شمارهٔ ۴۸
هوش مصنوعی: این شعر دعوت به دوستی و ارتباط با دیگران را میکند و بر اهمیت توجه به همسایه و نزدیکان تأکید دارد. شاعر از شنیدن بوی یار و نزدیکتر شدن به او سخن میگوید و ناامیدی از عشق را نکوهش میکند. همچنین، به استقبال فرصتها و لحظات خوب اشاره کرده و دعوتی به باز کردن در دل و جان برای دریافت محبت و وصال دارد. در نهایت، بیانگر پایان دورانی و آغاز فصلی جدید در روابط انسانی است.
یار همسایه تو شد، دریابهمه اینست «خیر ما فی الباب »
هوش مصنوعی: یار همسایهات به تو نزدیک شده، پس همه چیز را در نظر بگیر که این تنها به نفع تو خواهد بود.
هستی خود ببین و دوست ببینهم برین ختم گشت فصل خطاب
هوش مصنوعی: خودت و دوستانت را بشناس و درک کن که این گفتگو به پایان رسیده است.
یک زمانم مجال می بایدقصه کهنه و شب مهتاب
هوش مصنوعی: زمانی باید که فرصتی باشد تا داستان قدیمی و شب روشنی مهتاب را بازگو کنم.
یار ما دربدر، بما نزدیکوقت از دست می رود، دریاب
هوش مصنوعی: دوست ما که در حال عذاب و بیقراری است، وقت زیادی برای کمک به ما باقی نمانده، پس دستانش را بگیر و به او کمک کن.
بوی آن یار می رسد ز نسیم«افتح الباب، ایها البواب »
هوش مصنوعی: بوی محبوبم با نسیم میآید، ای دربان در را باز کن.
توبه از عشق کرد زاهد شهراز چنین توبه، توبه، یا تواب
هوش مصنوعی: زاهد شهر به خاطر عشق، از آن توبه میکند، اما این نوع توبه، نه تنها مفید نیست، بلکه خودش نیاز به توبه دارد.
بر دل و جان قاسمی بگشادر وصل، ای مفتح الابواب
هوش مصنوعی: در عشق و وصال، درهای دل و جان قاسمی را به روی او بگشا، ای که درهای بسته را مفتوح میکنی.