شمارهٔ ۵۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و محبت خداوند و زیباییهای عشق اشاره میکند. او از دلتنگیهای خود میگوید و اینکه بدون معشوقش هیچ آرامش و ثباتی ندارد. تصویر روی محبوبش را به صبحی خوش و نجاتدهنده تشبیه میکند و اظهار میدارد که هرجا که باشد، دلش در پی اوست. شاعر از معشوقش میخواهد که اگر دوست دارد، از عشقش بگوید و به یادش بیاورد که روز خوشی در راه است. در نهایت، به کمبود عشق و تأثیر آن بر زندگیاش اشاره میکند و میگوید حتی وقتی محبوب با خنده میرود، این غم او را ناتوان کرده است.
مرآت اوست جمله ذرات کاینات«یا عاشقین، قوموا، حیوا علی الصلات »
هوش مصنوعی: تمام ذرات جهان آینهدار او هستند. ای عاشقان، بر خیزید و برای عبادت به پا خیزید.
در کوی عشق او بادب رو، که گفته اند :در طور عاشقی حسناتست سیئات
هوش مصنوعی: به خاطر عشق او با ادب و احترام رفتار کن، چرا که گفتهاند در مسیر عشق، کارهای خوب تبدیل به کارهای بد میشوند.
ای آرزوی جان، چه کنم من دوای دل؟بی تو نه خواب دارم و نه صبر و نه ثبات
هوش مصنوعی: ای عشق زندگی من، حالا چه باید کنم تا قلبم را آرام کنم؟ بدون تو نه میتوانم بخوابم و نه صبر و شکیبایی دارم.
جان مست روی تست، که آن روی دلفروزصبحیست از سعادت و روزیست از نجات
هوش مصنوعی: روح سرشار از شادی من در زیبایی چهره توست که همانند سپیده دم خوشبختی و روزی از رهایی میدرخشد.
زار و نزار تست، دلم هر کجا که هستجان دوستدار تست، اگر موت اگر حیات
هوش مصنوعی: تو در همه حال و هر مکان در دل من حضور داری، من به عشق تو زندهام و برایم مهم نیست که در چه وضعیتی قرار دارم، حتی اگر مرگ یا زندگی باشد.
بسم الله، ار بخون دلم مایلی بگوروزی مبارک آمد و شب لیلة البرات
هوش مصنوعی: به نام خدا، اگر دلت میخواهد بخوان، بگو که روز مبارکی آمده و شب عید بزرگ در پیش است.
گفتند: قاسمی ز هوای تو جان نبرددر خنده رفت یار و چنین گفت «مات مات »
هوش مصنوعی: گفتند که قاسمی نتوانسته است در هوای تو زندگی کند و جانش را باخته است. یار در حالی که میخندید، گفت: «کاملاً متحیر و شگفتزدهام.»