شمارهٔ ۲۱۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به معشوقش سخن میگوید و از او میخواهد که او را به خاطر گذشتهاش سرزنش نکند. او ابراز میکند که بدون حضور معشوق هیچ جایی در دلش ندارد و عشق را به خاطر زیبایی معشوق تجربه کرده است. شاعر تأکید میکند که اگر عشق معشوق نبود، نمیتوانست بر مشکلات و سختیها غلبه کند. همچنین، او به گناهان خود اشاره میکند و از لطافت و لطف معشوق برای بخشایش گناهانش درخواست میکند. در نهایت، او به این نکته میپردازد که در روز قیامت، گناهکاران به دلسوزی معشوق نیاز دارند.
بحق صحبت دیرین مرا مران بخجالتبآستین ملامت ز آستان کمالت
هوش مصنوعی: به خاطر صحبتهای قدیمی، مرا از خود نران و به خاطر شرم و عیبهایم، از درگاه کمال و بزرگیات دور نکن.
دلم بغیر جناب تو هیچ جای نداردبحق شام فراقت، بحق صبح وصالت
هوش مصنوعی: دل من تنها به تو وابسته است و هیچ جایی غیر از تو در آن وجود ندارد. به خاطر شب جداییات و به خاطر صبح وصال و دیدارت.
بخود نیامدم، ای جان، بقرب حضرت جانانمرا بحسن دلال تو عشق کرد دلالت
هوش مصنوعی: من به خود نیامدم، ای جان، نزدیک نگار وجودم، تو به خاطر زیباییات مرا عاشق کردی.
سخن قبول کن از ما،بیا بحضرت اعلیمپر ببال خود اینجا، که بال تست و بالت
هوش مصنوعی: کلام ما را بپذیر و به مقام بلند بیایید. به خود نبالید که اینجا جایی برای نشان دادن برتری شما نیست، چرا که اینجا فقط فضایی برای رشد و پرواز است.
بنیم شب که جهان مست خواب خوش بود،ای جانمن و نزاری و زاری، ندیم خیل خیالت
هوش مصنوعی: در شب که جهان در خواب خوش فرو رفته است، ای جان من، همراه من و همدرد من، یاد تو همچون خیالی زیبا در ذهنم است.
اگر نه عون تو باشد، چگونه راه برد دل؟بآسمان هدایت ز آستان ضلالت
هوش مصنوعی: اگر یاری تو نباشد، چگونه میتوانم دل را به سمت راه درست هدایت کردم؟ با وجود راهنمایی آسمانی، چگونه میتوان از دروازه گمراهی عبور کرد؟
بروز حشر،که عرض گناه خسته دلانستگناه قاسم مسکین بلطف تست حوالت
هوش مصنوعی: در روز قیامت، زمانی که گناهان دلهای رنجور و خسته عرضه میشود، گناه قاسم مسکین به لطف تو به تأخیر میافتد.