شمارهٔ ۱۵۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و حضور دوست (عشقی که به خدا و محبوب است) بحث میکند. شاعر تاکید میکند که هر جا که دل، به اسرار الهی آگاه میشود، عشق و محبت در آنجا جاری است. گرچه واعظان ممکن است سخنان نادرستی بگویند، اما حقیقت عشق و الهام در هر جا که سلطان خرابات (عشق) قدم میگذارد، نور و صفا وجود دارد. شاعر از بلای عشق گلایه دارد و به این نکته اشاره میکند که هر عاشق در دنیای عشق با درد و رنج مواجه است و رمز و راز عشق برای او روشن است، حتی اگر دیگران آن را درک نکنند.
در فهم همین نکته بسی عزت و جاهستاین نکته که: آن دلبر ما در همه جا هست
هوش مصنوعی: در درک این موضوع، بزرگ و با ارزش بودن آن را در نظر داشته باشید. بدانید که محبوب ما در هر زمان و مکانی حضور دارد.
هرجان، که دمی واقف اسرار خدا شداو در کنف عاطفت ظل الهست
هوش مصنوعی: هر کس که لحظهای از رازهای خداوند آگاه شد، تحت حمایت و محبت الهی قرار میگیرد.
در مملکت سر دل سینه عشاقگر قصه «لا» نیست ولی سر الاهست
هوش مصنوعی: در سرزمین عشق، اگر داستان "نه" وجود ندارد، اما عشق و محبت در دلها جاری است.
واعظ سخنی گفت که: بشتاب و ندانستهرچند نداند، سخنش روی براهست
هوش مصنوعی: واعظ حرفی زد که: به سرعت عمل کن، هرچند که نادانسته باشد. سخنش به سوی حقیقت و راه درست هدایت میکند.
هرجا که رسد مقدم سلطان خراباتدر مقدم ایشان همه نورست و صفا هست
هوش مصنوعی: هر کجا که حضور پادشاه میخانهها باشد، همه جا روشنایی و دلنوازی وجود دارد.
یا رب، چه بلاییست درین عشق جهان سوز؟هرجا که بود عاشق بیچاره بلا هست
هوش مصنوعی: ای خدا، این عشق سوزناک چه مصیبت و دردسری به همراه دارد! هرجا که عاشقی باشد، مصیبت و سختی هم هست.
با قاسم بیچاره مگو: عشق و صفا نیستای خواجه، گر این شیوه ترا نیست مرا هست
هوش مصنوعی: با قاسم بیچاره صحبت نکنید، چون عشق و دوستی در زندگی او جایی ندارد. اما اگر این حالت برای شما وجود ندارد، برای من همچنان وجود دارد.