شمارهٔ ۱۳۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دوست و معشوق خود طلب محبت میکند و به رابطه نزدیک و عاطفی با او اشاره میکند. او به بیان اشتیاق و نیاز خود به جرعهای از عشق و محبت میپردازد و میگوید که در عشق به یارش، هیچ چیزی جز محبت او نمیتواند او را سیراب کند. شاعر ضمن اشاره به رقابتها و مشکلات، خواهان توجه و مهربانی دوست است و در نهایت به طعنهای اشاره میکند که اگر کسی بخواهد از عشق توبه کند، این کار درستی نیست و عشق حقیقی نمیتواند از دل برود.
بیار جان طلب کار را بحضرت دوستببین که با همه ذرات کون رو در روست
هوش مصنوعی: بیا و جانِ کسی که در جستجوی محبت است را به دوست ارائه کن و ببین که او چگونه با تمام ذرات عالم روبرو میشود.
قلم برندی ما رفته است روز ازلجزع چه سود کند؟ چون رقم چنین زد دوست
هوش مصنوعی: قلمی که سرنوشت ما را نوشته، در روز ازل چه فایده دارد؟ وقتی که دوستی اینطور سرنوشت ما را رقم زده است.
مرا ز خم تو یک جرعه ای تمام بودبیار رطل محبت، چه جای جام و سبوست؟
هوش مصنوعی: یک جرعه از خم محبت تو برای من کافی است. بیا مقدار زیادی از عشق بیاور، چون دیگر جایی برای جام و سبو وجود ندارد.
بوصل ما چو رسیدی تو شاد و خرم باشجهان و جان بعوض ده، که دولت نیکوست
هوش مصنوعی: وقتی به ما ملحق شدی، خوشحال و شاداب باش. زندگی و روح خود را فدای ما کن، چون خوشبختی و سعادت در این است.
رقیب گفت که: از یار می کنم شکوهرقیب قصه غلط کرد، ماجری با اوست
هوش مصنوعی: رقیب گفت: من از محبوب شکوائی دارم. اما او اشتباه میکند، زیرا داستان به گونهای دیگر است و ماجرای دیگری وجود دارد.
ز پا فتاده ام، ای یار، یک نظر فرمامرا ز جود تو، ای دوست، اینقدر مرجوست
هوش مصنوعی: ای دوست، من در حال ضعف و ناتوانی هستم؛ فقط یک نگاه پرمحبت به من بینداز، زیرا لطف و بخشش تو برای من بسیار ارزشمند و مورد نیاز است.
بطعنه گفت که: قاسم ز عشق توبه کندطریق توبه ز عاشق رسم نانیکوست
هوش مصنوعی: او با کنایه گفت که قاسم از عشق توبه کند، ولی راه توبه برای عاشق مناسب نیست.