شمارهٔ ۷۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به دنبال یار وفاداری است که زیباییاش نور دلها را روشن میکند و جای او را سوال میکند. او به یار گرامی خود نزدیک میشود و میبیند که نور تجلی از چهرهاش نمایان است. وقتی یار مینشیند، حالتی بینظیر پدید میآید و هنگامی که برمیخیزد، آن حالت دوباره تجدید میشود. شاعر به اهمیت وفا و صفا اشاره میکند و میگوید که این ارزشها در زندگی واقعی اهمیت دارند. او همچنین به تفاوت میان ریا و صداقت میپردازد و از زاهدانی میگوید که تنها به ظواهر توجه دارند، در حالی که صوفی راستین باید از این مسائل فراتر رود. در نهایت، شاعر به غفلت انسانها اشاره میکند و خواهان بیداری از خواب غفلت است.
مهربان یار وفاپیشه کجا رفت و کجاست؟که جمالش همگی نور دل و دیده ماست
هوش مصنوعی: دوست مهربان و وفادار ما کجا رفته و اکنون کجاست؟ چون زیبایی او روشنایی دل و چشمان ماست.
من بدان یار گرامی برسیدم دیدمکه همه نور تجلی ز جبینش پیداست
هوش مصنوعی: من به محبوب عزیزم رسیدم و دیدم که تمام نور و روشنایی درخشش از پیشانیاش نمایان است.
یار خوش خوی چو بنشست قیامت بنشستباز آن یار چو برخاست قیامت برخاست
هوش مصنوعی: دوست نیکوکار و مهربان وقتی نشسته باشد، همه چیز به آرامش میرسد و هنگامی که او برمیخیزد، همه چیز دوباره در هم میریزد و به هیجان میآید.
در وفا کوش و صفا کوش، که جان می داندکین متاعیست که در ملک تو آن مستوفاست
هوش مصنوعی: در loyalty تلاش کن و در صفا نیز، زیرا که جان آگاه است که این کالا، در سلطنت تو آن محاسب است.
حالت روی و ریا شیوه سرمستانستکمترین شیوه این زاهد ما روی و ریاست
هوش مصنوعی: حالت ظاهری و رفتار ریاکارانه، مخصوص افرادی است که به مستی و خوشی میپردازند. کمترین شیوهای که این زاهد (پرستنده) از خود نشان میدهد، تمایل به نمایشگری و برتریطلبی است.
صوفیان جمله پی خرقه و تسبیح شدندغیر آن صوفی ما، کو ز میان مستثناست
هوش مصنوعی: صوفیان همه به دنبال لباس و ابزار ذکر هستند، اما صوفی ما متفاوت است و در میان آنها استثنایی است.
قاسمی، جمله جهان مرده غفلت گشتندغیر آن زنده کن مرده، که یحیی الموتاست
هوش مصنوعی: تمامی مردم جهان در خواب غفلت به سر میبرند، جز آن کسی که مانند یحیی، زندهکننده مردگان است.