شمارهٔ ۲۱۷
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش جمال و فضل الهی پرداخته و شاعر در آن به عشق و حیرت از وجود الهی اشاره میکند. او قصد دارد از لطف و رحمت خداوند سپاسگزاری کند و بیان میکند که حتی اگر همه کائنات علیه او شوند، هیچ هراسی ندارد زیرا خداوند پناه اوست. شاعر میگوید که ویژگیهای خداوند در دلها نوشته شده و هیچ کسی نمیتواند به طور کامل او را بشناسد. همچنین اشاره میکند که خداوند با یک نگاه میتواند راههای زیادی را باز کند و حتی در دردهای عاشقانه، روح را به خود جذب میکند. در نهایت، عشق و بندگی به خداوند را در قالبی عمیق و معنوی ابراز میکند.
ای پرتو جمال الهی،چه گویمت؟ای فیض فضل نامتناهی،چه گویمت؟
هوش مصنوعی: ای نمایاننده زیبایی الهی، چه چیزی میتوانم بگویم؟ ای بخشش بیپایان، چه میتوانم بگویم؟
خواهم زلطف وجود توشکری کنم اداآن هم زلطف تست،الهی،چه گویمت؟
هوش مصنوعی: میخواهم از رحمتی که به من داری قدردانی کنم، ولی این انجام این کار نیز به مهربانی تو بستگی دارد. چه بگویم ای پروردگارم؟
گر کاینات خصم شوند،از کسی چه باک؟ای جان ودل،توپشت وپناهی چه گویمت؟
هوش مصنوعی: اگر جهان با تو دشمنی کند، از کسی چه ترسی داری؟ ای جان و دل، من چه بگویم که تو پشت و پناهی داری؟
وصف تو بر صحیفه دلها نوشته اندبالاتر از سفید و سیاهی چه گویمت؟
هوش مصنوعی: توصیف و زیبایی تو در دلها ثبت شده است و نمیتوانم بگویم که این توصیف فراتر از رنگهای سیاه و سفید است.
حیران شدست جان و دل عاشقان ترانشناخته کسی بکماهی،چه گویمت؟
هوش مصنوعی: دل و جان عاشقان در حیرت هستند و هیچکس تو را نشناخته است. ای کاش میدانستی که چه باید بگویم.
گاهی بغمزه ای ره صد کاروان زنیگه مرشد طریقت و راهی،چه گویمت؟
هوش مصنوعی: گاهی با یک حرکت ناز و عشوهگری، تو میتوانی تمام کاروانها را به راه بیندازی. بیان اینکه تو چه جایگاهی در هدایت و راهنمایی داری، سخن از تو دارد.
جان خواستی ز قاسم بیچاره،ای صنمجانها گدای تست و تو شاهی، چه گویمت؟
هوش مصنوعی: عشق من به تو چنان است که جانم را به خاطر قاسم بیچاره میدهم، ای معشوقه! جانها همه در پی تو هستند و تو مانند شاهی بر سر آنها نشستهای، چه بگویم به تو؟