شمارهٔ ۴۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر زیبایی معشوق را با ماه و خورشید مقایسه میکند و به عشق و شوق می پردازد. او از انتظار برای دیدن معشوق سخن میگوید و بر این باور است که همه در جستجوی او هستند. شاعر از لذتهای وصال و دوری حجاب صحبت کرده و به زخمهای عشق و دیوانگی اشاره میکند. او از ساقی میخواهد بادهای به او بدهد تا راز دلش را بگوید و به وصف معشوق ادامه میدهد. در نهایت، شاعر به تأثیر شگفتانگیز محبت و زیبایی معشوق بر دل و جان اشاره میکند.
ای رخ زیبای تو رشک مه و آفتابروی تو و جام می، عکس گل اندر شراب
هوش مصنوعی: چهرهی زیبای تو، جذابیتش از ماه و خورشید بیشتر است. وقتی که جام می را میبینم، یاد گل درون شراب میافتم.
جمله جهان انتظار، در طلب یار غارتا که ببیند بخواب روی ترا بی حجاب؟
هوش مصنوعی: تمام جهان در انتظار است تا یار خود را ببیند و خواب او را، بی هیچ پوششی.
در حجب عزتی، در تتق وحدتیچون همگی حیرتی، مست تو شد شیخ و شاب
هوش مصنوعی: در پردهای از عزت و در حالت یکتایی قرار داریم. همگان در حیرت هستند و این حالت باعث شده است که هم جوانان و هم پیران، تحت تاثیر این مستی قرار بگیرند.
تو ز من از باده پرس وز می آماده پرسآمد ایام وصل، رفت زمان حجاب؟
هوش مصنوعی: از من دربارهی باده سؤال کن و از می آماده بپرس. آیا زمان وصال رسیده و دوران حجاب رفته است؟
قصه جانانه پرس وز می و می خانه پرساز دل دیوانه پرس، گنج بود در خراب
هوش مصنوعی: داستان عشق را بپرس و در مورد شراب و میخانه نیز سوال کن. از دل دیوانه جویا شو که در دل ویران، گنجی نهفته است.
ساقی ما، باده ده، باده آماده دهبرد دلم راز من ناله چنگ و رباب
هوش مصنوعی: ای ساقی، بادهات را به من بده، بادهای که آمادهاش کردی. دل مرا به رازهای خود مشغول کرده و نالههای چنگ و رباب درونم را به گوش میآورد.
قاسم دیوانه شد، چونکه بدید و شنیدروی تو چون جام می، بوی تو چون مشک ناب
هوش مصنوعی: قاسم دچار جنون شد وقتی که چهرهات را مانند جام شراب دید و بوی تو را مانند مشک خالص شنید.