشق او به قدری عمیق و پایدار است که حتی در سختیها و آزمونها، همچون شمعی پابرجا باقی میماند. او تمام وجودش را غرق عشق جانان میداند و بر این باور است که شراب عشق میتواند درمان درد دلهای عاشقان باشد. در نهایت، به ارتباط میان عشق و مکتبهای مختلف نیز اشاره میکند.
گریبان میدرم هردم که: دامان درمکش از ماکه ما مشتاق دیداریم و رند و عاشق و شیدا
هوش مصنوعی: هر لحظه خود را به چنگ میآورم و میکشم تا از تو دور نشوم؛ زیرا ما در انتظار دیدارت هستیم و در عشق و شیدایی به سر میبریم.
به چشم مست میگونت بگو: ای ترک یغماییکه: آخر چیست مقصودت ز چندین غارت دلها؟
هوش مصنوعی: به چشمان زیبا و گیرایت بگو: ای دلبری که دلها را میربایی، هدف تو از این همه دلبردن چیست؟
ازان خورشید رخسارت سواد زلف یک سو کنکه مشتاقان به روز آیند از تاریکی شبها
هوش مصنوعی: رخسار زیبای تو مانند خورشید میدرخشد و زلفهای تو نیز مانند سایهای در کنار آن است. بنابراین، کافی است زلفهای خود را کنار بزنی تا افرادی که شوق دیدن تو را دارند، از تاریکی شب به سمت روشنی روز بیایند.
چنان در عشق یک رویم که گر تیغم رود بر سربه روز امتحان باشم چو شمع استاده پابرجا
هوش مصنوعی: به قدری در عشق استوار و ثابت قدم هستم که حتی اگر بر سرم تیغ برود، مانند شمعی که در مقابل آتش ایستاده، در روز امتحان نمیلرزم و محکم میمانم.
ز سر تا پا همه جانم، که غرق عشق جانانمهمه عشقست ارکانم، ز سر تا پا، ز سر تا پا
هوش مصنوعی: تمام وجود من از سر تا پا پر از عشق معشوق است. تمام اجزای من تحت تأثیر این عشق هستند.
ز زلف دل پریشانست گفتم؛ گفت: عاشق راشراب لعل میباید علاج علت سودا
هوش مصنوعی: از داراییهای درونسازمانیام پرسیدند که چرا دل پریشان دارم، گفتم: عاشق باید از شراب سرخ (لعل) بهره ببرد تا درمانی برای درد عشقش پیدا کند.
ز قاسم عشق میبارد، ز واعظ زهد و رعناییکه «بعدالمشرقین» آمد میان شیخ و مولانا
هوش مصنوعی: عشق از قاسم سرازیر میشود و زهد و زیبایی از واعظ میجوشد، آنچنان که «بعدالمشرقین» میان شیخ و مولانا به وجود آمده است.